به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد پی افگندم از نظم کاخی بلند کز باد و باران نیابد گزند پـــــــور تــــــوس
X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 9 آذر‌ماه سال 1395

میراث مکتوب - هجونامه، قطعه‌ای است منسوب به فردوسی که می‌گویند در هجو سلطان محمود غزنوی سروده است. این بیت‌ها در مقدمۀ شاهنامه در شرح زندگانی فردوسی در بخش روابط شاعر با سطان محمود غزنوی و یا در پایان شاهنامه درج شده است. تا آنجا که نگارنده دیده است، کمترین بیت‌های هجونامه 6 بیت در چهارمقالۀ نظامی عروضی و بیشترین آنها، 140 بیت در نسخۀ مجلس دیده می‌شوند. البته نظامی عروضی خاطرنشان می‌سازد که هجونامه 100 بیت داشته که جز شش بیت «مندرس گشت» . اما ژول موهل به نسخه‌ای از شاهنامه استناد می‌کند که در آن هجونامه 160 بیت داشته است، ولی ترجمۀ فرانسوی هجونامه‌ای که او در دیباچۀ خود بر تصحیح شاهنامه آورده است، 91 بیت دارد.

 

 

در مقدمۀ کهن‌ترین نسخۀ شاهنامه که هجونامه را نیز در خود دارد، یعنی استانبول 731ق، هجونامه مشتمل است بر 25 بیت، اما عبدالرحمن بخارایی مشفقی، شاعر قرن دهم هجری که خود به هجویه‌سرایی علاقه‌مند بوده است، آنجا که می‌خواهد هجوهای خود را توجیه کند، می‌نویسد: «فردوسی که مقدم احجاب سخن است در مذمّت بُخل سلطان محمود غزنوی سیصد بیت مثنوی دارد». ولی او فقط چهار بیت معروف هجونامه را آورده است. بنا بر پژوهش ما، شمار بیت‌های هجونامه در تحریرهای مختلف که در نسخه‌های گوناگون شاهنامه پراکنده‌اند،  247  بیت است.
رویدادهای مربوط به هجونامه، مانند بخشهای دیگر زندگانی شاعر پرآوازۀ ایران چنان در هاله‌ای از افسانه‌ها فروپیچیده شده است که به دشواری می‌توان حقایق تاریخی را از لابه‌لای این افسانه‌ها بیرون کشید. پژوهنده در بررسی این رویداد، گویی در سرزمین مه‌آلودی گام برمی‌دارد و هر لحظه بیم آن می‌رود که به دامان خیالات خود فروغلطد. مهمترین پرسشی که رو به روی پژوهشگر قرار می‌گیرد، این است که آیا هجونامه اساساً سرودۀ فردوسی است؟ هجونامه از موضوعات بحث انگیز میان پژوهندگان شاهنامه بوده و هست. تا آنجا که برخی چون نولدکه، قزوینی، تقی زاده، صفا، ریاحی، خالقی مطلق، آیدنلو باور دارند که اصل هجونامه را فردوسی خود سروده است، اما در برابر، پژوهندگان دیگری چون ملک الشعراء بهار، حافظ شیرانی، مجتبی مینوی، دبیرسیاقی، احمد آتش و شاپور شهبازی بر آن هستند که هجونامه جعلی است و فردوسی آن را نسروده است.

آیا فردوسی محمود غزنوی را هجو گفت؟ هجونامه منسوب به فردوسی (بررسی تحلیلی، تصحیح انتقادی و شرح بیت‌ها)، ابوالفضل خطیبی، تهران، پردیس دانش

پنج‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1395

میراث مکتوب - سیّد محمود فرّخ (۱۲۷۶-۱۳۶۰)، ادیب و شاعر اهل مشهد بود که کتابخانه و  انجمن ادبی او در این شهر، بیش از نیم قرن میزبان علاقه‌مندان و  وعده‌گاه ادیبان و شاعران و محققان به شمار می‌رفت. پدر وی، سیّد احمد جواهری، از جملۀ ادیبان و  شاعران و هنرمندان فاضل بود که خصوصاً در خوش‌نویسی دستی داشت. دوران کودکی فرّخ در مکتب‌خانه‌ها و محافل و مجالس ادبی‌ای که همراه با پدرش به آنجا می‌رفت سپری شد. وی در ابتدا در سال ۱۳۰۶ به سمت ریاست کارکنان آستان قدس رضوی منصوب شد. وی در طول دوران زندگی خود مسئولیت‌های گوناگونی را پذیرفت و در حوزه‌های مختلفی فعالیت کرد که از جملۀ آن‌ها می‌توان به نمایندگی مردم قوچان در دوره‌های دوازدهم و سیزدهم مجلس شورای ملی، معاونت آستان قدس رضوی در سال ۱۳۲۲، ریاست کارخانۀ نخ‌ریسی و برق خسروی، و کفالت استانداری خراسان.

در سال ۱۳۴۴ جمعی از بزرگان و محققان در صدد تجلیل از مقام علمی فرّخ برآمدند و این امر به پایمردی شادروان مینوی انجام پذیرفت و به همین مناسبت مجموعه‌ای با عنوان هفتادسالگی فرخ نیز منتشر شد که بزرگانی چون بدیع‌الزمان فروزانفر، غلامحسین یوسفی، مهدی اخوان ثالث، عبدالحسین زرین‌کوب، جلال‌الدین همایی، محمدرضا شفیعی کدکنی، ایرج افشار و دیگران در آن به تجلیل از مقام علمی و شخصیت ادبی و فرهنگی فرّخ پرداختند. دانشکدۀ ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد نیز در سال ۱۳۵۳ با اعطای مدرک دکتری افتخاری به فرّخ برای او مجلس بزرگداشتی برپا کرد. این دانشکده پیش از آن، در سال ۱۳۴۹، بخش عمده‌ای از کتاب‌های وی را برای تجهیز کتابخانۀ خود خریداری کرده بود. پس از درگذشت فرّخ بخش دیگری از کتابخانۀ وی، در سال ۱۳۸۱، به این دانشکده اهدا شد.


مجموعۀ حاضر شامل یادداشت‌ها و حاشیه‌های مرحوم فرّخ بر کتاب‌های مختلف در حوزه‌های گوناگون ادبی و تاریخی است که در هفت بخش گرد آمده است. این کتاب، علاوه بر پیشگفتار و بخشی در معرفی سیّد محمود فرّخ خراسانی، شامل فصل‌های زیر است: بخش اول: یادداشت‌ها و حواشی بر آثار ادبی منظوم و دواوین شعرا؛ بخش دوم: یادداشت‌ها و حواشی بر آثار و کتب ادبی منثور؛ بخش سوم: یادداشت‌ها و حواشی بر کتب تذکره، تراجم احوال و تاریخ ادبیات؛ بخش چهارم: یادداشت‌ها و حواشی بر آثار و کتب تاریخی؛ بخش پنجم: یادداشت‌ها و حواشی بر فرهنگ‌ها و فهارس کتب و نسخ خطی؛ بخش ششم: یادداشت‌ها و حواشی بر مجموعه‌ها، جُنگ‌ها و مکاتیب و رسائل خطی؛ بخش هفتم: یادداشت‌ها و حواشی بر آثار و کتب متفرقه و گوناگون.

کتاب یادداشت‌های سیّد محمود فرّخ خراسانی، به کوشش دکتر مجتبی مجرّد گردآوری شده که انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی آن را در ۳۰۴ صفحه و با شمارگان ۵۰۰ نسخه، به بهای  ۱۶۰۰۰۰ریال منتشر کرده است.

منبع: فرهنگستان زبان و ادب فارسی

سه‌شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1395
این کتاب شامل سخنرانی‌های استادان و دانشمندان ایرانی و کشورهای آسیای مرکزی و در مجموع شوروی سابق است که بخشی از آن‌ها در همایش بین‌المللی‌ای که در تاریخ ۱۳ و ۱۴ ماه می سال ۲۰۰۸ در شهر آلماتی برگزار شد، ارائه گشته بود. برخی دیگر از مقالات این مجموعه را دکتر صفر عبدالله از زبان فارسی به روسی ترجمه کرده است.

 وی در مقدمه‌ای که بر این مجموعه نوشته است، از جایگاه رفیع فردوسی و شاهنامه در فرهنگ ایران و جهان  سخن رانده است. این مجموعه شامل ۲۹ مقاله بدین شرح است: ۱. «مقدمه‌ای بر تاریخ ایران در زمان سامانیان»، شریف شکروف (روسیه)؛ ۲. «ایران و ایرانیان در شاهنامه»، منصور رستگار فسایی (ایران)؛ ۳. «روایت احمد ابن مجیدی دربارۀ فردوسی و فردوسی در ادبیات عرب»، تاج‌الدین مردانی (تاجیکستان)؛ ۴. «ایران و ایرانیان تا پدید آمدن حماسۀ ملی» علی محمدی (ایران)؛ ۵. «پژوهش اسطوره‌ای زن در شاهنامه»، محمد حسین ادریسی؛ ۶. «بررسی سنن خانوادگی و آیین خانواده در شاهنامه»، احمد خاتمی (ایران)؛ ۷. «ابوالقاسم فردوسی طوسی سخن را به خدمت پرورش روحیۀ میهنی گرفت»، امیرحسین خنجی (ایران)؛ ۸. «جایکاه گیاهان و درختان مقدس در شاهنامه»، بهناز پیمانی (ایران)؛ ۹. «فردوسی و لئو تولستوی»، مهناز نوروزی؛ ۱۰. «تأثیر شاهنامه به ادبیات حماسی»، محمدباقر کمال‌الدینی (ایران)؛ ۱۱. «جایگاه بازنویسی حماسۀ فردوسی در ادبیات کودک و نوجوان ایران»، مریم جلالی (ایران)؛ ۱۲. «شعرشناسی شاهنامه: ویژهگی‌ها و عمومیت‌ها»، عبدالنبی ستارزاده (تاجیکستان)؛ ۱۳. «تاریخ و افسانه در شاهنامۀ فردوسی» مظفر محمدی (تاجیکستان)؛ ۱۴. «دست‌نویس‌های شاهنامه در کتابخانۀ ملی روسیه و اهمیت آن‌ها» آلگا واسلیوا (روسیه)؛ ۱۵. «شاهنامۀ فردوسی همچون سرچشمۀ مطالعات تاریخ اقوام آسیای مرکزی در زمان هفتالیان»، عیسی محمدوف (تاجیکستان)؛ ۱۶. «سوژۀ کمربند در شاهنامه ومقایسه با نقاشی کمربندی از کولکسیون سبریی پتر کبیر»، شوخوف تسوف (قزاقستان)؛ ۱۷. «فردوسی و شاعران قزاق»، قومسبایف (قزاقستان)؛ ۱۸. «تأثیر شاهنامه به ادبیات ازبک»، حامدوف (ازبکستان)؛ ۱۹. «شاهنامه در گرجستان»، لیلی ژارژالی آنی (گرجستان)؛ ۲۰. «چهرۀ زنان در شاهنامه»، لیدملا گیوناشولی (گرجستان)؛ ۲۱. «افسانۀ فردوسی»، سیّد محسن هاشمی (ایران)؛ ۲۲. «سخنی از بزرگی فردوسی»، زرینه ژاندوسووا (روسیه)؛ ۲۳. «رستم و دیو سفید»، آرش اکبر مفاخر (ایران)؛ ۲۴. «مقایسۀ برخی از روایات دربارۀ ساسانیان در شاهنامۀ فردوسی و منابع تاریخی»، ندا اخوان اقدم (ایران)؛ ۲۵. «خرد و اندرز در شاهنامه»، فرهاد نظری (ایران)؛ ۲۶. «سرچشمه‌های داستان مردمی اویغوری فرهاد و شیرین»، گلبهرام مولوتووا (قزاقستان)؛ ۲۷. «حماسه در ایران پیش از شاهنامه»، حسن جمشیدی (ایران)؛ ۲۸. «شاهنامه و فرهنگ معنوی در جهان معاصر»، قربان محمدوف (ازبکستان)؛ ۲۹. «آموزش زندگی و آثار فردوسی در ازبکستان»، اصل‌الدین قمروف (سمرقند)

کتاب فردوسی و رشد حماسه‌های ملی در ایران و آسیای مرکزی به کوشش دکتر صفر عبدالله، عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد دانشگاه آبلای‌خان قزاقستان، و با همکاری رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آستانه منتشر شده است.

منبع: فرهنگستان زبان و ادب فارسی

چهارشنبه 13 مرداد‌ماه سال 1395
فردوسی به روایت داریوش آشوری، تورج دریایی، خالقی مطلق و چارلز ملوین
فردوسی که به اثرش شاهنامه شناخته می‌شود، از برجسته‌ترین سخنوران ایرانی است و به خاطر همین اثر، از او به عنوان بزرگترین سراینده پارسی‌گو یاد کرده‌اند. ابوالقاسم منصور که امروز او را به فردوسی می‌شناسیم، در سال ۳۱۹ شمسی به دنیا آمده و پیش از ۳۹۷ شمسی درگذشته است. بر اساس روایات مختلف، او دهقان‌زاده و زمین‌داری بود که همچون گذشتگانش و بنا به سنت، روایات اسطوره‌ای ایران‌زمین را از حفظ داشته است.
 

شاهنامه را از بزرگترین حماسه‌های جهان، مهم‌ترین مکتوب اندیشه سیاسی ایران‌شهری در دوره اسلامی و حماسه ملی ایرانیان برشمرده‌اند. ضیاءالدین ابن اثیر، از ادبیان و راویان عمده عرب در قرن هفتم قمری، این اثر را از حیث ادبی و جامعیت زبانی‌اش، «قرآن ایرانیان» خوانده است. در سال ۲۰۱۰ هزارمین سالگرد نوشته‌شدن شاهنامه از سوی دولت ایران و سازمان یونسکو جشن گرفته شد. شاهنامه اثری منظوم است که حدود پنجاه‌هزار بیت در بحر متقارب دارد.

 

درباره زمینه‌های شکل‌گیری این اثر ماندگار فارسی، جنبه‌های فرهنگی و سیاسی هردو مورد توجه قرار گرفته‌اند. چارلز ملویل، استاد گروه مطالعات آسیا و خاورمیانه در دانشگاه کمبریج بریتانیا، در این باره به اهمیت خراسان، زادگاه و زیستگاه فردوسی، در امپراتوری کهن ایران‌زمین اشاره می‌کند. او در عین حال می‌گوید که در این مناطق، فرهنگ و سنن ایرانی عمدتا به شیوه شفاهی حفظ شده‌اند.

 

جلال خالقی مطلق، از جمله کسانی است که یکی از ویرایش‌های اساسی شاهنامه را همراه با پژوهش‌ها و یادداشت‌های فراوان گرد آورده است. شاهنامه ویراسته جلال خالقی مطلق که به تصحیحی بازنگرانه شناخته می‌شود، ابتدا در ۸ جلد زیر نظر احسان یارشاطر در نیویورک چاپ شد و پس از آن نیز در سال ۱۳۸۶ در ایران منتشر شد. این پژوهشگر و شاهنامه‌شناس درباره این اثر می‌گوید: «فردوسی حدود سال ۳۶۷ هجری قمری سرودن شاهنامه را آغاز کرد. پیش از او هم دقیقی این کار را شروع کرد و همین‌طور شاعر دیگری از توس که در جوانی کشته شد و این کار ناتمام ماند.» به گفته آقای خالقی مطلق، فردوسی هزار بیتی را هم که دقیقی سروده بود در اثر خود پذیرفت و نهایتا سرودن شاهنامه را در سال ۴۰۰ هجری قمری به پایان ‌رساند. یعنی بین ۳۰ تا ۳۵ سال روی آن کار می‌کرد.

 

 

تاریخ و فردوسی

 

شاهنامه فردوسی به روایت اسطوره‌ها و تاریخ ایران‌زمین می‌پردازد ولی از نظر زمانی یکدست نیست. این اثر، با آغاز جهان و داستان‌های اسطوره‌ای شروع می‌شود، با شخصیت‌های افسانه‌ای چون رستم که سعی در حفظ ایران در مقابل تورانیان دارند حماسی می‌شود و نهایتا با روایت دوره ساسانیان جنبه تاریخی به خود می‌گیرد.

 

پروانه پورشریعتی، از گروه مطالعات ایران و اسلامی دانشگاه اوهایو آمریکا، تاکید می‌کند که اگر فردوسی نبود، بسیاری از جنبه‌های مختلف تاریخ ملی ایرانیان فراموش می‌شد. به گفته خانم پورشریعتی، یکی از انگیزه‌های اصلی فردوسی در نوشتن شاهنامه، مسئله هویت ایرانی بوده و اینکه ایرانیان تاریخ خود را چه‌طور باید ببینند؛ به عنوان تاریخ ایرانی یا به عنوان تاریخ ایرانی ‌اسلامی.

 

به اعتقاد جلال خالقی مطلق اگر شاهنامه نبود، به بسیاری از این اسطوره‌های ایران دسترسی نداشتیم؛ مگر مواردی که در متون زرتشتی آمده و یا در کتاب‌های تاریخی به آن‌ها صورت تاریخی داده شده و سرشت اسطوره‌ای‌ خود را از دست داده‌اند.

 

اینطور که از پژوهش‌های تاریخی در این باره پیداست، داستان‌های شاهنامه در دوران خود نه به عنوان اسطوره بلکه به عنوان واقعیت تاریخی تلقی می‌شدند و فردوسی نیز به زعم خود اسطوره‌های ایرانی را در این اثر نیاورده، بلکه تاریخ ایرانیان و حماسه‌های ملی آنان را به نظم کشیده است.

 

تورج دریایی، استاد تاریخ ایران و جوامع پارسی‌زبان در دانشگاه کالیفرنیا، شاهنامه فردوسی را به سه دوره تقسیم می‌کند. قسمت اول داستان‌های اسطوره‌ای دارد و در دوره پیشدادیان می‌گذرد. در این دوره آغاز جهان و ظهور پادشاهانی روایت می‌شود که از جمله به انسان لباس ‌پوشیدن و هنرهای دیگر را یاد می‌دهند. در قسمت دوم شاهنامه که قسمت حماسی آن است، پادشاهانی با عنوان کیانی ظهور می‌کنند و در کنار آن‌ها افرادی حماسی همچون رستم هستند که سعی می‌کنند ایران را در مقابل تورانیان و دیگران حفظ کنند. قسمت سوم شاهنامه، قسمت تاریخی آن است که در دوره ساسانی می‌گذرد. یعنی دوره پساباستانی. زمانی که شاهان ساسانی بر فلات ایران حکومت می‌کنند و در همین زمان است که نسخه‌های مادر شاهنامه به نام خدای‌نامه به زبان پهلوی به کتابت در می‌آید.

 

ایرج بشیری، استاد تاریخ در دانشگاه مینه‌سوتا آمریکا، ‌ از جنبه دیگری به این دید اساطیری شاهنامه به تاریخ و گذشته ایران نگاه می‌کند. او معتقد است داستان شاهنامه پیرامون فرّ و شکوه ایرانیان شکل گرفته و فردوسی می‌خواهد نشان دهد در گذشته ایرانیان چه کرده‌اند و چگونه بوده‌اند که آن فرّ و شکوه را داشته‌اند و در دوره اسلامی که فردوسی خود در آغاز آن می‌زیسته، چه‌طور می‌توان این فر و شکوه را نگاه داشت.

 

 

ایران و وطن‌پرستی در شاهنامه

 

فردوسی در شاهنامه اشاره‌های موکد و محوری به ایران دارد؛ ایران نه به معنای ایران در مرزهای کنونی، بلکه ایران به مفهوم ایران ‌زمین بزرگ. جلال خالقی مطلق در این باره می‌گوید: «این کلمه چه در معنی ایران یعنی سرزمین ایران، و چه در معنی ایرانیان به معنی مردم آزاده در هیچ کتابی به اندازه شاهنامه به کار نرفته است.» به گفته این پژوهشگر، در شاهنامه بیش از هزار بار کلمه ایران در هر دو معنی‌اش به کار رفته که در میان کتاب‌های فارسی کم‌نظیر است.

 

اما داریوش آشوری بیشتر بر دلالت ایران به ایرانیان تاکید می‌کند. او می‌گوید: «نمی‌دانیم که منظور فردوسی از ایران، کدام مرزهای جغرافیایی است ولی قومی به نام ایرانیان را در شاهنامه می‌بینیم که از سرزمین خود دفاع می‌کنند و پهلوانان بزرگی دارند.» به اعتقاد این پژوهشگر زبان فارسی، ایران و ایرانی در شاهنامه، یک هویت قومی است که چندان سیاسی نیست و بیشتر زبانی و فرهنگی است.

 

چارلز ملویل می‌گوید: «واضح است که فردوسی عاشق ایران و فرهنگ و سنن آن بوده است. از این منظر او یک ملی‌گراست. ولی چون آن ‌زمان ملت و ملیت به معنای امروزی‌اش وجود نداشته می‌توان گفت فردوسی یک وطن‌پرست بوده است.»

 

 

فارسی و فردوسی

 

فردوسی در یکی از مشهور‌ترین بیت‌های اثرش می‌گوید: بسی رنج بردم در این سال سی/ عجم زنده کردم بدین پارسی. پیداست که این سراینده، خود نیز به تاثیری که بر آینده زبان فارسی گذاشته واقف بوده است. جلال خالقی ‌مطلق معتقد است ایرانیان ملیت خود را مدیون زبان فارسی هستند و زبان فارسی را هم تا اندازه زیادی مدیون شاهنامه‌اند.

 

آقای خالقی ‌مطلق در عین حال این تصور عامه را رد می‌کند که در شاهنامه هیچ اثری از کلمات عربی نیست، اما می‌گوید در این اثر فقط حدود ۵ درصد از واژه‌های غیرفارسی استفاده شده است.

 

داریوش آشوری نیز می‌گوید در شرایطی که زبان عربی داشت جای فارسی را می‌گرفت، شاهنامه یکی از پایه‌های اساسی نگه‌داشت زبان فارسی بوده است.

 

این اثر در دوره‌ای سروده شد که به گفته ایرج بشیری، دو قرن و نیم بود از زبان فارسی که امروز می‌شناسیم، فاصله گرفته شده بود و عربی زبان اصلی شده بود. البته شاهنامه فردوسی نه اولین اثری بود که برای حفظ زبان و اسطوره‌های فارسی کوشش کرد، و نه آخرین اثر. ولی به اعتقاد پژوهشگران، این کوشش‌ها با شاهنامه به نقطه اوج خود رسید و تعیین‌کننده شد.

 

چارلز ملویل می‌گوید که شاهنامه اولین اثر جدی است که زبان فارسی را در مقام یک زبان ادبی سطح بالا حفظ می‌کند که توانایی رقابت با زبان عربی را دارد. ابوالقاسم فردوسی با شاهنامه که اغلب پژوهشگران آن را تنها اثر به‌جامانده‌اش بر شمرده‌اند، بر ادبیات فارسی پس از خود اثر می‌گذارد و شاعران فارسی‌گو از او الهام می‌گیرند. جلال خالقی ‌مطلق می‌گوید که تاثیرپذیری رباعیات خیام از شاهنامه، رد پای اصطلاحات شاهنامه در آثار سعدی، و همچنین اشاره‌های حافظ به بسیاری از داستان‌های شاهنامه از جمله سیاوش و کیخسرو بارز است.

 

 

میراث فردوسی

 

تاثیر فردوسی و شاهنامه بر فرهنگ و هویت ایرانیان، گسترده‌تر از زنده‌ کردن ادبیات فارسی بوده است. از جمله می‌توان به نقالی و پرده‌خوانی اشاره کرد که در زندگی روزمره مردم کوچه و بازار ایران حضور داشته و بعد‌تر روی نحوه‌های روایت مشابه از واقعه کربلا اثر واضحی گذاشته است. همچنین سروده‌های شاهنامه در ورزش پهلوانی ایران که امروزه هنوز در زورخانه‌ها دیده می‌شود، حضور دارد.

 

زبان روایی و آهنگ سروده‌های فردوسی در شاهنامه، احتمالا انتخابی هدفمند بوده است. در این باره چارلز ملویل می‌گوید آهنگ کلمات این اثر، برای آن است که به آسانی به خاطر سپرده شود. فردوسی تلاش داشته است زبانش برای طبقات پایین‌تر جامعه و مخاطبان بی‌سواد هم قابل‌ فهم باشد. حفظ کردن شعر و یاد آوردن آن برای چنین کسانی بسیار ساده‌تر از حفظ کردن متن بوده است.

 

اما رد پای این اثر را در نامگذاری امروز ایرانیان و فارسی‌زبانان و حتی جوامع همسایه آن هم می‌توان سراغ گرفت. جلال خالقی‌ مطلق می‌گوید: «خیلی از این نام‌های کهن ایرانی مانند منوچهر، کاووس و سهراب را از شاهنامه گرفته‌ایم چون این نام‌ها پیش از شاهنامه تلفظ دیگری داشته‌اند.» او از جمله نام فرامرز و فرنگیس را مثال می‌زند که پیش از شاهنامه مرزفری و گیس‌فری بوده‌اند. به گفته او، فردوسی برای اینکه این نام‌ها در وزن متقارب شاهنامه بنشیند، این تغییرات را می‌داده است.

 

با نگاه به همین تاثیرات است که ایران‌شناسان و پژوهشگرانی همچون پروانه پورشریعتی معتقدند اگر فردوسی نبود، بسیاری از جنبه‌های مختلف تاریخ ملی ایران ‌زمین فراموش می‌شد. به همین دلیل هم جلال خالقی ‌مطلق این داوری که شاهنامه مهم‌ترین اثر ادبی ایران است را اغراق نمی‌داند.

 

 

منبع: بی بی سی

یکشنبه 10 مرداد‌ماه سال 1395

میراث مکتوب - موضع مقاومت و هویت طلبانه برخی از شاهنامه سرایان متاخر در برابر سیطره هنری و فکری فردوسی یکی از رویکردهای قابل تامل حماسه سرایان در برابر اعتبار و مقبولیت خیره کننده شاهنامه فردوسی است؛ آشوب شاه جهان آبادیی تورانی (م1199ق)، سراینده منظومه گمنام صولت فارقی از جمله این سرایندگان مدعی است که تلاش کرده است، مقبولیت خویش را با نفی فردوسی و شاهنامه اش و توهین و استهزا به دست آورد.

این پژوهش مبتنی بر رویکرد نظری بلوم در نظریۀ «اضطراب تاثیر» تلاش کرده است به نحوه تعامل خصمانه آشوب تورانی با فردوسی و شاهنامه بپردازد و از نتایج تحقیق برمی آید که غلبۀ زبان هجوآمیز و تحقیرآلود در منظومه صولت فاروقی نشانه عجز و ناتوانی سراینده در کسب مقبولیت عام و خاص و شکست در اعتباریابی و هویت مستقل در جریان شاهنامه سرایی در ایران است.

متن کامل این مقاله نوشتۀ سیدعلی قاسم زاده و امید سُروری که در شمارۀ جدید آینۀ میراث (سال سیزدهم، شماره 2 (پیاپی 57)) منتشر شده است اینجا بخوانید.

<<    1       2       3       4       5       ...       94    >>