به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد پی افگندم از نظم کاخی بلند کز باد و باران نیابد گزند دسته‌بندی خندستان توس - پـــــــور تــــــوس
X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1392

در کتابخانه ملی داشتم جستجو می کردم به اسناد شگفتی برخوردم:

- رسیدگی اداره کل تشکیلات نظمیه مملکتی به تقاضای اداره محاسبات وزارت معارف مبنی بر عدم تعرض مامورین نظمیه به الاغهای مشهدی غلامرضا حامل لجن حوض وزارت معارف

-ب‍خ‍ش‍ن‍ام‍ه‌: ن‍ح‍وه‌ اخ‍ذ م‍ال‍ی‍ات‌ اج‍ن‍اس‌ ح‍م‍ل‌ ش‍ده‌ ت‍وس‍ط الاغ‌ ، آذرب‍ای‍ج‍ان‌ ش‍رق‍ی‌

- ک‍س‍ب‌ ت‍ک‍ل‍ی‍ف‌ وزارت‌ درب‍ار از وزارت‌ ام‍ور خ‍ارج‍ه‌ درب‍اب‌ ک‍رای‍ه‌ گ‍اری‌های ‍‌ م‍ش‍ه‍دی‌ع‍ب‍اس‌ ت‍ب‍ع‍ه‌ روس‌

-ت‍ل‍گ‍راف‌ ن‍ای‍ب‌ ال‍س‍ل‍طن‍ه‌ ب‍ه‌ رک‍ن‌ ال‍دول‍ه‌: دس‍ت‍ور دس‍ت‍گ‍ی‍ری‌ و ح‍ب‍س‌ م‍ش‍ه‍دی‌ ب‍اق‍ر ب‍دل‍ی‍ل‌ ت‍ج‍ارت‌ ب‍ا پ‍ول‌ ت‍ن‍خ‍واه‌ و

- ارت‍ب‍اط ن‍ام‍ش‍روع‌ ع‍ده‌ای‌ ب‍ا زن‌ س‍ی‍دم‍ح‍م‍دپ‍ش‍ت‌ م‍ش‍ه‍دی‌ و دس‍ت‍ور ص‍دراع‍ظم‌ درخ‍ص‍وص‌ دس‍ت‍گ‍ی‍ری‌ و ت‍ن‍ب‍ی‍ه‌ آن‍ان‌

-مطالبه حق تشرف از مشهدی علی مراغه ای به جهت قرار گرفتن منزل وی در کنار خیابان احداثی توسط بلدیه مراغه

-شکوائیه رعایای خرجوی فارس از مشهدی‌احمد و حاجی‌خان رزاز

-شکایت مشهدی‌حسین ترک(حمامی) به شهرداری‌مشهد درمورد عدم پرداخت پول منزل خریداری‌شده او از سوی شهرداری

-دس‍ت‍ور ن‍اص‍رال‍دی‍ن‌ ش‍اه‌ م‍ب‍ن‍ی‌ ب‍ر ع‍دم‌ اس‍ت‍ف‍اده‌ از الاغ‌ در س‍واره‌ ن‍ظام‌ آذرب‍ای‍ج‍ان‌

پنج‌شنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1389

انصار حزب‌الله مشهدی‌  به نام باشگاه ابومسلم خراسان اعتراض کردند.
به گزارش جهان، گروهی از جوانان مشهد!!! با انتقاد از نام تیم فوتبال «ابومسلم» خواستار تغییر این نام شدند. معترضین همچنین جهت اثبات ادعای خود برای مسئولین به جمع‌آوری استفتائاتی از برخی مراجع پرداختند.
معترضین مشهدی با صدور بیانیه ای تاکید کردند که طبق برخی اسناد تاریخی؟!  «ابومسلم» نام یکی از دشمنان امام صادق(ع) در تاریخ بوده است و انتخاب این نام برای تیم فوتبال مشهد؛ در شان شهر مذهبی و پایتخت فرهنگی ایران نیست.
باشگاه فوتبال ابومسلم خراسان که همواره دچار تغییر و تحولات عدیده و همچنین حواشی بسیاری است؛ زیر نظر مؤسسه فرهنگی ورزشی ابومسلم خراسان فعالیت می‌کند و به تازگی نیز از دسته‌ی برتر سقوط کرد و به جمع تیم‌های دستهیک فوتبال ایران پیوست. این باشگاه اوایل سال ۱۳۴۹ تشکیل شد که بیشتر بازیکنانش را بچه‌های محله سه راه شاه عباسی قدیم (کاشانی کنونی) که حول و حوش زمین‌های خاکی بود تشکیل می‌دادند. 

------------------------------------------------------------------------------------------------------ 

بچه‌های انصار حزب‌الله که باید همگی استاد و کارشناس تاریخ و آشنا به کتاب‌های تاریحی باشند و حتماً طبری، مسعودی،یعقوبی و ابن اثیر را می‌شناسند و تواریخ آنان را چون "کف دست" می‌شناسند و خوانده‌اند،باید بدانند که ابومسلم پس از خیزش بر امویان و سرنگونی آنان- امویانی که سر حسین بن علی(ع) را در کربلا بریدند-می‌خواست خلافت به علویان و آل علی(ع) برسد.ابوسلمه‌ی خلال که رابطه‌ی تنگاتگی با ابومسلم خراسانی داشت؛ خلافت را در آغاز به امام صادق(ع) پیشنهاد داد،اما امام صادق(ع)نپذیرفتند،-امام نامه‌ی وی را با اخگر چراغ سوزانید-پس از آن به عبدالله‌محض علوی پیشنهاد داد،که عبدالله با نهیب امام(ع)، نپذیرفت،پس از آن به عمر بن علی بن زین‌العابدین(ع) پیشنهاد داد،که او نیز نپذیرفت.با ناکامی این کوشش‌ها و پس نپذیرفتن درخواست‌های ابوسلمه خلال از سوی امام صادق(ع)،فرستادگان ابومسلم و برخی از سرداران خراسانی عبدالله بن محمد(ابوالعباس) را به خلافت برداشتند. اینان و خود ابومسلم در این زمان دشمنی‌ای با خاندان پیامبر نداشتند،بلکه فریب شعار "الرضا من آل محمد(ص)" عباسیان را خورد،عباسیان همچنین می‌گفتند که ما فرزندان عباس عموی پیامبریم. اما پس از چندی نیرنگ عباسیان رنگ باخت،ابومسلم در این زمان در ایران زمامداری جداسر گشته بود. از ابوالعباس که اینک از برای کشتارهای بی‌شمارش به سفاح(خونریز) آوازه یافته بود، خواست تا امارت حج را به او واگذارد.سردار سیاه‌جامگان می‌خواست با علویان مکه و مدینه که مدعی خلافت بودند،همداستان شده،خلافت را از عباسیان بگردانده به علویان وانهد. سفاح چون از قصد ابومسلم آگاه شد،امارت حج را به منصور ولیعهد خویش داد.سرانجام منصور که از قدرت روزافزون ابومسلم بیمناک بود،او را کشت. 

بیشتر یاران ابومسلم،روستاییان و مردمان فرودست خراسانی بودند که از ستم بنی‌امیه به تنگ آمده، برای کامیابی خیزش بنی‌عباس کوشش بسیار کرده بودند و اینک که پیشوایشان قربانی کینه و آز خیانتکاران عباسی شده بود، به آهنگ خونخواهی وی شورش‌های بسیاری را سامان دادند.این آشوب‌ها که هماره دستگاه خلافت عباسی را بیمناک می‌کرد،نقش بسزایی در سست کردن توش و توان عباسیان داشت.البته از آنجا که خراسان همواره کانون ملی‌گرایان ایرانی بوده است،این خونخواهی‌ها گاه سویه‌ای میهنی هم داشت. اما باید دانست در هیچ‌کدام از کتاب‌های تاریخی‌ای که در بالا نام بردم و نویسنده‌ی سه تای آن سنی و یکی دیگر شیعه است. سخنی از دشمنی ابومسلم خراسانی با امام صادق(ع) نرفته است.  

جمعه 5 مهر‌ماه سال 1387

 

 

چُغُکِ ۱قر ض و قوله دور مو جیک‌جیک مُکُنه          برق ذوقم که بره، حولی۲ ر تاریک مکنه
یک نفر به اسم «آق بدهکاری»، پیدا شده          بره گَه۳، فُکُل کراوات مِزِنه، شیک مکنه
گربه گرونی هی زمین رِه ناخون مکشه             دره خودشه به تغار دنبه نزدیک مکنه
چخت۴ ای حقوق مایم شده کوتاه و سیاه         چخت ای جوری چقدر خانه ره کوچیک مکنه
یک نفر مگه برو شایعه ساز، دُرُوغ نگو               با تفنگ چشمکش یک دانه شلیک مکنه
ساعت کوکی عمرم، توی مهمونخَنَه۵ یه           تا کوکش تموم نره، یکسره تیک‌تیک مکنه
                                                                          (منبع: هفته نامهُ گل آقا،آبان 72،ش148)


۱- گنجشک ۲- حوالی (خانه- منزل) ۳- یارو ۴- سقف ۵- مهمانخانه

یکشنبه 17 شهریور‌ماه سال 1387

 انجمن کارشناسان و  برزشی ذانان(= ورزشی دانان) توس پس از گذشت دو هفته از بازی های   المپیک پسین دینه(=عصر دیروز) در همایشی که در یکی از ابر خوراک خوری های جَغَرگ(=رستوران های بزرگ جاغرق) برگزار گردید. پس از بررسی دستاوردهای کاروان ورزشی ایران در المپبک 2008 پکن،در پایان راهکارها و پندهای زیر را برای کامیابی در آینده ارائه دادند:

1- -۱     هر چه زودتر مهندس علی آبادی از کار برکنار و به جای ایشان (به جای ایشان را باید همچون  گویندگان ورزشگاه ها بخوانید) دکتر الهام گماریده گردد.

2-       ۲- خوراکی هایی  همچون کشک،ترف(=قره قوروت(منظور قره قروت رضا عطارانی نیست، اندیشه ی تان جای بدی نرود)،کله پاچه،جگر،شکمبه(=سیرابی)، خُشکفا(=نان فطیر)،علف شورو(=زالزالک)،تخمه ی آفتابگردان،دیزی سنگی،میرزا قاسمی و دیگر خورش هایی از این دست پیش از بازی با هواپیمایی زود تر به دهکده ی بازی ها فرستاده شود. تا دیگر . . .

3-     ۳- با آرزوی سهمیه گرفتن بیش از پیش اسراییل و رویایی بیشتر ورزشکاران ایرانی با اسراییلی ها، نگرفتن گردن آویز را به گردن آنها انداخته،با این کار با یگ(درست نوشته شده، یگ را می گویم.) تیر سه نشان را بزنیم.

الف- چشم غره ای به دیگر کشور های تازی(=عربی) که از مرد و زن با نگریستن در چشمان ما در برابر اسراییل بازی می کنند، رفته آنها را به یاد آرمان فراموش شده فلسطین بیاندازیم.

 ب- ورزشکاری که در برابر اسراییل برای دفاع از ملت مظلوم فلسطین بازی نکرده، با اعلام آمادگی سد در سد خود برای بدست آوردن نشان زرین (= مدال طلا) و بی برو برگردد دانستن آن به نان و نوایی رسیده،همسنگ قهرمانان المپیک پول بی زبان این مردم را می گیرد و تازه جوانمرد هم نامیده می شود.

ج- بهانه ی کهنه آسیب دیدگی را  دیگر نیاورده به جای آن میگوییم«برای دفاع و حمایت از ملت مظلوم فلسطین ...... »

 

4- با نگرش به این که ما ایرانیان هماره در نوآوری و آفرینش پیشرو دیگر جهانیان بوده و نیز با نگرش به چیردستی ورزشکارانمان در بدست آوردن رده های چهارم و پنجم، نشان های مسی و حلبی درست کرده به برگزارکنندگان پیشنهاد دهیم به چهارم و پنجم ها هم نشان داده شود.(مدال، مدال است دیگر،سخت نگیرید.)

 

 5-تنها جوانان زیر بیست سال را به بازی ها گسیل داریم،آن هم نه برای نشان آوری ،بل برای آروین اندوزی(تجربه اندوزی).

 

6- بانوان را تنها برای پرچمداری و نشان دادن حجاب اسلامی(البته نه همچون حجاب بانوان تیرانداز و قایقران ما در این دوره ) به بازی ها رهسپار داشته، و چشم آن نداشته باشیم که یاد « گردآفرین» را زنده کنند، که فردین مرد.

 

7- رضا زاده را به هرگونه که می شود(آسیب دیده،روی تخت بیمارستان،مومیایی،منجمد و ...) به بازی ها ببریم.

۸-کمی از کارت های ویژه (Id Card) را به کارشناسان و مربیان بیچاره بدهیم. که تنهاخوری کار درستی نیست.

 

9-ستاد ناکامی(=کمیته ی شکست) درست نکنید که آزموده را دوباره آزماییدن ناروا باشد.

  

 


  در کناره نشست(=در حاشیه جلسه)

 1-برخی و چندی و پاره ای از کارشناسان از برای دلایلی چون نداشتن کارت سوخت، پرخاش(=اعتراض)به راه نیفتادن قطار شهری مشهد و ...  به نشست نیامند.

2- این سخن آقای کفشگرانیان(=کفاشیان) که گفته بودند « ما نتایج درخشانی در المپیک بدست آورده ایم»و معزی پور که گفته بود«شما باید به ما تبریک بگویید!!!» تا چند دقیقه مایه خنده ی باشندگان(=حاضران) گردید.

3-برای چند کارشناس کهن سال مشهدی مترجم گذاشته شد. چون میان سالان و بویژه جوانان از سخنان و گویش آنها سر در نمی آوردند.