پـــــــور تــــــوس

سال ۱۳۸۸،سال فردوسی بزرگ

پـــــــور تــــــوس

سال ۱۳۸۸،سال فردوسی بزرگ

پدر عکاسی خراسان درگذشت

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- منطقه خراسان، ذهبی امروز، 28 خرداد، در سن 91 سالگی در حالی که 15 سال دست از عکاسی کشیده بود، به رحمت ابدی خداوند پیوست.

ابراهیم ذهبی - معروف به سیاح - در سال 1301 در مشهد به دنیا آمد و کار عکاسی را از 1316 آغاز کرد و علاوه‌بر نیم‌نگاهی به عکاسی طبیعت، از مروجان اصلی عکاسی زیارتی در مشهد و ایران بود به‌گونه‌ای که بسیاری از کسانی که در پارک و سایر مکان‌های مشهد به عکاسی می‌پردازند، از شاگردان او محسوب می‌شوند.

ذهبی که بیش از 60 سال از عمرش را به عکاسی سپری کرد درمورد معروف شدنش به نام «سیاح» این‌گونه گفته است: «هر کجا که می رفتم می‌پرسیدند؛ مغازه‌ات کجاست؟ من می‌گفتم که سیاحم و جای ثابتی ندارم، از همان‌جا به نام سیاح معروف شدم. بعدها در اولین آتلیه‌ام روبه‌روی چاپخانه خراسان که نزدیک آستان قدس بود ساکن شدم (1328)، اما باز هم همه مرا با نام سیاح می‌شناختند.»

ابراهیم ذهبی در سال‌های پایان عمر زندگی سختی را در خانه سپری کرد و عمدتاً از فراموش شدن‌ها و بی‌مهری‌های رایج در فضای هنری کشور گلایه‌مند و آزرده خاطر بود.

حسن عمید

محمدرضا زادهوش

حسن عمید نویسنده، محقق، روزنامه نگار، فرهنگ نویس، مولف و پژوهشگر ایرانی به سال 1289 هجری شمسی در مشهد چشم به جهان گشود و در شهریورماه سال 1358 دیده از جهان فروبست. او تحصیلات خود را نیز در همان شهر انجام داد. عمید در جوانی عضو انجمن ادبی شد و کار روزنامه‌نگاری، نویسندگی و فرهنگ‌نویسی را از همان سال‌ها آغاز کرد. او در نشریهٔ خراسان مطلب می‌نوشت. از جمله مهمترین فعالیت‌های روزنامه‌نگاری حسن عمید در مشهد، مدیریت سالنامهٔ خراسان و روزنامهٔ طوس بود. حسن عمید مطالب خود را در جوانی در نشریه خراسان انتشار داد آن گاه به سال 1302 سردبیر هفته نامه صدای شرق شد. سپس خود مدیریت سالنامه خراسان را برعهده گرفت. وی در سال ۱۳۱۳ چاپ روزنامه طوس را به صورت هفتگی در مشهد آغاز کرد. او سال‌ها در خراسان به پیشهٔ روزنامه‌نگاری‌اش مشغول بود.
به دنبال اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، که طی آن شهر مشهد به دست نیروهای اتحاد جماهیر شوروی افتاد، شوروی‌ها عمید را از مشهد اخراج و به تهران تبعید کردند. در پی این اقدام، عمید با دفتر نخست وزیری ایران، نامه‌نگاری کرده و خواستار دادن اجازهٔ بازگشت به مشهد به خاطر گرفتاری‌های خانوادگی‌اش می‌شود که اسناد این نامه‌نگاری در کتاب «اسنادی از احزاب سیاسی در ایران (۱۳۲۰‎-۱۳۴۰هـ.ش)» به چاپ رسیده‌است.

حسن عمید چندین دهه از عمر خویش را صرف پژوهش دربارهٔ فرهنگ واژگان و فرهنگ‌نویسی کرد. او در این سال‌ها چندین فرهنگ واژگان فارسی نوشت که پرآوازه‌ترینشان، فرهنگ عمید است. عمید در سال ۱۳۵۵ خورشیدی، بابت واگذاری کلیه حقوق نشر همه فرهنگ‌هایش به عبدالرحیم جعفری، مالک و گردانندهٔ انتشارات امیرکبیر، یکی از بالاترین رقم‌های پرداخته‌شده به یک مؤلف ایرانی به‌عنوان حق تألیف مقطوع را، که برابر با یک میلیون تومان بود، دریافت کرد.

نخستین کار او فرهنگ نو بود که با همکاری فریدون شادمان به سال 1308 به چاپ رسید. پس از این فرهنگ های کوچک و بزرگی را به چاپ رساند. کارش پخته تر شد تا این که به سال 1344 فرهنگ برگزیده را انتشار داد و به سال 1347 کار کارستان خود فرهنگ تاریخ و جغرافیا و اطلاعات عمومی را عرضه کرد. این دو فرهنگ مورد استقبال فراوان قرار گرفت.

استاد سعید نفیسی در راهنمای کتاب و نویسندگان دیگر در مجلاتی چون تهران مصور، اطلاعات، کیهان، هوشمند، میر، خراسان، نبرد ما، دادگستران، آفتاب شرق، نوای خراسان، ندای خراسان و آزادی به معرفی آن پرداختند. این فرهنگ ها از آن زمان به صورت مکرر به چاپ رسیدند و هم اکنون نیز خواستار دارند.

عمید به سال 1355 حقوق نشر همه فرهنگ هایش را به عبدالرحیم جعفری مدیر انتشارات امیرکبیر واگذار کرد و یک میلیون تومان حق تالیف گرفت. این رقم در آن زمان دستمزدی بی سابقه بود.

فرهنگ عمید واژه‌نامه‌ای دوجلدی است، شامل واژه‌های فارسی و لغات عربی و اروپایی به کار رفته در زبان فارسی و اصطلاحات ادبی و علمی که به دست حسن عمید نوشته شده‌است. این واژه‌نامه نخستین بار در سال ۱۳۴۲ هجری خورشیدی با سرمایهٔ کتابخانه ابن سینا چاپ شد. حسن عمید در سال ۱۳۳۳ واژه‌نامه‌ای را به نام فرهنگ نو به چاپ رساند، ولی کامل‌ترین فرهنگ او که فرهنگ عمید نام دارد در سال ۱۳۴۲ به چاپ رسید.

فرهنگ عمید چندین بار با شمارگان بالا به چاپ رسیده‌است و فرهنگی کمابیش کامل و محبوب است و بنا به نظر برخی کارشناسان، ایراد گفتنی در آن یافت نمی‌شود.

از ویژگی‌های این واژه‌نامه می‌توان موردهای زیر را نام برد:

آمدن نشانه‌های آوایی واژگان (برای تلفظ درست واژگان) در میان کمانک برابر هر واژه؛
زبانی که واژگان از آن آمده‌است و واژهٔ اروپایی وارد شده به زبان نیزبه همان زبان آورده شده؛
گونهٔ واژگان براساس دستور زبان اول فرهنگ بیان شده است؛
آوا نگاری واژگان عربی بر اساس تلفظ اصلی واژه آورده شده و معنی واژگان به صورت روشن و به زبان ساده نگاشته شده؛
در این فرهنگ تصویرهایی برای برخی از واژگان گنجانده شده‌است؛
این فرهنگ تنها دربرگیرندهٔ شمار فراوانی از واژگانی است که در زبان فارسی به کار رفته‌اند و نام مکان‌ها و شهرها و نویسندگان، و هنرمندان در آن نوشته نشده‌است. (به جز نمونه‌های بسیار مشهور که برای دریافت برخی نوشته‌ها نیاز است. مانند: بهلول یا سلیمان)

فرهنگ فارسی عمید به سال 1389 با ویرایش فرهاد قربان زاده از همکاران لغت نامه دهخدا به صورت دورنگ به چاپ رسید که جایزه کتاب فصل را به خود اختصاص داد.

در این ویرایش بیست و پنج نفر از پژوهشگران با قربان زاده همکاری داشتند. این ویرایش با هماهنگی بازماندگان حسن عمید انجام گرفت. اکنون این تنها فرهنگ فارسی است که لوح فشرده آن به رایگان در کنار آن عرضه می شود.

از آثار حسن عمید است:

فرهنگ نو، 1308 / چاپ دوم 1333 تهران.

فرهنگ تاریخ و جغرافیا و اطلاعات عمومی عمید. هفتمین کار او در زمینه لغت. نام های بزرگان جهان و اسامی جغرافیایی را در بر می گیرد. مصور. چاپ اول، تهران: جاویدان، 1346. رقعی، 1107ص.

فرهنگ برگزیده عمید، چاپ اول 1344 / دوم 46 / سوم 47 / چهارم 49 پنجم 1350 / ششم 1351، تهران: جاویدان، رقعی، مصور، 1178ص

فرهنگ کوچک عمید.

فرهنگ یک جلدی.

فرهنگ مفصل.

فرهنگ دبیرستانی عمید.

غلطهای فاحش فرهنگ های فارسی، تهران، 152ص.

طب جدید.

اسرار مانیه تیسم.

سال نامه خراسان.

نیکوکاران، مشهد، 1315.

بر خرابه های تخت جمشید، 1310.

فرهنگ عمید، دو جلد، 1342، تهران: ابن سینا / تهران: امیرکبیر / چاپ دهم 1374 / چاپ یازدهم 1376 / چاپ پانزدهم 1378 / چاپ بیست و یکم 1379 / چاپ بیست و دوم 1381.

فرهنگ عمید، 1381، شهر ری: بیغش، 1144 ص.

فرهنگ جیبی عمید شامل واژه های فارسی و لغات عربی و اروپایی مصطلح در زبان فارسی، و اصطلاحات علمی و ادبی، 1335 / تهران: امیرکبیر، 1360 / 1363 / 1373، 53 + 1254 ص / 1374، تهران: امیرکبیر، 1288 ص / چاپ هفتم 1375 / چاپ نهم 1376 / ویرایش دوم 1378 / چاپ یازدهم 1379 / چاپ بیست و پنجم 1381.

فرهنگ فارسی عمید، چاپ چهارم 1374، تهران: امیرکبیر، 3 ج (2539 ص.) / چاپ هفتم 1381.

تنظیم فهرست های دیوان کامل شمس تبریزی، 1366، تهران: جاویدان، سه جلد در یک مجلد، 1596 ص / چاپ نهم 1370 / چاپ دوازدهم 1375 / چاپ چهاردهم 1378 / تهران: دنیای دانش 1379.

تنظیم فهرست های کلیات مثنوی، علمی، چاپ اول 1357 / 1362 / 1366، تهران: جاویدان / چاپ هشتم 1371 / چاپ نهم 1373 / چاپ دهم 1374، سی و یک + 1253ص / 1378.

 

رهبر انقلاب درگذشت محمد قهرمان؛ شاعر بزرگ خراسان را تسلیت گفتند

پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حامنه ای، رهبر انقلاب در پیامی درگذشت آقای محمد قهرمان شاعر بزرگ خراسان و از چهره‌های ماندگار و برجسته‌ی شعر و ادب فارسی را تسلیت گفتند.
متن پیام رهبر معظم انقلاب به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
با دریغ و افسوس، خبر درگذشت شاعر بزرگ خراسان آقای محمّد قهرمان را دریافت کردم. خاموش شدن این چشمه‌ی فیاض شعر فاخر و غزل پر نکته و آراسته، هر آشنای شعر و ادب معاصر را دچار تأسف و اندوه میسازد و آشنایان شعر ممتاز او و خود آن شخصیت متین و با وفا و آن ذهن مواج و ژرف‌بین و مضمون‌یاب را بسی بیشتر.
قهرمان بیشک یکی از چهره‌های ماندگار و برجسته‌ی شعر و ادب فارسی، و غزل او یادآور شاعران بزرگ سبک هندی است. اینجانب درگذشت این دوست دیرین و با صفا را به جامعه‌ی ادبی کشور و به ادیبان و شاعران خراسانی و به ویژه به همسر گرامی و فرزندان ایشان تسلیت میگویم و آمرزش الهی را برای وی مسألت میکنم.

سیّد علی خامنه‌ای
30 / اردیبهشت /92

استاد محمد قهرمان درگذشت

سلمان یزدی -شهرآرا
بزرگ غزل خراسان شاگردانش را تنها گذاشت،استاد محمد قهرمان، شاعر توانمند کشور جان به جان آفرین تسلیم کرد. به گفته همسر استاد محمد قهرمان، ایشان عصر شنبه پس از دو روز بستری در بیمارستان امام رضا(ع) مشهد در سن 84 سالگی جان به جان آفرین تسلیم کردند.
محمد قهرمان متولد ۱۳۰۸ در تربت حیدریه است. او از محققان و شاعران برجسته مشهد و کشور و صاحب تألیفات ارزنده‌ای از جمله چند مجموعه شعر است.
استاد قهرمان از غزل سرایان توانمند و بنام کشور بودند که بیش از 40 سال جلسه شعری در منزل ایشان برگزار می‌شد که بیشتر بزرگان دوران در هر مقطعی به این جلسه رفت‌وآمد داشتند.
از مجموعه اشعار این هنرمند فقید می‌توان به حاصل عمر و روی جاده ابریشم شعر اشاره کرد. استاد قهرمان در حوزه تصحیح متون هم از برجستگان دوران بودند که از جمله ‌تصحیح های ایشان می‌توان به دیوان صائب تبریزی، دیوان کلیم همدانی، دیوان ناظم هروی، دیوان حاجی محمدجان قدسی مشهدی، دیوان دانش مشهدی،دیوان میلی مشهدی، منتخبی از غزلیات طغرای مشهدی، برگزیده‌ای از اشعار سخن سرایان سبک هندی به نام صیادان معنی،مجموعه‌ رنگین گل، خلوت خیال(مجموعه‌ای شش هزار بیتی از اشعار برگزیده‌ صائب)، نغمه‌های قدسی، گلشن کمال، تجلی امام علی(ع) در شعر طغرای مشهدی و دیوان صیدی تهرانی اشاره کرد.

«باغ ملی» مشهد

مرجان جاودانی-شهرآرا

داستان میراث کهن شهری پرآوازه مانند مشهد و سرگذشت انسان‌های بزرگ و سرشناس این شهر همیشه برای گردشگران جذابیت ویژه‌ای داشته. امروز سراغ قدیمی‌ترین باغ عمومی‌ مشهد می‌رویم که از گذشته بسیار مورد توجه زائران بوده است. درباره پیشینه باغ ملی شایعات زیادی در بین مردم رواج دارد. برخی معتقدند این باغ به زور از آقای ملک گرفته شده، عده‌ای این باغ را متعلق به دولت آن زمان می‌دانند و گروهی هم تصور می‌کنند این باغ وقف شده از سوی خانواده ملک است. البته همه این موارد صحبت‌های عامیانه‌ای است که در بین مردم رواج دارد و کسی دقیقا صحت و سقم آن را نمی‌داند. ما هم نتوانستیم در اطلاعات در دسترس به جوابی برای این افسانه مشهدی برسیم. از همین منظر امروز مهمان پژوهشگر و مشهدشناس نام‌آشنای شهرمان، دکتر سیدمهدی سیدی شده‌ایم تا از باغی صحبت کنیم که گردشگران بسیاری آن را به عنوان یک خاطره خوب از مشهد به یاد دارند. اگرچه امروز حریم این باغ با ساخت‌وسازهای بلند برباد رفته، اما گردشگران هنوز هم دوستش دارند و در سفر به مشهد بازدید از این باغ تاریخی را در برنامه‌شان قرار می‌دهند.

چرا باغ ملی، ملی شد؟
با استاد سیدی به سمت باغ ملی همگام می‌شویم. از دکتر می‌پرسم چرا این باغ ملی است؟ وی در پاسخ می‌گوید: با توجه به آنچه از تاریخ مشهد به‌دست آمده، در سال 1300خورشیدی این باغ، «ملّی» خوانده می‌شده، به طوری‌که گفته‌اند این باغ دارای تئاتر یا تماشاخانه بوده است. وی می‌افزاید: وقتی در اسناد تاریخی در مورد اینکه باغ یادشده چگونه «ملّی» نام گرفته رصد کردم، این نتایج به‌دست آمد، چنان‌که از احوال عارف و ایرج‌میرزا برمی‌آید، عارف در زمان کلنل(1300خورشیدی، 1340قمری) در تئاتر همین باغ ملی کنسرت اجرا کرده است. وی در آن کنسرت این ابیات را خواند:
خـدا چـو طـرّة لیلـی کـند پریشـانـش
کسـی که مملکتـی، ملّتـی پریشـان کرد
چو جغد بر سـر ویرانه‌های شـاه عباس
نشست عارف و نفرین به روح خاقان کرد
بدان سبب، ایرج به حمایت از جدّش(خاقان یا همان فتحعلی‌شاه) پرداخت و «عارف‌نامه» را سرود و خطاب به عارف گفت:
شــنیدم در تئاتر بـاغِ «ملـی» برون انداخـتی حمق جبلّی
نمی‌گویم چه گفتی، شرمم آید ز بی‌آزرمی‌ات آزرمم آیـد
همان‌طور که در اسناد آمده، این باغ از زمان‌های دور ملی خوانده شده و دلیلی برای آن در دست نیست.
سیدی ادامه می‌دهد: در گزارش جامعی که به سال 1313خورشیدی ازسوی چند نفر از فضلا و دانشمندان شهر مشهد (مرحومان مدرس رضوی، علی‌اکبر فیاض، محمود فرخ، عبدالحمید مولوی و ...) درباره این شهر تهیه شده، تاریخچه باغ ملی چنین گزارش شده است: «باغ ملی در ضلع غربی خیابان پهلوی جنب کلوپ صاحب منصبان واقع است. سطحش تقریباً به شکل ذوزنقه و 36هزار و 335/710 مترمربع می‌باشد.» در همین سند ذکر شده «اخیراً باغی به وسعت 4هزار و 625/130 متر که به باغ امین دفتر اشتهار داشت، از طرف مغرب ضمیمه آن شده است.» اداره بلدیه در قسمت غربی باغ، عمارت زیبایی برای کافه ساخته است که البته ما می‌دانیم در حال حاضر چیزی از این موارد یاد شده باقی نمانده است.
هنوز در مسیر به سمت باغ هستیم که صحبت از واقف باغ به میان می‌آید. سیدی با بیان اینکه این باغ در حقیقت جزو املاک حاج‌حسین ملک، واقف بزرگ مشهد بوده، می‌افزاید: مرحوم حاج‌حسین آقا ملک، فرزند ارشد حاج محمدکاظم، ملک‌التجار ایران و از دوستان نزدیک میرزا تقی‌خان امیرکبیر بوده که سرای امیر در بازار تهران را به احترام و به‌نام او بنا کرده است. حسین ملک در نهم ربیع‌الاول سال 1292 هجری قمری در منزل اجدادی خود واقع در تهران، چشم به جهان گشوده و از سال 1323قمری یا 1284خورشیدی مقیم مشهد شده و در نزدیکی همین باغ ملی برای خویش خانه‌ای ساخته که اکنون نیز قسمتی از ساختمان آن برجاست و به خانه ملک شهرت دارد. او پس از گذراندن عمری پر تلاش در مرداد سال1351 شمسی دار فانی را وداع گفت.
به فرمان مظفرالدین شاه «باغ ملی»، ملک شخصی حاج کاظم ملک شد
به باغ ملی می‌رسیم. اینجا بسیار شلوغ است. اوضاع اطراف این اثر تاریخی نشان می‌دهد که گذشتگان شهرمان هرگز اهمیتی به حفظ حریم این محوطه نداده‌اند و امروز افسوسش برای ما مانده است. با دکتر همگام می‌شوم. او مرا به ابتدای باغ کنار کتیبه‌ای سنگی می‌برد. نوشته کتیبه را برایم بلند می‌خواند: «به پاس اعمال خیر و خدمات نیکوکارانه جناب آقای حاج‌حسین آقای ملک که باغ ملی مشهد نیز از جمله موقوفات بی‌شمار معظم‌له می‌باشد، این لوح سپاس نصب گردید، تا ضمن حق‌شناسی از ایشان مشوّق دیگران در انجام کارهای خیر و عام‌المنفعه باشد. شهریورماه1340. شهردار مشهد». و ایراداتش را گوشزد می‌کند که این باغ در حقیقت موقوفه نبوده و طی اتفاقاتی حاج حسین ملک آن را بخشیده است.
سپس ادامه می‌دهد: یکی دیگر از مراحم حاج‌حسین آقای ملک به مردم مشهد، اهدای باغ چهار هکتاری مشهور به ملی در جوار ارگ است که قدیمی‌ترین باغ عمومی‌مشهد بوده و هنوز هم تفرجگاه عامه مردم، به‌خصوص بازنشسته‌هاست. متأسفانه زمان دقیق و نحوه واگذاری این باغ معلوم نیست. آنچه مسلم است، این باغ ابتدا متعلق به حکام خراسان و دولت مرکزی بوده و در سال1319 قمری ازسوی مظفرالدین شاه قاجار به حاج‌کاظم ملک‌التجار واگذار یا اهدا شده است. سند این فرمان مظفرالدین‌شاه، اینک در اداره املاک شهرداری مشهد وجود دارد، اما اینکه این باغ چه زمان در اختیار شهرداری، یا به قول قُدما «بلدیه» قرار گرفته، معلوم نیست!
اولین ارگ مشهد مرز باغ ملی بود
این تاریخ‌شناس مشهدی، باغ ملی را بهترین و مهم‌ترین گردشگاه‌های شهر می‌خواند و اضافه می‌کند: در اسناد آمده گردش‌کنندگان بیشتر عصرها تا اوایل شب به آن رجوع می‌کردند و اکنون در آن شعبه‌ای از کافه اتحاد که کافه‌ای است موزیکال، دایر است و قنات رکن‌آباد، آن را مشروب و قنات شیخ فقط از آن عبور می‌کند. دکتر اعتقاد دارد: در تاریخ عنوان شده در قدیم این محل باغ وسیعی بوده موسوم به باغ ایالتی و ارگ که گرد آن را بارویی احاطه می‌کرده. وقتی از ارگ سؤال می‌کنم، سیدی توضیح می‌دهد: شهر مشهد بر خلاف دیگر شهرها ارگ نداشت و حرم مطهر همواره نقش ارگ را برای آن بازی می‌کرد؛ یعنی در تصرف‌ها همیشه اول شهر فتح می‌شد و در آخر حرم به تصرف درمی‌آمد. آن زمان که یک سیستانی مشهد را به دست گرفت، با سیستم این شهر آشنا نبود بنابراین اولین ارگ مشهد را او در این قسمت بنا کرد.
سپیدارهای باغ ملی را غلامحسین صاحب‌اختیار کاشت
دوباره به موضوع باغ ملی برمی‌گردیم که ناگهان به ذهنم می‌رسد اصلا این باغ را چه کسی آباد کرده است؟ دکتر سیدی با علاقه در بین کاغذها جستجو می‌کند و با اشتیاق ادامه می‌دهد: نخستین‌بار آقای غلامحسین صاحب‌اختیار کاشانی درخت‌های سپیداری را که هنوز بخش بزرگی از آن‌ها باقی است، در دور قسمتی که اکنون باغ ملی نامیده می‌شود، کاشت و در واقع باغ ملی را ایجاد کرد. بعدها مرحوم سلطان حسین میرزا نیرالدوله در زمان ایالت دوم خود در خراسان(حدود سال 1333قمری یا 1293خورشیدی) آن را آباد کرد. در سال‌های بعد اداره بلدیه در این باغ اصلاحاتی نموده و عمارت زیبایی در آن بنا کرد که همواره از بهترین گردشگاه‌های شهر بوده است.
برای باغ ملی وقف‌نامه‌ای نیست، اما اهدایی ملک است
سیدی در توضیح چگونگی دست‌به‌دست شدن این باغ تصریح می‌کند: چگونگی روند واگذاری یا تعلق باغِ پدری حاج حسین ملک به بلدیه مشهد، این است که شهرداری در سال1309 خورشیدی(که ثبت املاک دایر شده) تقاضای ثبت باغ ملی را به نام خود کرده و در سال1311 سند مزبور صادر شده است. ظاهراً سال‌ها بعد شهرداری معارضانی یافته، در نتیجه از حاج‌حسین آقای ملک تقاضا کرده تا اسناد مربوط به مالکیت آن را در اختیار شهرداری قرار دهد. حاج‌حسین ملک نیز چنین کرده و فرمان مظفرالدین شاه را(توسط پیشکار خود آقای مکرم) به شهرداری فرستاده، متقابلاً تقاضا کرده در محلی از باغ نوشته‌ای مبنی بر بخشش وی نصب شود. به این سبب شهردار وقت مشهد(آقای رضا سجادی) نامه‌ای به تاریخ 20فروردین به استاندار می‌نویسد و مراتب را گزارش می‌کند. استاندار نیز موافقت خود را ضمن تشکر از آقای ملک اعلام می‌ کند. به این سبب در سال1340 لوحه‌ای سنگی به ابعاد تقریبی 60 در80 سانتی‌متر تهیه و در مدخل باغ ملی نصب می‌شود.
استاد سیدی با ابراز ناراحتی از تصرف برخی قسمت‌های این اثر تاریخی ازسوی نهادهای شهرمان ادامه می‌دهد: این باغ که در سال1350 بهای تقریبی آن 20میلیون تومان برآورد ‌شده و زمین آن 40هزار مترمربع وسعت داشته، اکنون بر اثر دست‌درازی برخی نهادها به 26هزار متر کاهش یافته، بخشی از زمین باغ ملی در سال‌های اخیر به اتاق بازرگانی اختصاص یافته، در انتهای آن هم صداوسیما برای خود استودیو ساخته است. باوجود این همه ناملایمت و جبر زمانه در نادیده گرفتن ارزش این میراث معنوی و ملی شهرمان همچنان «باغ ملی» از استراحتگاه‌ها و تفرجگاه‌های مرکزی شهر مشهد، به‌خصوص برای پیران و بازنشستگان محسوب می‌شود و همواره در فهرست گردشگری شهری حرف اول را می‌زند.
* فرمان مظفرالدین شاه
«فرمان همایون شد آنکه، چون جناب جلالت مآب فدوی زاده دولت گردون قباب حاجی محمدکاظم ملک‌التجار ممالک محروسه از قدیمی‌چاکران آستان معدلت ارکان است و همواره رعایت حالش منظور‌نظر اکسیر‌ اثر، لهذا یک قطعه باغ واقعه در مشهد را که متعلق است به دیوان همایون اعلی و محدود است به حدود اربعه ذیل : حدّی به باغ حاجی معتمد‌التولیه، حدّی به حصار باروی شهر، حدّی به ممرِّ عامِ میدان بزرگ ارگ و حدّی به خندق بزرگ، به ملکیت ابدی به مشار‌الیه مرحمت فرمودیم که ملک طلق خوددانسته، در وقف و حبس و انتقال و سایر عقود شرعیه» مختار باشد .........، در تاریخ ذیحجه الحرام بارس ئیل سنه 1319.
(برگرفته از کتابخانه و مرکز اسناد شورای اسلامی‌شهر مشهد)