پـــــــور تــــــوس

سال ۱۳۸۸،سال فردوسی بزرگ

پـــــــور تــــــوس

سال ۱۳۸۸،سال فردوسی بزرگ

قصه گنبد طلا

حمیدرضا حسینی (جدیدآنلاین)

سالانه حدود ۲۵ میلیون نفر از ایرانیان و بسیاری هم از کشورهای دیگر به مشهد می‌روند. هدف بیشتر آنان زیارت بارگاه هشتمین امام شیعیان است که امروز سالروز ولادت اوست. حتا کسانی هم که با دلایل دیگر به مشهد سفر می‌کنند، باز هم در اولین فرصت به زیارت می‌روند، چرا که زیارت را وسیله نزدیکی به خدا و برآورده شدن حاجات می‌دانند. گرچه زایران با حس و حال و هوای آستان امام رضا آشنایند، اما ارزش‌های دیگر این مجموعه عظیم برای بیشتر آنان شاید ناشناخته مانده باشد؛ زیرا آن‌ها  که با دیدی مذهبی به حرم می‌روند چنان با شیفتگی غرق در فضای معنوی آن می‌شوند که کمتر به ابعاد تاریخی، فرهنگی و هنر و معماری‌اش می‌اندیشند.

آن‌چه که آستان قدس رضوی خوانده می شود، مجموعه‌ای است از دهها فضای معماری از جمله ۸صحن، ۲۶ رواق، ۳ مسجد، ۳ مدرسه علمیه، ۱۱ موزه و فضاهای متعدد دیگری چون کتابخانه، مهمان‌خانه، دارالشفاء، حمام، مقبره، و گورستان که گستره تقریبی یک میلیون متر مربع را در بر می‌گیرد. هر بخشی از این مجموعه عظیم برای خود تاریخی دور و دراز دارد که گنجینه‌هایی از شاهکارهای هنر ایرانی را نیز در دل خود نگاه داشته است. برای نمونه، ۱۳۹ متر از این مجموعه، فضای زیرین گنبد طلاست که آثار و نفایسی از ۱۲ سلسله تاریخ ایران را در خود جای داده است؛ یا روی دیوارهای مسجد گوهرشاد، ۳۶ کتیبه تاریخی از ۶ خوشنویس بزرگ ایرانی به چشم می‌خورد؛ و یا کتابخانه آستان با بیش از یک میلیون و چهارصد هزار کتاب از جمله ۵۵ هزار نسخه خطی، بزرگ‌ترین مجموعه نفایس خطی ایران به شمار می‌آید.

شرح ارزش‌های تاریخی و هنری آستان امام رضا و دامنه موقوفات آن٬ نه از روی مَثَل که به واقع، مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد. آن‌چه در ویدئوی این صفحه آمده، روزنه کوچکی است به بی‌کرانه هنر و معماری روضه رضوی و مروری کوتاه بر تاریخ دور و دراز آن.

فریدون جنیدی: ایران مادر فرهنگ جهان است

فریدون جنیدی در مراسم رونمایی از کتاب «داستان ایران» گفت: مردم ما از تاریخ نیاکانشان بی‌اطلاع هستند و وظیفه ماست آن‌ها را آگاه کنیم. جوانان ایرانی با خواندن این کتاب درمی‌یابند نیاکان ما برای دانش و فرهنگ جهان چه تلاش‌هایی کرده‌اند و به خوبی درک خواهند کرد که ایران مادر فرهنگ جهان است.به گزارش ایبنا، طی مراسمی که در بنیاد نیشابور برگزار شد، از دفتر نخست «داستان ایران» با نام «از آغاز تا خاموشی دماوند» رونمایی شد. در این مراسم فریدون جنیدی ایرانشناس، شاهنامه‌پژوه و نویسنده به معرفی کتاب خود پرداخت.
جنیدی در ابتدای سخنانش گفت: امیرکبیر جوانان ایرانی را برای ادامه تحصیل به فرنگ فرستاد تا آثاری را درباره ایران بنویسند اما آن‌ها پس از بازگشت متاسفانه دشمن ایران شدند. نویسندگان ما از حدود یک قرن پیش هرچه درباره تاریخ ایران نوشتند، همه بر پایه اطلاعات و دانش اروپاییان درباره کشور ایران بوده است و این جریان تا همین امروز ادامه داشته است. این نخستین‌بار است که این بانگ از ایران با نام «داستان ایران» بلند می‌شود و در حقیقت از دیدگاه کسانی‌که تحصیلات را تنها تحصیلات فرنگی می‌دانند این اثر غیر قابل باور است.
وی افزود: متاسفانه اروپاییان فرهنگ ایران را به خوبی نمی‌شناسند و داوری‌های آن‌ها در این باره همواره سطحی بوده است. همه کسانی‌که در اروپا بر شاهنامه فردوسی کار کرده‌اند، معتقدند این اثر سندیت چندانی ندارد برای این‌که از آغاز دوره تاریخی ایران که دوره هخامنشیان است سخنی در شاهنامه نیست و این مساله درحقیقت نا آگاهی از شاهنامه است چرا که در شاهنامه فردوسی دوره هخامنشیان آمده اما با عنوانی دیگر. لقب هخامنشیان را اروپاییان به این سلسله دادند. در حالی‌‌که در شاهنامه از این سلسله با عنوان داراب یاد شده است و با وجود این‌که با حمله اسکندر همه چیز از بین رفت اخباری که از این دوره در شاهنامه وجود دارد حیرت‌انگیز است.
نویسنده «داستان ایران» با اشاره به ساختن کانال سوئز از سوی هخامنشیان اظهار کرد: در کتاب این مساله را با دلیل و مدرک تاریخی آورده‌ام. سه سنگ نوشته از داریوش وجود دارد که در آن‌ها ذکر شده داریوش این کانال را راه‌اندازی کرده اما در اصل این کار را کمبوجیه آغاز کرد و فقط در دوره داریوش به اتمام رسید. تمام مدارک این قضیه را در «داستان ایران» آورده‌ام. نیاکان ما از پنج هزار سال پیش از پدیده جزر و مد اطلاع داشتند (که نام ایرانی آن آب خاست و آب کاست بود) و با همین آگاهی توانستند کانال را به رود نیل وصل کنند در حالی‌که اروپاییان تقریبا 150 سال پیش جزر و مد را درک کردند.
جنیدی در ادامه به مباحث دیگری که در این کتاب به آن پرداخته است، اشاره کرد و گفت: مطلب بعدی که می‌خواهم به آن اشاره کنم این است که یک جریان‌هایی در کتاب‌های باستانی ما و شاهنامه وجود دارد که ظاهر آن کمی افسانه مانند است و به همین دلیل مردم فکر می‌کنند داستان‌های شاهنامه فردوسی افسانه است. یکی از این موضوع‌ها «دیو» است. در شاهنامه سه با نام دیو آمده است. یک‌بار دیوان مازندران که خواستند بلندی‌های مازندران را بگیرند. به همین دلیل مجلس مهستان به زال نامه می‌نویسد و این خبر را به او می‌دهد. در این داستان یک نکته ظریف وجود دارد و آن این‌که در همه جای دنیا تشکیل مجلس را به رومیان نسبت می‌دهند در حالی‌که مجلس مهستان که یک مجلس مشورتی بود از سال‌ها پیش از سنای روم وجود داشته است. در هر حال در این زمان دیو سپید با کاووس رو به رو می‌شود و در نهایت نبرد آن‌ها منجر به شکست کاووس می‌شود.
وی ادامه داد: واژه‌ای در زبان ایرانی بوده و تنها دو بار در تاریخ ابن اسفندیار به آن اشاره شده و آن واژه «دوین» به معنای بلندی و کوه است. واژه‌ها در طول هزاره‌ها تغییر پیدا می‌کنند واژه «دوین» هم از این امر مستثنی نیست و می‌تواند تغییر پیدا کند. اگر در نظر بگیریم دوین یعنی کوه، بزرگترین آن‌ها می‌شود دماوند که همیشه ابر بر فراز آن است پس جمع آن‌ها می‌شود «دیو سپید». دومین باری که واژه دیو در شاهنامه به کار رفته، زمانی است که تهمورث دیوان را به اسارت در می‌آورد و دیوان به او نوشتن می‌آموزند. پس این دیو در حقیقت دیپ است یعنی نوشته. در دنیا معتقدند خط از سومر آغاز شده است اما دکتر یوسف مجیدزاده در حفاری‌های جیرفت کتیبه‌ای را کشف کرده که نشان می‌دهد خط از ایران آمده است.
این ایرانشناس اظهار کرد: دیو سوم اکوان دیو است که به صورت گور بسیار زیبایی به گله اسب‌های کیکاووس حمله می‌کند. رستم به جنگ اکوان می‌رود و در نهایت هم این دیو را از بین می‌برد. در زبان فارسی «م» قابل تغییر به «و» است. بنابراین صورت قبل اکوان، اکومن یعنی اندیشه بد بوده است.
جنیدی درباره نام کتاب گفت: جلد نخست کتاب از آغاز آفرینش از دیدگاه ایرانی تا خاموشی دماوند است. موضوعی که تاکنون هیچ کس در تاریخ به آن توجه نکرده است. در این کتاب تمامی اشاراتی که در متون اوستایی، پهلوی و فارسی است، جمع‌آوری کردم اما ستون اصلی آن شاهنامه است. دفتر نخست این کتاب با آفرینش از دیدگاه ایرانی آغاز می‌شود و با خاموشی دماوند (پیرامون 6000 سال پیش) پایان می‌یابد که این دوره به روایت شاهنامه فردوسی برابر با رویداد به بند کشیدن ضحاک به‌دست فریدون در دماوند کوه است.
وی افزود: این کتاب دربرگیرنده‌ یازده فرگرد و هر فرگرد دارای چندین بخش است. سپس جنیدی بخشی از کتاب را برای حاضران در جلسه خواند: «آفرینش از دیدگاه ایرانی، پیدایی کوه‌ها و دریاها در گیتی، آغاز سخنگویی در میان مردمان، پیدایی اندازه میان مردمان، خانه‌های زمان جمشید، پیدایی پره، درجه و پرگار، کره‌ی زمین، آگاهی ایرانیان از آن سوی کره، دگردیسی جانوران تا مردمان.»
وی درباره جلد دوم کتاب گفت: این مجلد سه پاره شدن آریاییان تا آغاز هخامنشیان را در برمی‌گیرد و مطالبی را ارایه می‌دهد که باستانشناسان با آن روبه‌رو هستند. این جلد نیز سال آینده به چاپ خواهد رسید.
این شاهنامه‌پژوه در پایان سخنانش به ناآگاهی جوانان ایرانی از تاریخ نیاکانی اشاره کرد و گفت: مردم ما به ویژه جوانان از تاریخ نیاکان ما بی‌اطلاع هستند و وظیفه ماست آن‌ها را آگاه کنیم. وقتی یک ایرانی «داستان ایران» را می‌خواند، خواهد فهمید نیاکانمان چه تلاشی برای دانش و فرهنگ ما کردند و در نتیجه آن‌ها هم شروع به فعالیت می‌کنند و برای این فرهنگ و تمدن کهن گام برمی‌دارند.
در پایان مراسم، جنیدی کتاب «فرهنگ نام‌های جغرافیایی باستانی در ایران و سرزمین‌های همسایه» تالیف حسین شهید مازندرانی که از سوی نشر بلخ همزمان با کتاب «داستان ایران» به چاپ رسیده بود برای حاضران در جلسه معرفی کرد.

تاریخ ایرانِ فریدون جنیدی پیشکش ایرانیان شد

دفتر نخست از کتاب دو جلدی «داستان ایران بر بنیاد گفتارهای ایرانی» با عنوان «از آغاز تا خاموشی دماوند» به قلم فریدون جنیدی منتشر شد. در این کتاب که با استفاده از متون تاریخی ایران نوشته شده، تاریخ ایران از آفرینش تا خاموشی دماوند بیان شده است.به گزارش ایبنا، فریدون جنیدی، ایرانشناس، نویسنده و شاهنامه‌پژوه، دفتر نخست از مجموعه‌ی‌ دو جلدی «داستان ایران بر بنیاد گفتارهای ایرانی» با عنوان «از آغاز تا خاموشی دماوند» را راهی بازار کتاب کرد. این کتاب پژوهشی با نگاهی تازه و متفاوت برای شناخت فرهنگ و تمدن دورکرانه‌ ایران‌زمین است.
نویسنده در طول 35 سال کتاب را با نگاهی موشکافانه بر پایه نوشته‌ها و گفتارهای ایرانی در حوزه تاریخ به نگارش درآورده است. بنیادِ نظری این کتاب بر شاهنامه فردوسی، اوستا، متون پهلوی و دیگر نوشته‌های به‌جای مانده از نویسندگان پس از اسلام استوار است.
دفتر نخست این کتاب با آفرینش از دیدگاه ایرانی آغاز می‌شود و با خاموشی دماوند (حدود 6 هزار سال پیش) به پایان می‌رسد که این دوره به روایت شاهنامه فردوسی برابر با رویداد به بند کشیده شدن ضحاک به‌دست فریدون در دماوند کوه است.
این کتاب دربرگیرنده 11 فرگرد و هر فرگرد دارای چندین بخش است که برخی از آن‌ها «آفرینش از دیدگاه ایرانی»، «پیدایی کوه‌ها و دریاها در گیتی»، «آغاز سخنگویی در میان مردمان»، «پیدایی اندازه میان مردمان»، «خانه‌های زمان جمشید»، «پیدایی پره»، «درجه و پرگار»، «کره زمین»، «آگاهی ایرانیان از آن سوی کره»، «دگردیسی جانوران تا مردمان» نام دارد.
جنیدی شاهنامه را به‌عنوان آیینه تمام‌نمای فرهنگ ایرانی می‌شناسد و متن‌های اوستایی و پهلوی را نه اسطوره و داستان می‌داند و نه از دریچه آموزش‌های دینی به آن نگریسته است بلکه آن‌ها را نیز نوشته‌هایی دانشی و فرهنگی به‌شمار می‌آورد. تفاوت دیدگاه میان آثار جنیدی و دیگر پژوهشگران و استادان موجب تمایز کارهایش با دیگران شده است.
دفتر نخست از مجموعه‌ی‌ دو جلدی «داستان ایران بر بنیاد گفتارهای ایرانی» با عنوان «از آغاز تا خاموشی دماوند» از سوی موسسه نشر بلخ وابسته به بنیاد نیشابور به بهای 50 هزار تومان در دسترس دوستداران فرهنگ ایران و مطالعات ایران‌شناختی قرار گرفت.

اخوان،فردوسی زمانه ما بود

دکتر یاحقی اخوان،فردوسی زمانه ما بود

چهارم شهریور ۹۲ باز هم فرصتی بود برای دوستداران شعر و علاقه مندان به اخوان ثالث تا به بهانه بیست و دومین سالگرد درگذشت شاعر ارغنون گرد هم آیند و یادی از این شاعر بزرگ معاصر بکنند.

امسال البته یک تفاوت جدی در مراسم به چشم می خورد.

هر سال زنده یاد استاد قهرمان بانی این مراسم می شد و با دعوت از علاقه مندان- آن ها را به آرامگاه دوست دیرین خود فرا می خواند تا هم بر دوستی خود با اخوان پای بفشارد و هم نام و یاد او را زنده بدارد.

چهارم شهریور ۹۲ اگر چه بدون قهرمان اما به همت فرهنگسرای فردوسی و انجمن ادبی استاد قهرمان برگزار شد.



مسوولان توصیه‌ها را درباره ضبط شاهنامه با نقالی ترابی به هیچ گرفتند

به گزارش ایبنا، مراسم تشییع پیکر هنرمند فقید زنده‌یاد مرشد ولی‌الله ترابی صبح امروز، دوشنبه 14 مرداد با سخنرانی داود فتحعلی‌بیگی، دبیر جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی، ایرج راد، مدیرعامل خانه تئاتر و با اجرای اردشیر صالح‌پور در محوطه باز مجموعه تالار وحدت برگزار شد. 
در این مراسم پژوهشگران و هنرمندانی چون قطب‌الدین صادقی، محمدحسین ناصربخت، سیاوش طهمورث، حسین کیانی، محمد دشتگلی و وحید لک و از میان مسوولان فرهنگی نیز حمید شاه‌آبادی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین قادر آشنا مدیر مرکز هنرهای نمایشی کشور، حضور داشتند. 
داود فتحعلی بیگی در سخنان خود در این مراسم با انتقاد شدید از عملکرد برخی مسوولان فرهنگی برای توجه نکردن به هنرهای آیینی و سنتی ایران، گفت: زمانی که  خبر وفات مرشد ترابی را شنیدم تمام وجودم فریاد شد، چرا که بارها پیگیر ثبت و ضبط یک دوره روایت و نقل مرشد ترابی از شاهنامه شدم، اما هیچکدام از مسوولان توجهی نکردند. 
وی افزود: از استاد فقید مرشد ولی‌الله ترابی تنها چند اجرای صحنه‌ای باقیمانده است که امیدوارم این اجراها تبدیل به فیلم آموزشی شوند. تنها راه ماندگاری هنرمندان ثبت و ضبط هنر آن‌هاست. 
دبیر جشنواره هنرهای نمایشی آیینی و سنتی در ادامه ضمن توصیه به مسوولان فرهنگی و هنری جدید کشور برای توجه به هنرهای آیینی، گفت: بارها به مسوولان توصیه کردم که هزینه‌ها و بودجه‌های یکی از این اجراهای معمول تئاتری در ایران را که نه به درد دنیا می‌خورد و نه به درد آخرت، به ثبت ضبط نقل مرشد از شاهنامه اختصاص دهید، اما حرف و تقاضایم را به هیچ گرفتند و من به همین دلیل هیچگاه آن‌ها را نخواهم بخشید. 
همچنین ایرج راد مدیرعامل خانه تئاتر نیز در مراسم وداع با پیکر مرشد ترابی، گفت: استاد ترابی از میان ما رفت، اما آیا هنر نقالی و هنرهای نمایشی سنتی نیز باید با رفتن این هنرمندان تمام شود؟ 
وی افزود: چرا هرگز به این مساله فکر نکردیم که هنر نمایش باید تداوم پیدا کند؟ چرا نباید مرشد ترابی و هم‌نسلانش هنر خود را باقی بگذارند. 
این هنرمند در ادامه با اشاره به تبحر خاص مرحوم ولی‌الله ترابی در شاهنامه خوانی گفت: مرحوم ترابی در قدیم همواره در قهوه‌خانه‌ها و در این اواخر در فستیوال‌های جهانی حضور داشت. لازم است بیان کنم که کسی این هنرمند برجسته را به جشنواره‌ها و فستیوال‌ها دعوت نمی‌کرد بلکه این توانایی‌های این نقال متبحر بود که او را به این مسیر کشاند، اما آیا این مقدار استفاده از توانایی‌های ترابی بس و کافی بود؟ 
راد گفت: تاکنون هیچ پژوهشی درباره هنرهای نمایشی سنتی ایرانی و هیچ کارگاهی درباره درون‌مایه این هنرها و به ویژه هنر نقالی و روایت‌خوانی مرشد ترابی، صورت نگرفته است. ما فرهنگ ایرانی را فراموش کرده و به سمت فرهنگ و سنت‌های غربی رفته‌ایم. 
مدیرعامل خانه تئاتر در ادامه با انتقاد از نبودن نهادی برای پژوهش درباره هنرهای آیینی در ایران، گفت: اگر تعزیه، نقالی و یا دیگر هنرهای نمایشی سنتی تداوم پیدا می‌کرد، ما امروزه یک تئاتر ایرانی با شناسنامه‌ای ایرانی و متکی بر فرهنگ غنی خودمان داشتیم. 
راد در پایان گفت: در حالی که ما هیچ نهادی برای پژوهش درباره درون‌مایه و ساختار نمایشی سنتی ایرانی نداریم، غربی‌ها بر این مساله کار کرده و در راستای غنای هنر خودشان از آن بهره‌برداری می‌کنند. 
اردشیر صالح‌پور نیز در این مراسم دقایقی را برای حاضران سخنرانی کرد. او در بخشی از کلام خود گفت: اگر آیندگان از ما بپرسند که از میان 14 دپارتمان تئاتر در کشور کدام‌یک گرایش نمایش ایرانی را در بین رشته‌های تخصصی خود دارند، چه می‌توانیم بگوییم. 
صالح‌پور در پایان به مسوولان فرهنگی حاضر در مراسم توصیه کرد تا با تاسیس یک قهوه‌خانه سنتی در حوالی میدان انقلاب اسلامی تا محوطه تالار وحدت، به ماندگاری هنر نمایشی نقالی کمک کنند. 
در ادامه مراسم نیز مرشد محسن میرزاعلی، یکی از شاگردان مرحوم ولی‌الله ترابی دقایقی را برای حاضران به سبک استادش، «پیش‌خوانی» کرد.