پـــــــور تــــــوس

سال ۱۳۸۸،سال فردوسی بزرگ

پـــــــور تــــــوس

سال ۱۳۸۸،سال فردوسی بزرگ

قدیمی‌ترین کتابفروشی مشهد

خراسان‌رضوی - داستان یکی از قدیمی‌ترین کتابفروشی‌های فعال مشهد و مدیر آن که ۶۴ سال است به اهالی فرهنگ و ادب خدمت‌رسانی می‌کند، شنیدنی است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مرجانه حسین‌زاده: محمد اقبال، پیرمردی خوش‌سیرت و خوش‌سخن است که گاهی با لهجه مشهدی حرف می‌زند تا تبسمی بر لب مخاطب بیاورد، در پایین خیابانِ مشهد به دنیا آمده و ۶۴ سال است که «کتابفروشی» حرفه و پیشه‌اش است! شغلی که بسیار دلبسته‌اش است. اهالی کتاب در مشهد محمد اقبال را به «اقبال کتابفروش» می‌شناسند چرا که از سال ۱۳۳۵ یعنی زمانی که ۱۵ ساله بود و به تهران رفت و دستفروشی کتاب را شروع کرد، تا الان که ۸۴ ساله است به همین حرفه مشغول بوده و با کتاب‌ها همنشین و همسایه بوده است.

داستان زندگی‌اش از دستفروشی کتاب در تهران تا تاسیس کتابفروشی فلسطین در چهارراه دکترا مشهد و بعد، راه‌اندازی «کتابخانه گلستانه» قصه‌ای شنیدنی و پر فراز و فرود است.وقتی در یک بعداز ظهر بهاری به بهانه گفت‌وگو با او به طبقه منفی دو پاساژِ زیست‌خاور مشهد رفتم، روی درب «گلستانه» پر از اشعاری با خط‌نستعلیق بود و جمله «با لبخند وارید شوید» هم بیش از همه خودنمایی می‌کرد. سید محمدصادق عسکری‌حسینی، پسر جوانی که در حین چرخیدن در میان قفسه‌های کتاب «کتابخانه گلستانه» با او آشنا شدم و دقایقی باهم گفت‌وگو کردیم، در میان صحبت‌هایش در خصوص محمد اقبال گفت: چند سال است او را می‌شناسم، بیشتر از هرچیزی به حافظ و فردوسی علاقه دارند، همینطور شجریان. آقای اقبال اینجا گاهی کتاب‌ها را رایگان به مردم امانت می‌دهد.

کتابفروشی فلسطین در سال‌های ابتدایی تاسیس

محمد اقبال در همان ابتدای ورودم با شعری از حافظ، چای و شیرینی به میزبانی‌ام آمد و گفت: جملاتی هست معروف به بسمله و در آغاز برخی اشعار شاعرانِ کهن نیز آمده، مثلاً حکیم نظامی می‌گوید: «بسم الله الرحمن الرحیم… هست کلید در گنج حکیم» یا این بسم‌الله جدید که اخیراً باب شده «به نام خداوند روزی‌رسان.. خداوند گندم خداوند نان» و خیلی هم زیباست.

دستفروشی کتاب در تهران

بعد که خیال‌اش از جاری شدن نام خدا بر زبان‌اش راحت شد، در خصوص چگونگی آغاز به‌کارش گفت: حدود ۶۴ سال است که به پیشه دوست‌داشتنیِ کتابفروشی مشغول هستم. بعد از اینکه از مدرسه اخراج شدم، چون به کتاب علاقه‌مند بودم در ۱۵ سالگی در تهران تعدادی کتاب روی زمین گذاشتم و شروع به فروش کتاب کردم، هم‌زمان صبح‌ها هم در شرکتی در بازار کار می‌کردم.

این کتابفروشِ کهنه‌کار مشهدی ادامه داد: این کار را ادامه دادم و سال‌ها با همین کار کسب درآمد می‌کردم و زندگی‌ام الحمدلله تامین بود، بعداز آن ازدواج کردم و به مشهدالرضا (ع) برگشتم و «کتابفروشی فلسطین» را در خیابان دانشگاه، نبش چهارراهِ دکترا راه‌اندازی کردم و از آن زمان زندگی بسیار خوبی دارم و در کمال تامین مالی زندگی‌ام ادامه یافته است چراکه مورد لطف، فتوت و بخشندگی مردم خردمند شهرم قرار گرفتم.قدیمی‌ترین کتابخانه مشهد کجاست؟/ از دستفروشی کتاب در تهران تا تاسیس «کتابخانه گلستانه»

محمد اقبال با اشاره به تاسیس شعبه جدید کتابفروشی گفت: از وقتی پا به سن گذاشتم و موهای سیاهم سفید شد، از همکارم آقای تفتی خواستم تا عهده‌دار «کتابفروشی فلسطین» باشد و این مکان را به او سپردم. پس از آن در خیابان گلستان شعبه دیگری احداث کردم اما شعبه فلسطین به دلیل قدمت، همچنان جایگاه شناخته شده‌ای دارد و مراجعه‌کنندگان آن هم خیلی بیشتر هستند.

حضور چهره‌های برجسته ادبیات خراسان در کتابفروشی فلسطین

وی با ذکر خاطراتی از اولین شعبه کتابفروشی فلسطین عنوان کرد: در سال‌های ابتدای کار در کتابفروشی چهارراهِ دکترا، دیدارهای بسیار دلنشین و خاطره‌انگیزی برای من به وجود می‌آمد، افرادی نظیر مهدی اخوان ثالث، شفیعی کدکنی، محمد قهرمان، امیر برزگر، ذبیح‌الله صاحبکار و بسیاری از چهره‌های شناخته شده ادبیات و فرهنگ مشهد و خراسان به این کتابفروشی رفت و آمد داشتند.

اقبال ادامه داد: من در مراسم تدفین اخوان ثالث حضور داشتم و چهره‌اش را بسیار آرام دیدم، در مراسم تدفین او، محمدرضا شفیعی‌کدکنی هم حضور داشت. دیدارهای جذاب و خاطره‌انگیزی با حضور این افراد در کتابفروشی فلسطین برایم به وجود آمد.

وی با اشاره به نام مرحوم محمد قهرمان بیان کرد: وقتی او کتاب «صیادان معنی» که اثر نایابی بود را به چاپ رساند، ۱۲ جلد از این کتاب را برای من فرستاد. ما در آن ایام صبح‌های جمعه در منزل آقای یاوری مجلس شعرخوانی داشتیم، یکبار وقتی خواستم پول آن ۱۲ جلد کتاب را با آقای قهرمان حساب کنم، ایشان هیچ وجهی را از من نگرفتند، از این طریق خواستند به کتابفروشی فلسطین کمک مالی کرده باشند

پاتوقی برای شعرا

محمد اقبال بیان کرد: کتابفروشی فلسطین در واقع پاتوق شعرا هم بود، شاعران می‌آمدند، شعرشان را می‌خواندند و از من نظر می‌خواستند، من هیچوقت شاعر نبودم، اگر شعری گفته‌ام تنها بازتاب خوانده‌ها بوده.

قدیمی‌ترین کتابخانه مشهد کجاست؟/ از دستفروشی کتاب در تهران تا تاسیس «کتابخانه گلستانه»

پیرمرد کتابفروش با لبخندی شیرین ادامه داد: یکبار بیتی را سرودم که خیلی‌ها پسندیدند «نظم همان نثر است، آهنگین شده.. جمله‌ها دیگر شده، رنگین شده»

تاسیس «کتابخانه گلستانه»

وی درباره تاسیس «کتابخانه گلستانه» اظهار کرد: ۱۲ سال قبل هم وقتی دیدم پا به سن گذاشتم این مکان را با عنوان «کتابخانه گلستانه» راه‌اندازی کردم، خودم به اینجا می‌آیم چراکه توانِ حضور در یک کتابفروشی آن هم با رونق شعبه فلسطین را ندارم.

اهمیت خلق و خوی خوشِ کتاب‌فروش

اقبال بیان کرد: برای کار در یک کتابفروشی، خلق و خوی خوشِ کتاب‌فروش بسیار مهم است، کتاب‌فروش باید خودش کتابی باشد که مردم بتوانند از برخورد و مواجهه با او لذت ببرند و برای مطالعه یک کتاب ترغیب شوند. او باید اطلاعات خوبی از کتاب‌ها و نویسندگان‌شان داشته باشد و بتواند با ذوق و رغبت اطلاعات کافی را در اختیار مخاطب بگذارد.

شعبه گلستانه و امانت‌دادن کتاب

وی بیان کرد: در «کتابخانه گلستانه» هم خاطره‌های زیبایی برایم به وجود آمده، به ویژه با جوانانی که در جست‌وجوی حقیقت بوده و هستند، جوانانی که می‌خواستند با کتاب بیشتر مانوس باشند. ما اینجا کتاب را به صورت امانت در اختیار مردم می‌گذاریم و آنان بعد از مطالعه کتاب را بر می‌گردانند.

اقبال در خصوص اهمیت کتاب بیان کرد: به هر حال کتاب شاید قوی‌ترین رسانه اندیشه مردم دنیا باشد، در کتابِ خدا هم نزدیک به ۳۰۰ بار نام کتاب یا مشتقاتِ کتاب ذکر شده است، در تمام دنیا همواره کتاب مورد توجه و علاقه‌مندی اهل دانایی و خرد است.

وی افزود: در ایران عزیز و جاودانه، دو کتاب بسیار مطرح است، قرآن کریم و شاهنامه که کتابی بسیار مهم و آموزنده است که تاریخچه و شناسنامه ملت بزرگ ایران را در بر دارد.

قدیمی‌ترین کتابخانه مشهد کجاست؟/ از دستفروشی کتاب در تهران تا تاسیس «کتابخانه گلستانه»

از کودکی متوجه شدم کتاب شی‌ای مقدس است

او در خصوص دلبستگی و آشنایی‌اش با کتاب گفت: وقتی تازه دست چپ و راستم را شناختم، می‌دیدم که پدرم کتاب خدا را می‌بوسد، باز می‌دیدم که مادربزرگم کتاب مفاتیح‌الجنان را می‌بوسد، آن موقع متوجه شدم کتاب، شی‌ای عزیز و مقدس است، این اتفاق روی من تاثیر گذاشت.اقبال با ذکر چند خاطره از شعبه گلستانه گفت: اینجا پر از خاطره است، خاطره‌هایی لطیف و ماندگار، ابتدای راه‌اندازی این شعبه، بیش از ۱۵۰ جوان که از طریق علاقه‌مندی‌شان با کتاب، با «کتابخانه گلستانه» آشنا شده بودند، به اینجا می‌آمدند.او با نقل خاطره‌ای گفت: چندسال قبل چند دختر و پسر جوان آمدند به اینجا و چند رمان عاشقانه را بردند و این رفت و آمد و امانت گرفتن کتاب ادامه داشت، یکبار یک دختر خانم ۱۲ ساله هم همراه‌شان بود، این دختر خانم اینجا ایستاده بود و بقیه جوان‌ها دنبال پیدا کردنِ رمان بودند، دختر ۱۲ ساله هم که بسیار خجالتی بود، با حسرت به آنان نگاه می‌کرد، یکباره گفت «من تا حالا کتاب نخواندم، اگر بخوام کتاب بخوانم، چه کتابی را به عنوان اولین کتاب انتخاب کنم؟» من گفتم «تو خودت فکر می‌کنی باید چه کتابی را بخوانی؟» و او قرآن را انتخاب کرد.اقبال ادامه داد: من به آن دختر گفتم «به نظرم اولین کتابی که انتخاب می‌کنی نباید قرآن باشد، برای خواندن قرآن اول باید بپذیری و باور کنی که قرآن کلام خداوند است، بعد باید فارسی آن را بخوانی و به دستوراتش هم عمل کنی»، او کمی از این جواب جا خورد، من در ادامه گفتم «کتاب خودت را بخوان» او گفت «من که کتاب ننوشتم» من هم پاسخ دادم «منظورم این است که خودت را مثل یک کتاب بخوان، ببین از کجا آمده‌ای، به کجا قرار است بروی، کجا قرار داری و چه کسی تو را به وجود آورده، خودت را که بشناسی خدا را خواهی شناخت. و آنوقت می‌توانی قرآن را بخوانی و به دستورات آن عمل کنی». وقتی خواست برود کتاب «نامه‌های خط‎‌خطی» از عرفان نظرآهاری را به او دادم. مدتی بعد این دختر با مادرش وارد این مغازه شد و مادرش گفت «اقای اقبال کتابی که به دخترم دادید خیلی روی دختر من تاثیر گذاشته». من با این چیزها تاثیر کتاب را بر جامعه می‌فهمم.وی ادامه داد: یکشب ساعت ۱۲:۳۰ آقایی با دوچرخه از جلوی درب گلستانه در پاساژ زیست خاور رد شد، تعجب کردم که این ساعت شب کسی با دوچرخه در پاساژ است، او درب را باز کرد و گفت اجازه می‌دهید عکس بگیرم؟گفتم شرط دارد. یکی از کتاب‌های محبوب‌ام را دستم گرفتم و او عکس گرفت، بعدها فهمیدیم او نقاش است و آتلیه‌اش هم اینجاست. حالا این تابلو را خیلی دوست دارم.محمد اقبال گفت: انسانی که با کتاب مانوس باشد، به بیراهه نمی‌رود. نسل جوان، نسل شجاع و حقیقت‌جویی است که امیدوارم تمامی‌شان همیشه در مسیر کتاب و کتابخوانی باشند.

نسخه خطی کم نظیر شاهنامه فردوسی


نسخه کم نظیری از شاهنامه فردوسی به عنوان بزرگترین و برجسته ترین اثر حماسی ایرانی با 51 مجلس مینیاتور زیبا و دیدنی که دردوره صفوی( 1067 قمری) کتابت شده است جذب گنجینه مخطوطات کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی شد.
به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی، رئیس اداره مخطوطات این سازمان با بیان این مطلب گفت: این نسخه شاهنامه که به لحاظ دارا بودن مجالس نقاشی ارزشمند از نفاست ویژه ای برخوردار است توسط شورای نشر نفایس برای گنجینه مخطوطات کتابخانه مرکز آستان قدس روی خریداری شد. سید محمد رضا فاضل هاشمی خاطرنشان کرد: این نسخه دارای51 مجلس نقاشی ظریف و زیبا به الوان و زر و دارای چهار سرلوح و کتیبه مذهب و منقش در آغاز و وسط هر جلد می باشد. وی با بیان اینکه بین السطور صفحات آغازین طلا اندازی، تمام اوراق جدول بندی به زر تحریر دار و لاجورد، کمند کشی به سیاهی تحریر دار می باشد افزود: تاریخ کتابت سال1067 هجری قمری است که به خط نستعلیق چهارستونه 25 سطری کتابت شده است. وی اضافه کرد: تعداد اوراق560 برگ در اندازه37*22 سانتی متر و دارای جلد مقوایی با عطف و گوشه تیماج است.
گفتنی است گنجینه مخطوطات آستان قدس رضوی به واسطه قداست معنوی ، اعتماد مردمی و نگه‌داری و حفاظت دقیق علمی و تجربی روزانه پذیرای بسیاری از مصاحف شریف و کتب خطی و اسناد تاریخی بصورت وقف، اهدا و خریداری است که پس از ثبت وفهرستنویسی در اختیار علاقه‌مندان به آثار معنوی وتاریخی قرار می گیرد.

گنجینه‌های بارگاه رضوی

از مدال‌های قهرمانی جهان‌پهلوان تختی گرفته تا جوایز مهدی عابدینی، قهرمان بدن‌سازی جهان، و جام‌های قهرمانی دانشجویان ایران در مسابقات بین‌المللی زیر یک سقف، مجموعۀ بی‌نظیری را شکل داده‌اند. و تالاری دیگر را یازده اثر بی‌همتای استاد محمود فرشچیان در میان نقاشی‌های ماندگار دیگر آراسته‌است. در حالی که محمدحسین یزدی‌‌نژاد، از مجموعه‌داران مشهدی، بخش عظیمی از مجموعه اسکناس‌هایش را که از ۲۰ کشور جهان می‌آید، به همین موزه اهدا کرده‌است. ضریح قدیمی بارگاه امام رضا که در اوایل عهد قاجاریه ساخته شده و پاره‌ای از پردۀ کعبه که علی‌العوامی عربستانی به این بارگاه تقدیم کرده، بر حال و هوای روحانی موزه می‌افزاید. و اسطرلاب و تلسکوپ‌های اهدایی سید جلال‌الدین تهرانی، اخترشناس و ریاضی‌دان ایرانی، گنجینۀ نجوم و ساعت بارگاه را دیدنی کرده‌است.

حرم امام رضا در مشهد حاوی چندین موزه و گنجینه است که توضیح مختصر آن را در نوشتۀ زیر به قلم حمیدرضا حسینی، برگرفته از کتاب "راهنمای سفر به استان خراسان رضوی" (۱۳۸۵) می‌خوانید و در نمایش تصویری ساختۀ امید صالحی برخی از آثار این موزه‌ها را می‌بینید.

دیرینکده‌های آستان قدس رضوی

آستان امام رضا در شهر مشهد دارای نفایس بسیاری است که طی صدها سال به پیشگاه آن حضرت هدیه شده‌اند. همچنین بسیاری از آثاری که در آستانه مورد استفاده قرار گرفته‌اند، به‌تدریج کاربرد خود را از دست داده و به خارج از حرم منتقل شده‌اند. این اشیا بیشتر یا در خزانۀ آستانه (و اگر کتاب بوده‌اند، در کتابخانه) یا در انبارها نگهداری می‌شدند و دور از دید عموم بودند.

در دورۀ سلطنت رضاشاه پهلوی دولت تصمیم گرفت که با تأسیس یک موزه برخی از این آثار را به نمایش گذارد. از این رو تعدادی از اشیای خزانه با کمک باستان‌شناسان موزۀ ایران باستان انتخاب شدند و در موزه‌ای که ساخت آن به سال ۱۳۱۶ هجری خورشیدی آغاز و در سال ۱۳۲۴ تمام شد، به نمایش درآمدند. این موزه از سال ۱۳۵۶ در ساختمان جدیدی مستقر گردید و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به نحو چشمگیری گسترش یافت. در واقع می‌توان گفت که ایجاد موزه‌های تخصصی و عرضۀ آثار متنوع در آنها یکی از ارزنده‌ترین کارهای آستان قدس رضوی در دورۀ جمهوری اسلامی بوده‌است.

در این دوره ابتدا در سال ۱۳۶۴ "گنجینۀ قرآن و نفایس" با نمایش نفیس‌ترین قرآن‌های خطی ایران و جهان افتتاح شد و سپس در سال ۱۳۶۹ دومین موزۀ تخصصی تمبر و اسکناس گشایش یافت. چهار سال بعد مجموعه هدایای مقام‌های داخلی و خارجی به رهبر جمهوری اسلامی ایران در موزه‌ای با نام "موزۀ هدایای رهبری" در معرض دید عموم قرار گرفت و در سال ۱۳۷۷ نیز "گنجینۀ تخصصی فرش" آغاز به کار کرد. همچنین در سال ۱۳۷۸ در طبقات فوقانی موزۀ مرکزی مجموعه‌های متنوع دیگر به نمایش درآمد.

موزۀ مرکزی در یک ساختمان چهارطبقه قرار دارد. آن شکل کامل‌شدۀ نخستین موزه است که از هشت گنجینه ترتیب یافته‌است: گنجینه‌های تاریخ مشهد، سکه و مدال، صدف و حلزون، نقاشی، سلاح، نجوم و ساعت، ظروف و تمبر و اسکناس. موزۀ قرآن و نفایس، موزۀ فرش و موزۀ هدایای رهبری به صورت سه موزۀ مستقل، اما در یک ساختمان، در این مجتمع حضور دارند.

در مجموعۀ تاریخ مشهد آثار و نفایس حرم امام رضا به نمایش درآمده‌است. قدیمی‌ترین سنگ مزار امام رضا، محراب‌های زرین‌فامی که پیشتر در حرم نصب بوده‌اند، سنگاب بزرگی از قرن ششم هجری، دو عدد سکۀ نقره از دوران ولایت‌عهدی امام رضا، درهای قدیمی چوبی یا طلاکاری‌شدۀ حرم، لوحه‌های طلای مربوط به صندوق مزار امام، وسایل روشنایی حرم، ضریحی که از دورۀ فتحعلی‌شاه به جای مانده، قفل‌ها و کلیدهای قدیمی آستانه و وسایل شستشوی حرم از جملۀ آثاری هستند که در مجموعۀ تاریخ مشهد خودنمایی می‌کنند؛ مجموعه‌ای که مهم‌ترین گنجینۀ موزۀ مرکزی است.

گنجینۀ سکه و مدال دربردارندۀ سکه‌هایی از دورۀ ایران باستان تا دوران متأخر است. همچنین مدال‌هایی که از سوی قهرمانان و ورزشکاران مختلف به بارگاه امام رضا تقدیم شده، در این مجموعه نگهداری می‌شود. مهم‌ترین مدال‌های به‌نمایش درآمده، مدال‌های جهان‌پهلوان غلامرضا تختی است.

گنجینۀ صدف و حلزون شامل بخشی از ۱۲۸۲ قطعه صدف و حلزون است که در سال ۱۳۶۴ توسط فردی به نام "محمدسعید فؤاد" از کشور سوریه تقدیم آستان قدس رضوی شده‌است.

در مجموعۀ نقاشی آثاری از نقاشان بزرگ ایرانی مانند کمال‌الملک، استاد محمود فرشچیان و استاد علی‌اشرف والی و تعدادی از هنرمندان اروپایی به نمایش درآمده‌است.

مجموعۀ سلاح حاوی ابزارهای جنگی مانند شمشیر، تیرکمان، خنجر، طپانچه، تفنگ و انواع باروت است و مجموعۀ نجوم و ساعت دربردارندۀ اشیائی از قبیل اسطرلاب، کرۀ نجومی، تلسکوپ و دوربین به انضمام ساعت‌های قدیمی است.

گنجینۀ ظروف نمایش‌دهندۀ ظروف چینی و بلور از سدۀ هشتم تا سیزدهم هجری قمری است. گنجینۀ تمبر و اسکناس پنجاه هزار قطعه تمبر ایرانی و خارجی، از جمله نخستین تمبر جهان و اولین تمبر ایرانی را در خود جای داده‌است. در کنار اسکناس‌های دورۀ قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی ایران تعدادی اسکناس‌های خارجی نیز به چشم می‌آید.

فیلم‌بردار شاهنامه

فرزانه خالق‌زاد 

زائور داخته 

رستم‌ویچ سال ۱۹۳۶در منطقۀ داغستان(تحت اشغال روسیه) به دنیا آمد. سال ۱۹۶۴ از رشتۀ فیلم‌برداری فارغ شد و تا زمان بازنشتگی در استودیوی تاجیک‌فیلم کار می‌کرد. وی تا کنون ۱۳ فیلم هنری و حدود ۷۰۰ فیلم مستند فیلم‌برداری کرده‌است. "انسان پوستش را عوض می‌کند"، "شیرک دلاور"، "جستجوی ببر" و "رستم و سهراب" از جملۀ مهم‌ترین آثار فیلم‌برداری زائور داخته است که تا کنون از طریق شبکه‌های تلویزیونی تاجیکستان پخش می‌شوند. در این میان فیلم‌هایی که "باریس کیمیاگرف" با فیلم‌برداری زائور داخته ساخته بود، همگی بدون استثنا پرطرفدار بودند و هستند.

در اتحاد شوروی پیشین که همه‌ساله استودیو تاجیک‌فیلم چندین فیلم هنری تحویل مسکو می‌داد، تأکید فیلمسازان بر کیفیت حرفه‌ای فیلم‌برداری بسیار زیاد بود. امکاناتی که فیلمسازان آن دوره در اختیار داشتند، با امکانات فعلی تاجیک‌فیلم قابل مقایسه نیست. کارگردان برای ساختن فیلمش به هنرمندان و هنرپیشه‌های سراسر اتحاد شوروی دسترسی داشت. در فیلم‌های شاهنامۀ باریس کیمیاگرف هم هنرپیشه‌ها از تاجیکستان و روسیه و اوستیا و ازبکستان گرد هم آمده بودند تا آثاری را بیافرینند که تا کنون بر تارک سینمای تاجیکستان می‌درخشد. زائور داخته می‌گوید که یکی از هدف‌های ساختن فیلم‌های شاهنامه، در کنار بزرگداشت فردوسی و آفریدۀ جاودانه‌اش، تجلیل از صلح و تقبیح جنگ بوده‌است.

باریس کیمیاگرف، کارگردان یهودی‌تبار تاجیک که به فردوسی علاقۀ بسیار داشت و پرخرج‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای تاجیکستان را بر مبنای شاهنامه ساخته‌است، می‌خواست این سلسله را با فیلمی در بارۀ شخص ابوالقاسم فردوسی به پایان ببرد که عمر به او وفا نکرد و این طرح بزرگ نافرجام ماند. جنگ داخلی در پی استقلال تاجیکستان و هرج و مرج و بینوایی متعاقب آن امکان تولید فیلم‌های پرهزینه را از تاجیک‌فیلم سلب کرده‌است.

این گرفتاری‌های سراسری که سینمای تاجیکستان را در کنار دیگر عرصه‌های هنری و صنعتی زمین‌گیر کرد، افراد بااستعداد و بنامی چون زائور داخته را هم به گردابی از حوادث انداخت. او برای چندین سال دوربین عکاسی را جایگزین دوربین فیلم‌برداری‌اش کرد و رویدادهای تاریخی تاجیکستان و زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم آن را ثبت تاریخ کرد.

زائور داخته در عرصۀ عکاسی هم خوش درخشید. نخستین نمایشگاه عکاسی وی سال ۲۰۰۴ در کاخ وحدت شهر دوشنبه برگزار شد. در پی آن راه زائور داخته به خارج از کشور، به عنوان عکاسی که تاجیکستان را معرفی می‌کند، هموار شد. وی تا کنون در چین، فرانسه، روسیه، آلمان، ژاپن و هند نمایشگاه‌های عکس برگزار کرده‌است. او توسط عکس‌هایش در نمایشگاه‌های برون‌مرزی خارجی‌ها را با نماهایی از طبیعت، مردم و پوشش‌های سنتی تاجیکستان آشنا می‌کند.

زائور داخته امروز هم مقیم شهر دوشنبه است و برای نشریه‌های تاجیکستان عکاسی می‌کند.

در گزارش مصور این صفحه زائور داخته در بارۀ تجربیاتش، به ویژه در مورد فیلم‌برداری فیلم‌های شاهنامۀ باریس کیمیاگرف، صحبت می‌کند. 

منبع:جدید آنلاین

تندیس فردوسی در میدان فردوسی رم ایتالیا

این تندیس که ۱۸۵ س.متر بلندا دارد و از مرمر سفید ساخته شده‌است،کار استاد صدیقی است که در ۲۰ ماه مه ۱۹۵۸ به رم برده شد.
در شهر رم ،پایتخت ایتالیا، میدانی به نام سخن‌سرای پرآوزه‌ی ایران حکیم ابوالقاسم فردوسی نام‌گذاری شده است.


به گزارش واحد مرکزی خبر ،میدان فردوسی در یکی از مناطق سرسبز شهر رم جای دارد که هم گردشگاه اهالی این شهر و هم گذرگاه گردشگران است.
یکی از اهالی رم در حالیکه به نظاره تندیس شاعر حماسه‌سرای ایران ایستاده بود به خبرنگار واحد مرکزی خبر در رم گفت :
ما افتخار می کنیم که در شهرمان، میدانی به نام این شاعر بزرگ پارسی زبان، نام گذاری شده است. 


یک گردشگر ایرانی هم که با خانواده اش از بلژیک به ایتالیا سفر کرده است ، در میدان فردوسی به خبرنگار واحد مرکزی خبر گفت : ما نخستین دیدار خود را در پایتخت ایتالیا از میدان فردوسی رم و دیدار با مجسمه حکیم سخنور ایران آغاز کردیم.
اما پیوند های فرهنگی بین دو ملت ایتالیا و ایران فقط به میدان فردوسی ختم نمی شود و در شهر رم مصادیق عینی دیگری هم از علاقه و توجه ایتالیایی ها به کشورمان را می توان یافت.
به طوری که خیابانی با نام تهران در یکی از بهترین و سرسبزترین محله های شهر رم در مجاورت اقامتگاه سفیر ایران در ایتالیا خود نمایی می کند.