پـــــــور تــــــوس

سال ۱۳۸۸،سال فردوسی بزرگ

پـــــــور تــــــوس

سال ۱۳۸۸،سال فردوسی بزرگ

زندگینامه بانو آریان

قمر آریان در سال 1301 در شهر مشهد متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به پایان رسانید. دو سه سالی در دانشسرای مقدماتی دختران مشهد به کار تدریس پرداخت. سپس برای ادامه تحصیل عازم تهران شد. در سال 1327 از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به اخذ درجه لیسانس نائل شد و سپس در دوره دکتری ادبیات وارد گشت.

در تمام این دوران از محضر استادان علامه‌ایی چون زنده یادان بدیع‌الزمان فروزانفر، احمد بهمنیار، علی‌اصغر حکمت، جلال همایی، دکتر محمد معین، دکتر ذبیح‌اللـه صفا، دکتر حسین خطیبی و در زبانهای باستانی از محضر استاد پورداود، استاد مقدم و دکتر صادق‌کیا بهره‌مند شد. رساله دکتری خود را که موضوع آن مسیحیت و تأثیر آن در ادب فارسی است. در سال 1337 با درجه بسیار خوب گذرانید.
مقالات، اشعار و ترجمه‌های وی در مجلات ادی تهران از جمله یغما، سخن، مهرگان، مروارید و راهنمای کتاب نشر شده است. یک دوره یکساله راهنمای کتاب به سردبیری وی منتشر شده است. وی همسر مرحوم عبدالحسین زرین‌کوب بوده است.
آریان هم اینک حدود یک سالی است که به دلیل کهولت سن و کاهش مقاومت بدن بیمار است.
از آثار او:
1. کمال‌الدین بهزاد (تحقیق در احوال و آثار بهزاد در محیط هرات عهد شاهرخ) از انتشارات وزارت فرهنگ و هنر (چاپ دوم انتشارات هیرمند).
2. چهره مسیح در ادب فارسی (چاپ دوم انتشارات سخن).
3. ترجمه کتاب شرق نزدیک در تاریخ (یک سرگذشت پنج هزار ساله اثر پروفسور فیلیپ حتی استاد سابق دانشگاه پرینستون) از انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
4. ترجمه کتاب جهان اسلام اثر برتولد اشپولر از انتشارات امیرکبیر.
مقالات:
1. چه کسی را دوست دارید (پاسخ به اقتراح مجله سخن) سال ششم ـ شماره 1 ـ اسفند 1333.
2. طومارهای بحرالمیت ترجمه از کارل گئورک کون سخن ـ سال 11 ـ شماره 8 و 9 آذر و دی 1339.
3. لغت‌نامه آئین مسیح در زبان فارسی در نشریه فرهنگ ایران زمین جلد هشتم ـ سال ١٣٣٩.
4. مقایسه میان داستانهای ایرانی و دانمارکی ترجمه از آرتور کریستین سن راهنمای کتاب ـ سال چهارم ـ شماره 3 ـ تیرماه 1340 و سال چهارم ـ شماره 5 و 6 ـ مرداد و شهریور 1340.
5. کارنامه بزرگان ایران (نقد کتاب) راهنمای کتاب ـ سال پنجم شماره دوم ـ اردیبهشت 1341.
6. یک سند تازه درباره بهزاد با تحلیلی از احوال و آثار او راهنمای کتاب ـ سال پنجم ـ شماره 8 و 9 آبان و آذر 1341.
7. ایران و سیاحتنامه‌ها. راهنمای کتاب سال ٦ ـ شماره هشتم ـ آبان 1342.
8. ویژگیها و منشأ پیدایش سبک مشهور به هندی در سیر تحول شعر فارسی، مجله دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد ـ سال ٩ ـ شماره دوم ـ تابستان 1352.
9. اسلام (نقد کتاب برنارد لوئیس) راهنمای کتاب ـ سال ١٧ ـ شماره 10 و 12 دی ـ اسفند 1353.
10. چند نکته در باب شیوه غزلیات مولانا در جشن‌نامه محمد پروین گنابادی ـ تهران، 1354.
11. ملاحظاتی در باب سبک عراقی در شعر فارسی در «ارمغانی برای زرین‌کوب» خرم‌آباد ـ 1355.
12. چند نکته درباره اسرارالتوحید و شیخ ابوسعید هفتمین کنگره تحقیقات ایرانی جلد اول ـ تهران ـ 1356.
13. چند نکته در باب سبک خراسانی در شعر فارسی جشن‌نامه استاد مدرس رضوی ـ تهران ـ 1356.
14. به یاد شادروان دکتر حمید زرین‌کوب کیهان فرهنگی ـ سال 3 ـ شماره 7 مهر 1366.
15. گفتگو درباره حافظ کیهان فرهنگی سال 5 ـ شماره 8 آبان 1367

«منم فردوسی شاه شاعران»

فردوسی بزرگترین حماسه بشری را برای جهانیان سرود. 

امید عطایی‌فرد پژوهشگر و محقق ایران باستان با بیان این مطلب به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: در کتاب «منم فردوسی شاه شاعران» با چشمداشت به نسخه‌های گوناگون شاهنامه، بیت‌هایی را برگزیده‌ام که فردوسی از زبان خودش گفته؛ یعنی در آغاز، پایان و یا میانه داستان‌هایش با امانت کامل به شعر پارسی ابیاتی را می‌آورده و گه گاه نیز اندرزها و پندهایی برای خوانندگان به یادگار می‌گذاشته است.
این شاهنامه‌پژوه این دفتر را «فردوسی‌نامه» نامید و خاطرنشان کرد: این دفتر، به پاس یاد و ارج او، گردآمده اندرزهایی است که پیر توس در میانه داستان‌هایش، افزوده و به گونه‌ای «فردوسی‌نامه» به شمار می‌رود. زندگی فردوسی، این بزرگ‌ترین حماسه‌سرای جهان، خود حماسه و رنجنامه‌ای جانسوز است.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا شاهنامه فردوسی از روزگار زندگی شاعر و بعد از آن با همه مشکلاتی که بر ایرانیان روی آورده بود از رواج و انتشار روزافزون بازنایستاد، گفت: پاسخ به این پرسش را در دو کلمه می‌توان داد، نخست مطالب و دوم استواری عبارت.
این شاهنامه‌پژوه خاطرنشان کرد: مقصود ما از استواری مطالب در شاهنامه فردوسی آن است که استاد توس در نظم کتاب عظیم خود، هیچگاه از پیروی از مأخذ و مدارک قدیم غفلت نکرد و در همه موارد سخن‌ها را از دفتر به گفتار خویش آورد و هیچگاه و در هیچ مورد، به خود اجازه جعل و تزویر نداد.
مولف کتاب «پیامبر آریایی» یادآور شد: آن‌ها که می‌خواهند از فردوسی یک شاعر «داستان‌ساز» درست کنند، مردم بی‌اطلاعی هستند که رنج‌ آگهی یافتن از حقایق تاریخی را به خود نداده‌اند. سراسر شاهنامه، شاهد و گواه صادق ماست و مقایسه شاهنامه با مأخذی که از ریشه کهن سرچشمه گرفته و به عربی و پارسی باقی مانده‌اند، صحت و اصالت روایات آن را ثابت می‌کنند.
نویسنده کتاب «شگفتی‌های باستانی ایران» خاطرنشان کرد: فردوسی درتمام شاهنامه مراجعه به اسناد را از نظر دور نداشته و داستان‌ها را از روی مدارکی که در دست داشته، به شعر پارسی درمی‌آورده و اگر جز این می‌کرد، اثر منظوم او مطرود می‌شد و هم‌عصران فردوسی، ارزشی برای آن قایل نمی‌شدند و دست به دست نمی‌بردند و زبان به زبان آن را نقل نمی‌کردند.
مولف کتاب «پادشاهی در اسطوره و تاریخ ایران» یادآور شد: علت دیگر برای بقای شاهنامه استاد توس، استواری عبارت فردوسی در نقل مطالب شاهنامه از مأخذ قدیم و شعر پارسی است. وی در شعر پارسی، گوینده‌ای بی‌بدیل است که سخنش در بسیاری موارد، به حد اعجاز می‌رسد.
این شاهنامه‌پژوه خاطرنشان کرد: سهولت بیان، فصاحت بی‌نظیر و بلاغت عالمگیر فردوسی به میزانی است که هنوز پس از گذشت هزار سال، سراسر شاهنامه حتی برای طبقاتی که اطلاعشان از ادب پارسی، متوسط باشد به آسانی قابل فهم است و در همان حال، آوردن نظیر برای ابیات بلندپایه شاهنامه در تمام این هزار سال حتی برای فصحای بزرگ و مشهور پارسی‌گوی امکان نیافته است.
مولف کتاب «دیباچه شاهنامه» افزود: سخن فردوسی، حماسه‌های شاهنامه، افتخار و عظمت، اندیشه بلند، حکمت‌ها، اندرزها و مقام بلند انسانی فردوسی، جاویدان بر صفحه روزگار باقی مانده است. پس او نمرده بلکه زنده جاویدانست و روح پاکش پشتیبان همه جان‌هایی است که در آتش عشق کشور سربلند کهنسالش می‌سوزند.
وی افزود: شاهنامه بخشی از میراث معنوی ایران باستان است که از آموزش‌های زرتشت و پیش از او، ریشه گرفته و در زمان ساسانیان گسترش یافته و با عنوان فرهنگ یا آیین صورت منظم و مدون پذیرفته و سپس از آنجا زیرعنوان ادب به آثار فارسی و عربی راه یافته است. همین معنویت شاهنامه است که عارفان زبان به ستایش فردوسی و کارنامه او همت گشوده‌اند.
این شاهنامه پژوه یادآور شد: فردوسی به پیروی از خدای‌نامه‌های پهلوی، پس از ستایش خداوند، به ستایش خرد می‌پردازد و ترجمانی پارسی از گات‌های زرتشت، که در این بخش به نام سخنگوی مرد خرد یاد شده، پیش رو می‌نهد. خردمندی که به شارستان او یکصد در اورمزدی گشوده می‌شود. هزاران سال پیش از کانت، دکارت و دیگر فیلسوفان اروپایی، این فرزانگان ایرانی بودند که خردستان و مکتب عقل را پایه‌ریزی کردند. تصادفی نیست که در دوران نوزایی رنسانس چه در اروپا و چه در ایران پس از اسلام، نام «سپیتمان» بر زبان‌ها می‌افتد.
عطایی‌فرد به خدای‌نامه‌ها اشاره کرد و گفت: از زمان‌های دیرین،کتابیسرشار از داستان‌ها و رخدادهای تاریخی وجود داشت که خدای‌نامه می‌خواندند. سلسه به سلسله و شاه به شاه بر اندازه و حجم این کتاب، افزوده می‌شد. در زمان واپسین شهریار ساسانی (یزدگرد سوم)، خدای‌نامه، دربردارنده تاریخ ایران از کیومرث تا خسروپرویز بود. پس از جنگ‌هایی علیه ایران، نسخه اصلی خدای‌نامه نابود شد و بخش‌هایی از آن، به گونه نوشتار و شفاهی نزد موبدان و دهقانان به جای ماند.
وی به دقیقی و شاهنامه ابومنصوری اشاره کرد و افزود: فردوسی که از مرگ شاعر همشهری‌اش دقیقی دلش گداخته، برای به دست آوردن شاهنامه ابومنصوری و هزار بیتی که دقیقی سروده بود به سوی پایتخت سامانیان می‌رود. اما به دلیل جنگ‌های داخلی و خارجی، یا به بخارا نمی‌رسد و یا اینکه در آنجا در دستیابی به آن دفتر، ناکام می‌ماند، تا اینکه دوستی مهربان به او مژده می‌دهد که نسخه‌ای از شاهنامه ابومنصوری را در دسترس دارد. زمانی که فردوسی به آن دفتر می نگرد در می‌یابد که پیشینه تمدن و تشکیل پادشاهی در ایران به شش هزار سال پیش از او می‌رسد. وی به دقیقی آفرین می‌گوید. وی هر چند کارش را به پایان نبرد اما سرمشق و راهنمای خوبی برای فردوسی بود.
وی در پایان سخنانش به ویژگی‌های اصلی شاهنامه اشاره کرد و گفت: از آغاز تا پایان شاهنامه، بیزاری از مرگ و نیستی، موج می‌زند. این جهان، بازیگری فریبنده و افسونگرست که از کوچک و بزرگ، و از شاه و درویش را یکسره درو می‌کند و رحم ندارد. در این فرصت کوتاه که زنده هستیم، فردوسی اندرز می‌دهد که راست، نیکوکار و دادگر باشیم. حرص و آز و طمع نورزیم، اندوه و غم و غصه نخوریم و همه این پندها در پوشش گوهرینی به نام سخن، به یادگار گذاشته شده است.
فردوسی نامه، ستایش خدا، ستایش خرد و پیامبر، داستان ابومنصور عبدالرزاق توسی، داستان دقیقی، داستان دوست مهربان، خواب دیدن فردوسی، ستایش شاهنشاه، کیومرث تا فریدون، زال و سیمرغ، نوذر تا شکارگاه رستم، رستم و سهراب، سیاوش، کیخسرو، کاموس و پولادوند، اکوان دیو، بیژن و منیژه، رزم‌های کیخسرو با افراسیاب، لهراسب و گشتاسب، اسکندر، اردشیر بایکان تا بهرام شاپور، یزدگرد بزهکار تا اندرز انوشیروان، هرمز تا یزرگرد سوم، پایان شاهنامه، فردوسی و شاهنامه از زبان دیگران و سروده‌هایی درباره سراینده توس از بخش‌های مختلف این کتاب است.

خیزش مسجد گوهرشاد مشهد

بیست و یکم تیرسالروز خیزش شکوهمند مردم مشهد در مسجد گوهرشاد می باشد.
در سال 1314 قیام مردم مسلمان مشهد در مسجد گوهرشاد به اوج خود رسید و رژیم سفاک رضاخان با بیرحمی تمام به کشتار مردم مسلمانی که در مسجد در اعتراض به اسلام زدایی و دین ستیزی رضاخان گرد آمده بودند, پرداخت. قیام گوهرشاد زمانی بوجود آمد که رضاخان دین ستیزی را به نقطه اوج خویش رسانده درصدد برآمده بود تا سنتهای دینی و قوانین اسلامی را محو و نابود کند وفرهنگ غربی را به جای آن بنشاند.
رضاخان در پیگیری این سیاست خویش دستور داده بود تا حجاب اززنان مسلمان برگیرند, مردان کلاه غربی سرکنند, روحانیون لباس روحانیت را از تن بیرون کنند و... با دین ستیزی رضاخان, روحانیون و مردم مسلمان در هر نقطه ای به مخالفت برخاستند ولی در این ماجرا, مشهد از هرجای دیگر پیش قدمتر شد وقیام شکوهمندی در دل تاریخ ثبت کرد.
جریان قیام گوهرشاد بدین قرار است که پس ازآنکه رضاخان با تصمیمات خویش مرحله تازه ای از مبارزه با اسلام را آغاز میکند, علما وروحانیون مشهد طی جلساتی که مخفیانه منعقد می نمایند, تصمیم می گیرند بااین حرکت رضاخان به هر نحوی که شده است مقابله نمایند و او را از این کار بازدارند. در یکی از جلسات پیشنهاد می شود که آیت الله حاج آقا حسین قمی به تهران برود ودرجه اول بارضاخان مذاکره نماید تا شاید بتواند او را از اجرای تصمیمات خویش بازدارد. وقتی آیت الله حاج آقا حسین به تهران می آید بلافاصله ازسوی حکومت دستگیر و ممنوع الملاقات می گردد. همزمان با حرکت آیتالله حاج آقاحسین قمی به سوی تهران, روحانیون دیگر نیز به آگاه کردن مردم می پردازند واز یک توطئه عظیم خبر می دهند. درادامه این روند مسجد گوهرشاد محل تجمع و سخنرانی میگردد. اجتماعات در مسجد هر روز بیشتر میشود و شهرحالت عادی خویش را از دست میدهد وسخنرانان نیز به ایراد بیانات آتشین ادامه می دهند.
همزمان با بازداشت حاج آقا حسین قمی, در مشهد نیز به دستور حکومت, روحانیونی همچون شیخ غلامرضا طبسی و شیخ شمس نیشابوری دستگیر میشوند.
در صبح روز جمعه 20 تیر 1314 شمسی نظامیان مستقر در مشهد برای متفرق ساختن مردم وارد عمل می شوند و به روی مردم آتش می گشایند و تعداد زیادی را کشته و زخمی می کنند ولی مردم مقاومت می کنند وسربازان نیز بنا به دستوری که به آنها میرسد مراجعت میکنند تا خود را برای کشتارگسترده و همه جانبه آماده سازند.
به دنبال این کشتار مردم اطراف مشهد با بیل و داس و... به سوی مسجد حرکت میکنند.
ماجرا به همین ختم نمی شود و در روز 21 تیر 1314 شمسی جمعیت بسیار زیادتری در مسجد گوهرشاد تجمع میکنند و علیه اقدامات دولت اعتراض می نمایند سران نظامی و انتظامی مشهد این بار بنابه دستور رضاخان با تجهیزات کامل وافراد فراوانی در نقاط حساس مستقر میشوند و تفنگها, مسلسلها وحتی توپها را به منظور سرکوبی مردم به میدان می آورند. سرانجام لحظه های حساسی فرا میرسد و مامورین نظامی انتظامی از هر سو به مسجد و مردم بی دفاع آن حمله میکنند وبطور وحشیانه به کشتار و خونریزی مشغول میشوند.
آنچنانکه بیان میشود در این کشتار وحشیانه بین 2 تا 5 هزار نفر کشته و 1500 تن دستگیر میشوند. کشتار مردم در این مسجد به اندازه ای زیاد بوده است که به نقل از شاهدان عینی 56 کامیون جنازه از صحنه کشتار خارج میکنند وسپس به محو آثار خیانت می پردازند یک روز پس از این کشتار رژیم سفاک رضاخان بطور گسترده عملیات دستگیری علما و روحانیون را آغاز میکند و تعداد کثیری ازعلما وروحانیون مبارز را دستگیر و روانه زندان میکنند. بدین ترتیب قیام گوهرشاد لکه ننگی بردامان سلسله پهلوی می نهد وروی این رژیم را در تاریخ سیاهتر می نماید.

شاهنامه فردوسی آینده روشنی برای ایرانیان به ارمغان می‌آورد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)دکتر محمدحسین توسی‌وند رییس بنیاد فردوسی در نشست بزرگداشت فریدون جنیدی گفت: بی‌گمان فرزندان آینده این مرز و بوم وامدار دکتر جنیدی خواهند بود چرا که وی همواره برای پیشبرد و شناساندن فرهنگ ایران کوشیده و اکنون نیز با انتشار شاهنامه، گام بلندی برای شناخت بهتر حماسه ایران برداشته است. 
وی که عصر دوشنبه 25 خرداد در بنیاد فرهنگی نیشابور سخن می‌گفت با اشاره به ایرانیان و ویرایش شاهنامه افزود: خویشکاری هر ایرانی نیز جز این نباید باشد که از دکتر جنیدی به پاس این خدمت گرانبها سپاسگزاری کند. 
رییس بنیاد فردوسی خاطرنشان کرد: من به نام بنیاد فردوسی از دکتر جنیدی سپاس ویژه دارم. سالیان بسیاری را که او بر سر فرهنگ ایران گذاشته است از سوی آیندگان بی پاسخ نخواهد ماند و آنها همواره از کار جنیدی یاد خواهند کرد. امیدوارم کاری را که او در پیش گرفته است ادامه پیدا کند و در شناساندن بیشتر فرهنگ ایران بکوشد.
سپس دکتر فریدون جنیدی رئیس بنیاد فرهنگی نیشابور با ارج گزاری از بنیاد فردوسی و دکتر توسی‌وند، گفت: من وام خود را به آیندگان ادا کرده‌ام. احساس می‌کردم ستمی که از زمان غزنویان با افزودن بیت‌های ساختگی به شاهنامه روا داشته‌اند دریافت شاهنامه برای جوانان با دشواری همراه است. باید کسی می‌بود که بتواند شاهنامه را بدرستی ویرایش کند. روان فردوسی و نیاکان، من را برانگیخت تا چنین کاری را پس از هزار سال انجام دهم. مولف سه جلدی «نامه فرهنگ ایران» افزود: آن گونه که من حساب کرده‌ام 30 سال پس از پایان یافتن شاهنامه بود که بیت‌هایی را به حماسه ایران

جنیدی با اشاره به شاعران مزد بگیر دربار غزنوی گفت: آنها خود را به زری که از محمود می‌گرفتند، فروخته بودند و در شعرهایشان پهلوانان شاهنامه را کوچک می‌شمردند. پس حرکت فرهنگی وجود نداشت تا جلوی افزوده‌ ها به شاهنامه را بگیرد. 
مولف کتاب «زندگى و مهاجرت آریاییان بر پایه گفتارهاى ایرانى» افزود: ما ایرانیان که به زنده بودن روان درگذشتگان باور داریم، باید بدانیم که هزار سال بود که روان فردوسی از این افزوده‌ها در رنج بود. خرسندم با ویرایشی که از شاهنامه انجام داده‌ام روان فردوسی را شادمان کرده‌ام. 

برنامه‌های فرهنگی برای پاسداشت شاهنامه در هزاره فردوسی

دبیرکل بنیاد فردوسی از راه‌اندازی موزه‌‌‌ای اختصاصی به نام فردوسی و شاهنامه در یکی از مجموعه‌های تاریخی فرهنگی سازمان میراث فرهنگی خبر داد.برپایی نمایشگاه آثار موزه‌‌‌‌‌‌ای و نیز نمایش شاهنامه‌های نفیس در نمایشگاه‌های فرهنگی از جمله برنامه‌های موزه اختصاصی فردوسی و شاهنامه خواهد بود. 

دبیرکل بنیاد فردوسی با بیان این مطلب به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: براساس اساسنامه مصوب بنیاد فردوسی، برپایی هفته‌های فرهنگی به نام فردوسی و شب‌های ایرانی به نام شب‌های شاهنامه در استان‌ها و کشورهای علاقه‌مند به برپایی این مراسم می‌تواند در برنامه‌های این موزه گنجانده شود.

یاسر موحدفر افزود: بر اساس مذاکرات صورت گرفته، سازمان میراث فرهنگی اعلام آمادگی کرده که آثار موزه‌ای مرتبط به شاهنامه را در موزه‌ها و مجموعه‌های فرهنگی شهرهای مختلف در یک مرکز متمرکز کند و در این صورت شاهد راه‌اندازی موزه‌هایی به نام فردوسی در شهرهای مختلف ایران نیز خواهیم بود.

موحدفر به پاسداشت شاهنامه در هزاره فردوسی اشاره کرد و گفت: با راه‌اندازی موزه اختصاصی شاهنامه و فردوسی در شهرهای دیگر ایران موجب جذب گردشگران خارجی و داخلی شده و امکان پاسداشت این نامه گرانسنگ را فراهم می‌کنیم.

به گفته دبیرکل بنیاد فردوسی، بر اساس مذاکرات صورت گرفته و موافقت رسمی رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری و ابلاغ این طرح ملی به ستاد نمایشگاه‌ها و تبلیغات این سازمان، موزه‌ اختصاصی فردوسی و شاهنامه در یکی از مجموعه‌های تاریخی فرهنگی این سازمان راه‌اندازی شود.

وی به اهداف بنیاد فردوسی اشاره کرد و گفت: بازشناسی ابعاد وجودی، نگره‌ها و اندیشه‌های مفاخر ادبی، علمی، هنری و فرهنگی ایران، ساماندهی گروه‌های علمی، پژوهشی، فرهنگی، هنری و ادبی، راه‌اندازی کارگروه‌های تخصصی و آموزش نیروهای علاقه‌مند و جوان برای توانمندسازی بنیاد، بهره‌گیری از تخصص نخبگان و استادان مجرب، پشتیبانی و حمایت از حفظ و سالم‌سازی محیط زیست به وسیله ایجاد بوستان‌سراهای فردوسی و تلاش برای شناسایی و شناساندن چهره‌های برتر در راه ترویج و گسترش فرهنگ، تمدن، ادب و زبان پارسی از جمله اهداف بنیاد فردوسی به‌شمار می‌رود.