پـــــــور تــــــوس

سال ۱۳۸۸،سال فردوسی بزرگ

پـــــــور تــــــوس

سال ۱۳۸۸،سال فردوسی بزرگ

همایش هزارمین سال سرایش شاهنامه برگزار می‌شود

همایش بین‌المللی هزارمین سال سرایش شاهنامه» دوم تا چهارم آذر در 16 محور تخصصی از سوی دانشگاه آزاد اسلامی، با همکاری مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی برگزار می‌شود.ه گزارش (ایبنا)‌ باتوجه به نام‌گذاری سال 2010 میلادی به نام فردوسی از سوی سازمان «یونسکو» معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه آزاد اسلامی در نظر دارد «همایش بین‌المللی هزارمین سال سرایش شاهنامه فردوسی» را در ماه آذر و با همکاری مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی و سازمان علمی- فرهنگی یونسکو در این مرکز برگزار کند.
این همایش در 16 محور تخصصی برگزار می‌شود و علاقه‌مندان به شرکت در این همایش می‌توانند تا 31 تیر چکیده مقالات خود را به دبیرخانه همایش ارسال کنند.
«نسخه‌شناسی و چاپ‌های شاهنامه»، «ویژگی‌های زبانی»، «ابعاد زیبایی‌شناختی»، «ابعاد اسطوره»، «ابعاد حماسی»، «ابعاد سیاسی- اجتماعی»، «ابعاد تاریخی»، «جغرافیای شاهنامه»، «انسان‌شناسی در شاهنامه»، «داستان‌پردازی در شاهنامه»، «شاهنامه و سرزمین‌های فارسی‌زبان» و «ترجمه‌های شاهنامه» عنوان برخی از محورهای این همایش هستند.
«شاهنامه و فردوسی در جهان امروز»، «اندیشه و خرد در شاهنامه»، «شاهنامه و ادبیات کودک و نوجوان» و «سایر موضوعات بکر و بدیع در زمینه شاهنامه و آفریننده توانگر آن» عنوان دیگر محورهای این همایش هستند.
مجری این همایش واحد تهران مرکز دانشگاه آزاد اسلامی است. نتایج داوری مقالات تا پایان مرداد اعلام می‌شود و پذیرفته‌شدگان می‌توانند تا 15 شهریور متن کامل مقالات خود را به دبیرخانه ارسال کنند.
«همایش بین‌المللی هزارمین سال سرایش شاهنامه» دوم تا چهارم آذر 90برگزار می‌شود.
دبیرخانه این همایش واقع در رودهن، خیابان امام خمینی، کوچه دانشگاه، ساختمان شماره پنج دانشگاه، طبقه دوم قرار دارد. علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند به نشانی الکترونیکی «www.shahnamehcongress.com» مراجعه کنند.

سمفونی فردوسی «شاهین فرهت» منتشر شد

سمفونی فردوسی» از ساخته‌های شاهین فرهت با اجرای ارکستر سمفونیک ملی اکراین به رهبری ولادیمیر سیرنکو توسط مرکز موسیقی حوزه هنری منتشر شد. هربخش این اثر به نام یکی از اساطیر شاهنامه فردوسی نام‌گذاری شده است.ایگاه خبری حوزه هنری، این اثر، پانزدهمین سمفونی «شاهین فرهت» است که طی سال‌های ۸۸ و ۸۹ ساخته شده است. این اثر به لحاظ  فرم مانند سمفونی‌های پیشین این آهنگساز کاملا کلاسیک است.
عنوان «فردوسی» به این معنا نیست که داستان‌های حکیم طوس در این سمفونی نمایش داده می‌شود. این نام‌گذاری درواقع برداشتی احساسی است که با زبان موزیکال بیان شده است.
قسمت نخست این سمفونی، پیچیده‌ترین و گسترده‌ترین قسمت آن است. مقدمه حالتی حماسی و تم اصلی حالتی احساسی دارد. در مرحله نمایش چهار تم وجود دارد که در مرحله گسترش همه تم‌ها گسترش می‌یابد و سپس به تکرار می‌رسد. به کارگیری ارکستراسیون رنگین همراه با تم‌های گیرا به درام و حماسی بودن قسمت اول کمک کرده است.
قسمت دوم این سمفونی «سیمرغ» نام دارد که در آن آمال و آرزوهای مشکل و نشدنی و دست نیافتنی انسان با این مرغ افسانه‌ای پیوند می‌خورد. این قسمت به جای قسمت آهسته سمفونی آمده است.
قسمت سوم این سمفونی که یک «اسکرتسو» است، به نام «رستم» قهرمان اسطوره‌ای شاهنامه، نام‌گذاری شده است.
بخش آخر یا «فینال» سمفونی به فرم «روندو» ساخته شده و حالتی حماسی دارد و حالت دراماتیک قسمت اول را باز می‌گرداند.
شاهین فرهت تاکنون 15 سمفونی ساخته است. از جمله سمفونی شماره 6 (دماوند)،شماره 7 (ایران)،شماره 10 (شهید) و شماره 15 (فردوسی) که از تولیدات مرکز موسیقی حوزه هنری است.
علاوه براین، آثار دیگری مثل سونات، کنسرتو، راپسودی ایرانی، سوئیت ایرانی، آثاری برای ارکستر زهی و آثاری بر روی اشعار شاعران کلاسیک ایران مانند حافظ، مولوی، سعدی، فردوسی و خیام حاصل چند دهه تلاش وی در دنیای موسیقی است.

فردوسی سنگ بنایی گذاشت که باعث ماندگاری ایران شد

ابوالفضل خطیبی در نشست «نظم قلم؛ پاسداشت فردوسی» گفت: هویت ملی دو رکن بسیار مهم دارد؛ یکی رکن زبان فارسی و دیگری مجموعه‌ای از فرهنگ، تمدن، رسم‌ها و آیین‌هاست که در شاهنامه به بهترین صورت، تبلور یافته است. فردوسی سنگ بنایی گذاشت که باعث ماندگاری ایران شد.به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، خانه فرهنگ گلها به مناسبت روز قلم از ابوالفضل خطیبی، شاهنامه‌پژوه و فردوسی‌شناس درخواست کرد تا در نشستی با نام «نظم قلم؛ پاسداشت فردوسی» درباره شاهنامه فردوسی سخن بگوید. این برنامه عصر روز سه‌شنبه (14 تیرماه) ساعت 18 تا 20 برگزار ‌شد. 
چند سالی است که به پیشنهاد انجمن قلم ایران، روز چهاردهم تیرماه، به عنوان «روز قلم» در گاهشمار کشور به ثبت رسیده است. بنابر روایت‌ها، از کتاب آثار الباقیه‌ ابوریحان بیرونی، چنین نقل شده که سیاره تیر یا همان عطارد، در فرهنگ ادب پارسی، کاتب و نویسنده‌ ستارگان است. از همین ‌روی از دیرباز در ایران، این روز را روز نویسندگان دانسته و گرامی ‌داشته‌اند. 
خطیبی در ادامه سخنانش گفت: نکته اینجاست که در زمانی که شاهنامه سروده شد نشانی از ایرانشهر با مرکزیت واحد وجود نداشت و هر گوشه‌ای از ایران در دست حکومتی مستقل بود؛ دولت‌های سامانی، غزنوی و سلجوقی هرگز بر سراسر ایران حاکم نبودند و تنها بر بخش‌هایی از این سرزمین حکم می‌راندند. در چنین زمانی که ایرانشهر در دست دولت‌های متعدد بود، فردوسی سنگ بنایی گذاشت که باعث ماندگاری ایران شد. این که می‌گویند فردوسی ایران را زنده کرد، اشاره به همین معنا دارد. 
این شاهنامه‌پژوه یادآور شد: فردوسی دهقان زاده‌ای بود که در قرن چهارم ایرانیان را با پیشینه خود آشنا کرد و در شاهنامه‌اش نشان داد که چه فداکاری‌ها و پهلوانی‌ها از گذشته‌های دور در ایران شده است تا این سرزمین پایدار بماند. تفکر و اندیشه ایران متحد و یکپارچه از فردوسی آغاز و در سده‌های بعد در ادبیات ما حفظ شد. 
به همین دلیل است که شاعری مانند نظامی هنگامی که کتاب خود را به اتابک آذربایجان تقدیم می‌کند، او را «خسرو ایران» می‌نامد؛ چون در ذهن او اندیشه ایران یکپارچه وجود داشت. اندیشه یکپارچگی ایران تا به روزگار صفویان ادامه یافت و به دست آنها ایرانی متحد دوباره شکل گرفت. صفویان در کنار یکپارچگی ایران، به دو رکن دیگر هم توجه داشتند و آنها را در کنار اندیشه ایران متحد می‌گذاشتند؛ آن دو رکن، یکی تشیع بود و دیگری تصوف. 
مصحح دفتر هفتم و هشتم شاهنامه خالقی‌مطلق گفت: به خاطر همین است که می‌بینیم در دوره شاه طهماسب صفوی یکی از بهترین شاهنامه‌های مصور به نام «شاهنامه طهماسبی» پدید می‌آید. چون شاهان صفوی به شاهنامه بسیار اهمیت می‌دادند؛ در عین حال که پایبند به تشیع هم بودند. 
اهمیت دانش‌اندوزی در شاهنامه
وی افزود: من می‌خواهم روایتی از یک کتاب عربی که در قرن اول هجری نوشته شده است، بازگو کنم که در آن نویسنده سعی کرده است ایرانیان را تحقیر کند. این کتاب نوشته «سریر بن جریر» است که در سال 117 قمری مرده است. او «جهشیاری» نام داشت که یک نام ایرانی و به معنی «بخت یار» است. 
جریر می‌نویسد: «ایرانیان گروهی کاتب و دیوانسالار هستند، نه نیزه‌داران و مردان جنگ». در حقیقت او با این سخن می‌خواهد ایرانی را کوچک کند. چون آنچه در نزد اعراب جاهلی اهمیت داشت، شمشیر و نیزه بود، نه فرهنگ و قلم. اما در همین زمان، به گواه شاهنامه، آنچه در ایران اهمیت داشت سواد و علم‌اندوزی بود. 
تنها کافی است به این بیت‌ها و مصراع‌های شاهنامه توجه کنیم: «به فرهنگ باشد روان تندرست» یا «که فرهنگ آرایش جان بُود» یا «دبیری بیاموز فرزند را» جای دیگر می‌گوید: «میاسای ز آموختن یک زمان/ ز دانش میفکن دل اندر گمان/ گذشته سخن ها یاد دارد خرد/ به دانش روان را همی پرورد». 
وی افزود:‌ این که برخی می‌گویند در ایران باستان دانش‌اندوزی مخصوص طبقات خاصی بوده است و بعد این داستان را می‌آورند که انوشیروان به فرزند کفشگری اجازه نداد دانش بیاموزد، سخن درستی نیست. در این داستان بحث بر سر این نیست که انوشیروان مخالف سواد آموزی پسر کفشگر بود؛ بحث بر سر این است که کسی از طبقات پایین اجتماع نمی‌توانست به مقام دبیری دربار برسد. 
وی خاطرنشان کرد: این بسیار تفاوت دارد با این که می‌گویند انوشیروان با دانش اندوزی مخالفت می‌کرد. به این روایت هرگز نمی‌توان استناد کرد. سراسر شاهنامه نشان می‌دهد که در زمان ساسانیان بسیار به دانش اندوزی اهمیت می‌دادند.
اهمیت شاهنامه برای فارسی‌زبانان
وی افزود: در زمانی که شوروی از هم پاشید و هر یک از کشورهای وابسته به آن به استقلال رسیدند، در کشور تاجیکستان که از شوروی جدا شده بود، در میدان بزرگ شهر دوشنبه ـ پایتخت این کشورـ مردم مجسمه لنین را پایین کشیدند و به جای آن مجسمه فردوسی را گذاشتند.
پس می‌توان گفت لنین با جنگ تاجیکستان را تسخیر کرد و سال‌ها با زور و اجبار آن را نگهداشت اما فردوسی تاجیکستان را بدون جنگ فتح کرد. این فقط تاجیک‌ها نیستند که چنین احترامی برای فردوسی قائلند. در کشورهای دیگر هم بسیار از شاهنامه و فردوسی ستایش می‌شود. چون شاهنامه شناسنامه ملی نه تنها ایرانیان، بلکه شناسنامه تمام اقوام ایرانی، از جمله تاجیک‌ها و افغان‌هاست. حتی تاریخ تورانیان هم هست.

اسطوره رستم در زبان‌های غربی

احسان عابدی
رستم قهرمان ملی ایرانیان است،هزار و چند سال قبل، پهلوان اسطوره‌ای ایران، رستم با قلم فردوسی جان دوباره‌ای گرفت و در کارزار با اهریمنان و دشمنان ایران، دلاوری‌ها کرد، آن‌چنان که در گذر زمان بدل به معروف‌ترین قهرمان ایرانی و سمبل رشادت و نیرومندی شد.
فردوسی در شاهنامه سروده است: "که رستم یلی بود از سیستان / منش کردمی رستم داستان" و با این بیت بر نقش انکارناپذیر خود در خلق و پرداخت شخصیت بی‌همتای این قهرمان تاکید کرد، اما بی‌راه نرفته‌ایم اگر بگوییم که رستم نیز اسطوره فردوسی را خلق کرد و به او امکان زندگی در طول سده‌ها را داد، مثل اولیس که هومر شاعر، جاودانگی و شهرتش را مدیون اوست.
در این مورد نیز شهرت رستم و فردوسی با یکدیگر پیوند یافته‌است؛ گاه حتی رستم از خالق خود پیشی می‌گیرد و به واسطه جنگاوری‌های او، فردوسی و شاهنامه نیز بهانه خودنمایی پیدا می‌کنند، به‌ویژه در میان غیرپارسی زبانان و یا به‌طور خاص‌تر، غربی‌ها؛ خوانندگانی از این دست، اغلب به برش‌ها و فصل‌هایی کوتاه از شاهنامه دسترسی دارند و تنها بخشی از این کاخ نظم و شکوه بی‌نظیر آن را درمی‌‌یابند، آن هم بخش‌هایی که رستم و نبردهایش به آن جلوه دیگری بخشیده‌است.
در حقیقت، شیوه‌ای که در ترجمه شاهنامه فردوسی به زبان‌های غربی تاکنون رایج بوده، مبتنی بر گزینش فصل‌‌های درخشان آن است که در بیشتر آنها "رستم" نقش‌آفرینی می‌کند.
رویارویی او با اسفندیار یا کشته شدن سهراب به دست رستم، همواره از مضامین مورد توجه ایران‌شناسان و مترجمان شعر پارسی بوده و ترجمه‌های بسیاری از این فرازهای شاهنامه به زبان‌های مختلف منتشر شده‌‌‌است.

از نمونه‌های قدیم؛ ترجمه روکرت
یکی از نمونه‌های قدیمی، ترجمه فردریش روکرت (Friedrich Rückert) از تراژدی "رستم و سهراب" است.
روکرت شاعری بود زاده شهر شوانیفورت آلمان در اواخر قرن ۱۸ میلادی که شوق شرق و زبان‌های شرقی او را به سوی ادبیات فارسی و ترجمه اشعار حافظ، سعدی، مولوی و در نهایت، فردوسی، سوق داد.
آنه ماری شیمل (دیگر شرق‌شناس شهیر آلمانی)، ترجمه روکرت از حافظ را "کامل‏ترین و معتبرترین ترجمه" از این شاعر پارسی به زبان آلمانی می‌داند و بر ارزش آن صحه می‌گذارد.
اما اینجا صحبت بر سر شاهنامه و داستان‌های شگرف آن است که روکرت را شیفته خود کرده بود، به‌خصوص فراز "رستم و سهراب" که بنا به ذات تراژیک داستان، واجد کیفیتی غم‌انگیز و تکان‌دهنده است. شیمل ترجمه روکرت از این داستان را "حزین و دلنشین" می‌خواند و وفادار به متن.
این ترجمه سال ۱۸۳۸ به سرانجام رسید و از آن زمان بارها تجدید چاپ شده‌‌‌ که آخرین آن مربوط به چند ماه پیش است (فوریه ۲۰۱۱)، اما این‌بار تراژدی "رستم و سهراب" نه به شیوه کلاسیک (کاغذ و چاپ)، بلکه به صورت الکترونیکی منتشر شده‌است.

از نمونه‌های متاخر؛ ترجمه‌‌ کلینتون
یک و نیم قرن پس از فردریش روکرت، تراژدی منظوم رستم و سهراب توسط ایران‌شناسی دیگر به نام جرومی دبلیو کلینتون به شعری سپید برای خوانندگان انگلیسی زبان تبدیل شد؛ گرچه در این فاصله طولانی شاعران و ایران‌شناسان دیگری این تراژدی را به زبان انگلیسی برگردانده بودند، مانند ماتیو آرنولد در نیمه دوم قرن ۱۹.
در حقیقت، نمونه جرومی کلینتون از متاخرترین ترجمه‌های رستم و سهراب به یک زبان غربی است که سال ۱۹۸۸ منتشر شد.
جرومی کلینتون (۱۹۳۷ – ۲۰۰۳) استاد ادبیات و زبان فارسی در دانشگاه‌‌ پرینستون بود. قبل از انقلاب اسلامی چند سالی سمت مدیریت موسسه آمریکایی مطالعات ایران را برعهده داشت و همین خود دلیلی بود برای زندگی در تهران و آشنایی بیشتر با فرهنگ و ادبیات ایرانی. در همان سال‌ها بود که کتاب "بررسی انتقادی دیوان منوچهری دامغانی" را منتشر کرد، اما شهرت کلینتون بیشتر به واسطه شاهنامه و ترجمه فصل‌هایی از آن است، چنان‌چه پس از مرگ او، دوست و همکار ایرانی‌اش، دکتر احمد کریمی حکاک مقاله‌ای نوشت که عنوان "درگذشت یک فردوسی شناس" (Loss of a Ferdowsi scholar) را بر خود داشت.
کلینتون چند سال پس از ترجمه "تراژدی رستم و سهراب"، بار دیگر به سراغ شاهنامه و قهرمان معروف آن، رستم می‌رود و داستان "رستم و اسفندیار" را ترجمه می‌کند. این ترجمه سال ۱۹۹۹ با عنوان "در چنگال اژدها" منتشر شد و آن‌قدر ارزشمند بود که جایزه ترجمه لوئیس راث در سال ۲۰۰۲ را نصیب جرومی کلینتون کند.

کامل‌ترین نمونه؛ ترجمه دیک دیویس
از میان همه نمونه‌ها به نظر می‌رسد که ترجمه دیک دیویس می‌تواند زمینه بهتری برای شناخت غربی‌ها از اسطوره رستم به دست ‌دهد، چرا که در نوع خود از همه آنها کامل‌تر است.
به بیانی دیگر، او به یک نبرد یا تنها فرازی از زندگی قهرمان ایرانی اکتفا نکرده، بلکه داستان رستم را از آغاز تا انتها روایت کرده‌است؛ تولد معجزه‌آسای رستم به یاری سی‌مرغ، سال‌های جوانی، عشق‌‌بازی با تهمینه، نبرد تراژیک پدر با پسر، گذشتن از هفت خوان، رهایی بیژن به دست او، کشتن اسفندیار و در نهایت مرگ غم‌انگیز رستم، تعدادی از فصل‌هایی هستند که در کنار یکدیگر کتاب "رستم: قصه‌های عشق و جنگ" را شکل می‌دهند.
دیک دیویس (شاعر و مترجم انگلیسی) هم‌دوره جرومی دبلیو کلینتون است. زمانی که کلینتون ترجمه رستم و اسفندیار را منتشر کرد، دیویس بزرگ‌ترین پروژه ادبی زندگی‌اش را به نیمه رسانده بود.
این پروژه، فراهم آوردن متنی به نسبت کامل از شاهنامه فردوسی در زبان انگلیسی بود که اجرای آن قریب به هفت سال به طول انجامید (۱۹۹۶ تا ۲۰۰۳). در حقیقت، کار سخت دیک دیویس این ترجمه بود و می‌توان کتاب "رستم: قصه‌های عشق و جنگ" را پاره‌ای درخشان از آن دانست که سال ۲۰۰۷ به شکلی مستقل(گیریم با برخی تفاوت‌ها) منتشر شد.
رویکردی که دیویس در ترجمه شاهنامه داشته، متفاوت از اسلاف خود است؛ نه شاهنامه را کامل به نظم ترجمه کرده و نه کامل به نثر. به شعر سپید نیز در این مورد چندان اطمینانی نداشته‌است. از این رو به ترکیبی از نظم و نثر رسیده‌ که ریشه در سنت نقالی ایرانیان دارد، به این مفهوم که لحظه‌‌های معمولی اثر را به نثر درآورده و لحظه‌های حسی و عاطفی آن را به نظم.
این ترجمه نیز اقبال والایی داشته، به‌طوری که یک‌بار توسط نشریه واشنگتن پست به عنوان بهترین ترجمه سال برگزیده شد و بار دیگر نیز جایزه National Endowment for the Humanities را تصاحب کرد.

نمونه‌ای متفاوت؛ کمیک استریپ رستم
در نهایت به نمونه‌ای از هر حیث متفاوت می‌رسیم، نمونه‌ای که دیگر نمی‌توان نام ترجمه را بر روی آن گذاشت. اینجا رستم از متن اصلی دور می‌افتد و مستقل از شاهنامه و فردوسی ادامه حیات می‌دهد؛ قدم به سرزمین‌های دوردست می‌گذارد و مانند میلیون‌ها ایرانی که در این سال‌های اخیر مهاجرت کرده‌اند، او نیز در فرایند سازگاری و مطابقت با فرهنگ سرزمین‌ میزبان شرکت می‌جوید. به عبارتی، مجموعه کمیک استریپ رستم، تصویری دیگر از این قهرمان ارائه می‌کند که بیشتر از آن‌که ایرانی باشد، غربی‌ست.
اولین جلد از این مجموعه سال ۲۰۰۵ منتشر شد که نام "رستم و سهراب" را بر خود داشت در حالی که از عناوین سه جلد دیگر نمی‌توان حدس زد کدام بخش از شاهنامه الهام‌بخش نویسندگان و طراحان آن بوده‌است. این عناوین عبارتند از "بازگشت پادشاه"، "نبرد با دیوها" و "در جستجوی پادشاه".
مجموعه نیز حاصل همکاری بروس بهمنی (نویسنده و ویراستار)، روبرت ناپتون (نویسنده و ویراستار)، کامرون دورقی (ویراستار)، جیمی دورقی (ویراستار) و کارل آلتستاتر (تصویرساز) است (چهار ایرانی مهاجر در کنار هنرمندی غربی) و به نظر می‌رسد که طرفداران خود را بیشتر از میان نسل دوم ایرانیان مهاجر پیدا کرده‌است.

«شاهنامه: از دست‌نویس تا متن» منتشر شد

کتاب «شاهنامه: از دست‌نویس تا متن» به کوشش جلال خالقی‌مطلق توسط مرکز پژوهشی میراث مکتوب منتشر شد. این مجموعه مقاله در دو بخش به معرفی دست‌نویس‌های شاهنامه و شرحی درباره روش تصحیح انتقادی می‌پردازد.نویسنده این کتاب را با مقاله‌ای با عنوان «معرفی یک نسخه معتبر شاهنامه» آغاز کرده و در آن نسخه دست‌نویس برلین، مورخ 894 ق را معرفی می‌کند.
«معرفی و ارزیابی برخی از دست‌نویس‌های شاهنامه» عنوان دومین مقاله این مجموعه است که نگارنده در آن 45 دست‌نویس شاهنامه را معرفی، و نقاط مثبت و منفی هر یک از آن‌ها را مشخص کرده است.
مقاله سوم «دست‌نویس شاهنامه مورخ 614 هجری قمری» نام دارد که شرحی است در باب دست‌نویس مشهور فلورانس. چهارمین مقاله این کتاب با عنوان «افتادگی‌ها و افزودگی‌های آماری از شش دست‌نویس شاهنامه» نیز به معرفی محاسن و معایب شش دست‌نویس از دست‌نویس‌های شاهنامه، به روش آماری، می‌پردازد.
بخش دوم این کتاب، یعنی پرداختن به روش انتقادی در تصحیح متن، با مقاله‌ای با عنوان «قواعد و ضوابط تصحیح متن شاهنامه» آغاز می‌شود. در این مقاله با ذکر مثال‌های فراوان، هم ضعف‌های روش تصحیح ماشینی نشان داده شده است و هم بی‌اعتباری روش ذوقی و اجتهادی.
نگارنده در این مقاله روش‌های ماشینی و ذوقی ـ اجتهادی را که هنوز هم کمابیش رواج دارند، رد می‌کند و بر لزوم به کار بردن روش انتقادی در تصحیح متون کهن تاکید می‌کند.
مقاله بعدی «یاداشت‌هایی در تصحیح انتقادی بر مثال شاهنامه» نام دارد که در آن نشان داده شده است روش انتقادی تنها بدین معنی نیست که مصحح آن‌چه به دلایلی ضبط کهن‌تر می‌داند به متن ببرد و کار را تمام شده پندارد، بلکه او باید نسخه بدل‌های خود را به شیوه‌های علمی و آسان در اختیار خوانندگان قرار دهد.
سه مقاله دیگر کتاب با عنوان‌های «هفتاد و یک نکته در ابیات شاهنامه»، «معرفی قطعات الحاقی شاهنامه» و «معرفی سه قطعه الحاقی در شاهنامه»، از یک سو درجه اعتبار دست‌نویس‌های شاهنامه را نمایان‌تر می‌کنند و از سوی دیگر گامی هستند برای نشان دادن این امر که تصحیح اثری چون شاهنامه نمی‌تواند تنها عملی ـ انتقادی، بلکه باید تحقیقی نیز باشد.
«اهمیت و خطر مآخذ جانبی در تصحیح شاهنامه» و «رسم خط شاهنامه» مقاله‌های پایانی این مجموعه‌ هستند.
کتاب «شاهنامه: از دست‌نویس تا متن»(جستارهایی در معرفی و ارزیابی دست‌نویس‌های شاهنامه و روش تصحیح انتقادی متن)، نوشته جلال خالقی مطلق در 595 صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت 15 هزار تومان توسط انتشارات مرکز پژوهشی میراث مکتوب منتشر شد.