پـــــــور تــــــوس

سال ۱۳۸۸،سال فردوسی بزرگ

پـــــــور تــــــوس

سال ۱۳۸۸،سال فردوسی بزرگ

نگاهی به زندگی حماسه سرای بلند آوازه ایران، فردوسی نامدار

مشهد - به مناسبت تجلیل و یادبود حکیم ابوالقاسم فردوسی، 25 اردیبهشت ماه به نام روز بزرگداشت وی نام گذاری شده است ، شاعری که نقش و جایگاه رفیع وی در زنده ماندن زبان فارسی بر کسی پوشیده نیست .  
حکیم ابوالقاسم حسن بن علی توسی معروف به فردوسی حدود سال 319 تا حدود 397 هجری خورشیدی در ناحیه توس خراسان به دنیا آمد و همانجا درگذشت و به خاک سپرده شد.
او شاعر حماسه‌سرای ایرانی و سراینده معروف ترین اثر حماسی پارسی و طولانی‌ترین منظومه به زبان پارسی تا زمان خود بود و به همین دلیل نیز او را از بزرگ‌ترین شاعران پارسی‌گو دانسته‌اند.
بنا به نظر پژوهشگران امروزی، فردوسی در حدود سال 319 هجری خورشیدی (329 ه.ق./940 میلادی) در روستای پاز در ناحیه توس خراسان متولد شد.
استدلالی که منجر به استنباط سال 319 شده‌ است شعر زیر است که پژوهشگران بیت آخر را اشاره به قدرت رسیدن سلطان محمود غزنوی در سال 375 شمسی می‌دانند:
بدانگه که بُد سال پنجاه و هشت        نوان‌تر شدم چون جوانی گذشت
فریدون بیدار دل زنده شد                  زمین و زمان پیش او بنده شد
و از این که فردوسی در سال 375، پنجاه و هشت ساله بوده‌ است، نتیجه می‌گیرند او در حدود سال 319 به دنیا آمده ‌است.
آرامگاه فردوسی در توس خراسان در نزدیکی مشهد قرار دارد و هر ساله میزبان شمار زیادی از گردشگران داخلی و خارجی و علاقمندان به فرهنگ و تاریخ کهن است.
نظامی عروضی، که اولین فردی است که درباره زندگی فردوسی مطلب نوشته‌ است، تولد فردوسی را در ده «باز» ( پاز ) نوشته که معرب کلمه «پاژ» است؛ اما منابع جدیدتر به روستاهای «شاداب» و «رزان» نیز اشاره کرده‌اند که محققان امروزی این ادعاها را قابل اعتنا نمی‌دانند.
روستای پاز امروزه در 15 کیلومتری شمال مشهد در استان خراسان واقع شده است.
کودکی و تحصیل
........................
پدر فردوسی دهقان بود که در آن زمان به معنی ایرانی‌تبار و نیز به معنی صاحب ده بود.از این می‌توان نتیجه گرفت که وی زندگی نسبتاً مرفهی داشت و به عبارتی خانواده فردوسی احتمالاً در کودکی مشکل مالی نداشت و وی نیز تحصیلات مناسبی کرد.
بر اساس شواهد موجود از شاهنامه می‌توان نتیجه گرفت که او جدا از زبان فارسی دری به زبان‌های عربی و پهلوی نیز آشنا بود و به نظر می‌رسد که فردوسی با فلسفه یونانی نیز آشنایی داشت.
جوانی و شاعری
......................
کودکی و جوانی فردوسی در دوران سامانیان بود،که از حامیان مهم ادبیات فارسی محسوب می شدند.
با وجود این که سرودن شاهنامه را بر اساس شاهنامه ابومنصوری از حدود چهل سالگی حکیم ابوالقاسم فردوسی می‌دانند، با توجه به توانایی وی در شعر فارسی نتیجه گرفته‌اند که در دوران جوانی نیز شعر می‌گفت و احتمالاً سرودن بخش‌هایی از شاهنامه را در همان زمان و بر اساس داستان‌های اساطیری کهنی که در ادبیات شفاهی مردم وجود داشت ، شروع کرد.
این حدس می‌تواند یکی از دلایل تفاوت‌های زیاد نسخه‌های خطی شاهنامه باشد، به این شکل که نسخه‌هایی قدیمی‌تری از این داستان‌های مستقل منبع کاتبان شده باشد.
از جمله داستان‌هایی که حدس می‌زنند در دوران جوانی وی گفته شده باشد داستان‌های " بیژن و منیژه "، "رستم و اسفندیار"، "رستم و سهراب"، داستان "اکوان دیو"، و داستان "سیاوش" است.
سرودن شاهنامه
......................
شاهنامه فردوسی مهم ترین اثر فردوسی و یکی از بزرگ ترین آثار ادبیات کهن فارسی است، فردوسی برای سرودن این کتاب در حدود پانزده سال بر اساس شاهنامه? ابومنصوری کار کرد، و آن را در سال 372 شمسی پایان داد.
از آنجا که فردوسی به قول خودش هیچ پادشاهی را سزاوار هدیه کردن کتابش ندید («ندیدم کسی کش سزاوار بود»)، مدتی آن را مخفی نگه داشت و در این مدت بخش‌های دیگری نیز به به شاهنامه افزود.
پس از حدود ده سال (در حدود سال 382 هجری شمسی در سن شصت و پنج سالگی) فردوسی که فقیر شده بود و فرزندش را نیز از دست داده بود، تصمیم گرفت که کتابش را به سلطان محمود غزنوی تقدیم کند؛ از این رو تدوین جدیدی از شاهنامه را شروع کرد و اشاره ‌هایی را که به حامیان و دوستان سابقش شده بود، با وصف و مدح سلطان محمود و اطرافیانش جایگزین کرد.
تدوین دوم در سال 388 هجری شمسی پایان یافت که بین پنجاه تا شصت هزار بیت داشت؛ فردوسی آن را در شش یا هفت جلد برای سلطان محمود فرستاد.
به گفته خود فردوسی ، سلطان محمود به شاهنامه نگاه هم نکرد و پاداشی را که مورد انتظار فردوسی بود برایش نفرستاد. از این واقعه تا پایان عمر، فردوسی بخش‌های دیگری نیز به شاهنامه اضافه کرد که بیشتر به اظهار ناامیدی و امید به بخشش بعضی از اطرافیان سلطان محمود از جمله «سالار شاه» اختصاص دارد.
آخرین اشاره فردوسی به سن خود یکی به حدود هشتاد سال است ،«کنون عمر نزدیک هشتاد شد / امیدم به یک باره بر باد شد»، و یکی به هفتاد و شش سال ،«کنون سالم آمد به هفتاد و شش / غنوده همه چشم میشار فش».
شاهنامه، چه از حیث حفظ روایات کهن ملی و چه نگهبانی زبان فارسی دری گرانبها ترین متن تاریخ زبان فارسی است و آن را قرآن عجم نام نهاده اند.
شاهنامه هست بی اغراق قران عجم      رتبه ی دانای طوسی رتبه ی پیغمبری
(ملک الشعرای بهار)
جامی نیز در بهارستان سخن طغرل احراری را تکرار کرد؛ طغرل احراری، فردوسی را به عنوان یکی از سه پیامبر شعر فارسی نام برده و گفته است:
در شـعر سـه تن پیمبرانند            قولی است که جملگی بر آنند
فردوسی و انوری و سعدی            هـرچـنـد کـه لا نـبـیُّ بـعـدی
به رغم اینکه شاهنامه در زمان خود نیز اثری گرانمایه بود اما مورد توجه محمود غزنوی قرار نگرفت و چنین شد که فردوسی از سلطان محمود گلایه کرد:
به سی سال بردم، به شهنامه رنج               که تا شاه بخشد مرا تاج و گنج
به جـز خـون دل هـیـچ چـیـزم نــداد                 نـشـد حـاصـل من از او غیر باد
اگـر شــــاه را شـــــاه بـــودی پــدر                  بـه سـر بـر نـهـادی مرا تاج زر
اگــــر مـــادر شــــــاه بـــانــو بـدی                   مـرا سـیـم و زر تـا به زانو بدی
چـــو انـــدر تــبــارش بـزرگــی نبود                  نیارسـت نـام بـزرگـان شـنـود
و به این ترتیب به غلامزاده و بی اصل و نسب بودن محمود غزنوی، بنیانگذار سلطه ترک ها بر ایران، اشاره می کند، این شاعر بلند آوازه در نهایت نیز در سختی و تنگدستی حاصل 30 سال تلاش برای اعتلای ادب پارسی درگذشت و به گفته جامی:
برفت شوکت محمود و در زمانه نماند جز این فسانه که نشناخت قدر فردوسی

مرگ و آرامگاه
................
آرامگاه وی در مشهد قرار دارد و سنگ قبر وی اولین منبعی که به سال مرگ فردوسی اشاره کرده‌ است مقدمه بایسنغری است که آن را در سال 403 هجری شمسی آورد.
این مقدمه که امروز نامعتبر شناخته می‌شود به منبع دیگری اشاره نکرده‌است.
اکثر منابع همین تاریخ را از مقدمه بایسنغری نقل کرده‌اند، به جز تذکرة الشعراء (که آن هم بسیار نامعتبر است) که مرگ او را در 398شمسی آورده‌است.
پس از مرگ، جنازه فردوسی اجازه دفن در گورستان مسلمانان را نیافت و در باغ خود وی یا دخترش در توس دفن شد.
منابع مختلف علت دفن نشدن او در گورستان مسلمانان را به دلیل مخالفت یکی از دانشمندان متعصب توس (چهار مقاله نظامی عروضی) دانسته‌اند.
عطار نیشابوری در "اسرارنامه" این داستان را به شکل نماز نخواندن «شیخ اکابر، ابوالقاسم» بر جنازه? فردوسی آورده‌است و حمدالله مستوفی در مقدمه? "ظفرنامه" این شخص را "شیخ ابوالقاسم کُرّکانی" دانسته‌ که مریدان زیادی داشت.
در بعضی منابع دیگر نام این فرد «ابوالقاسم گرگانی» یا «جرجانی» نیز آمده‌است که احتمالاً مسخ نام کُرّکانی است.
از زمان دفن فردوسی آرامگاه او چندین بار ویران شد؛ در سال 1263 شمسی به دستور "میرزا عبدالوهاب خان شیرازی"، والی خراسان محل آرامگاه را تعیین کردند و ساختمانی آجری در آنجا ساختند.
پس از تخریب تدریجی این ساختمان، انجمن آثار ملی به اصرار رییس و نایب‌رییس یعنی محمدعلی فروغی و سید حسن تقی‌زاده متولی تجدید بنای آرامگاه فردوسی شد و با جمع‌آوری هزینه? این کار از مردم (بدون استفاده از بودجه دولتی) که از 1304 هجری شمسی شروع شد، آرامگاهی ساختند که در 1313 افتتاح شد.
این آرامگاه به علت نشست در 1343 مجدداً تخریب شد تا بازسازی شود که این کار در 1347 پایان یافت.
به هر روی فردوسی نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خویش را وقف شاهنامه کرد و بر سر این کار جوانی خود را به پیری رساند و به امید اتمام شاهنامه تمام ثروت و مکنت خود را اندک اندک از دست داد.
چه خوب است امروز همزمان با روز بزرگداشت او با هدف کسب معرفت چند بیتی از اشعار این شاعر شهیر را بخوانیم و یاد او را زنده نگاه داریم.ک/4

همایش جهانی فردوسی امسال برگزار می شود

 مشهد-مهر: میر جلال الدین کزازی گفت: تا پایان سال جاری همایش جهانی فردوسی برگزار خواهد شد.

میر جلال الدین کزازی در گفتگو با خبرنگار مهر در مشهد افزود: شاهنامه فردوسی از بیتهایی سرشار است که پیکره سترگ و توانمند شعر خراسان را نشان می ‌دهد.

استاد سابق دانشگاه علامه طباطبایی افزود: این همایش امسال برگزار خواهد شد زیرا یونسکو خواهان برگزاری این همایش است.

وی افزود: این همایش در اردیبهشت ماه و در روز بزرگداشت فردوسی نخواهد بود، هنوز زمان برگزاری این همایش روشن نیست اما به گمان بسیار تا پایان سال جاری همایش فردوسی برگزار خواهد شد.

چهره ماندگار فرهنگ و ادب پارسی خاطرنشان کرد: من بر آنم که فردوسی در پیکره داستانهای شاهنامه هیچ دگرگونی روا نداشته است. آنچه فردوسی در شاهنامه انجام داده است بخش شعری و واژه آن است وگرنه آن داستانها به همان شیوه ‌ای که در آبشخورهای او بوده باز گفته است پس به گمان بسیار داستان آرش در آبشخورهای فردوسی نبوده است و از این روی در شاهنامه نیز بازتاب نیافته است.

وی اظهار داشت: درست است که داستان آرش کمانگیر در شاهنامه نیامده است و فردوسی حکیم تنها چند بار از او نام برده است اما اینکه آیا این ساختار در شاهنامه آفریده فردوسی است یا خیر؟ پرسشی بنیادین در شاهنامه ‌شناسی است.

وی افزود: شعر خراسان شعر حماسه است و همه ایرانیان وامدار خراسان هستند زیرا خراسان خاستگاه ادب حماسی بوده است.

شاهنامه فراتر از یک شاهکار ادبی است

میرجلال‌الدین کزازی با اشاره به اهمیت شاهنامه فردوسی برای ‌ایرانیان معتقد است شاهنامه بسیار فزونتر از آن است که تنها یک شاهکار ادبی باشد.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست "هم‌اندیشی هزاره شاهنامه فردوسی" صبح امروز (جمعه 25 اردیبهشت) با حضور دکتر میرجلال‌الدین کزازی، حافظ محمد جمیل اویسی، عبدالکریم تمنا، اسماعیل قادرپناه، یاسر موحدفرد، محمد رجبی و عیسی‌رضازاده در سرای اهل قلم مستقر در نمایشگاه کتاب برگزار شد.

 کزازی در ابتدای این نشست با طرح این پرسش که چرا شاهنامه دوست می‌داریم و فردوسی را بزرگترین سخنور ایران می‌شناسیم و چرا شاهنامه او نامگان نامه ادب پارسی است؟ گفت: والایی و ارزش شاهنامه نزد ما ایرانیان به زیبایی و شکوه و شگرفی ادبی شاهنامه یا به توان خرد آشوب فردوسی در سرایندگی و زبان آوری بر‌نمی‌گردد زیرا ما در ایران زمین سخنوران بزرگ فراوانی داریم که شاهکارهای ادبی ایران هستند، و هرکدام به گونه‌ای برای نازش و سرافرازی جاودانه مردم ایران بسنده‌اند.

کارکرد تاریخی، فرهنگی و منشی شاهنامه را ممتاز ساخته است

وی افزود: آنچه از فردوسی سخنوری دیگرسان و از شاهنامه شاهکاری بی‌مانند ساخته است، کارکرد تاریخی، فرهنگی، منشی و اجتماعی آنست. هنر بزرگ فردوسی با سرودن شاهنامه آنست که سرنوشت ایران را به سرگذشت ایران پیوند داده است. اگر فردوسی در تاریکترین روزگار سر بر نمی‌آورد و شاهنامه را نمی‌سرود به گمان من هم ‌اکنون ما چونان یک ایرانی در اینجا گرد‌هم نمی‌آمدیم تا به زبان شورانگیز پارسی درباره شاهکار فردوسی سخن بگوییم.

کزازی اظهار داشت: شاهنامه بسیار فزونتر از آن است که تنها یک شاهکار ادبی باشد. شاهنامه نامه‌ای فرهنگ‌ساز و روزگارآفرین است که چیستی و هستی نهادین تاریخی و فرهنگی ایران در گرو آن است و فردوسی شالوده و تبارنامه ما ایرانیان را با سرودن شاهنامه پی افکنده است.

مولف مجموعه ده جلدی "نامه‌باستان" در ادامه تصریح کرد: هر کسی که به ایرانی بودن خود سر برمی‌افرازد وامدار شاهنامه فردوسی است .این کارکرد شاهنامه را در گونه خود بی‌همتا ساخته است.

کارکرد برون‌مرزی شاهنامه

وی در ادامه با اشاره به رویکرد و کارکرد برون مرزی شاهنامه گفت: ایران فرهنگی کشوری بسیار پهناورتر و دورمرزتر از ایران جغرافیایی کنونی است که در کشاکش روزگار بخشهایی از آن گسیخته شده است .امروز سرزمینهایی را می‌شناسیم که روزگاری پاره‌ای از ایران فرهنگی پهناور بوده‌اند و از دید جغرافیای سیاسی کشوری جدا هستند اما از دید جغرافیای فرهنگی و منشی وابسته به منش فرهنگی ایران هستند.

کزازی در ادامه افزود: شاهنامه فردوسی آن فرهنگ و منش را به نمود می‌آورد و هر کسی که با جهان شاهنامه آشناست می‌داند که ما در شاهنامه جهان ایرانی را می‌بینیم. بسیاری از رخدادهای شاهنامه در سرزمینهایی می‌گذرد که امروز شهرهای ایران نیستند. شهرهایی چون مرو و بلخ و دیگر سرزمینها که روزگاری از جهانشاهی شوروی بودند و خوشبختانه امروز از آن جدا شده‌اند و بر سرنوشت خود مسلط هستند پاره‌ای از ایران فرهنگی هستند که شاهنامه در میان این سرزمینها همبستگی و وحدت ایجاد کرده‌ است.

امروز بیش از هر زمان به شاهنامه نیاز داریم

وی در پایان اذعان کرد: امروز که روزگار گسستنها و از خود بیگانگی‌هاست می بایست بیشتر از هر زمان به شاهنامه برگردیم و بر دامان آن چنگ بیندازیم تا پسینیان ما نیز بدان بنازند و و بر ایرانی بودن که گرانمایه ترین و سترگترین سرمایه ماست افتخار کنند.

حافظ محمد جمیل اویسی از کشور پاکستان که دانش‌آموخته زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه شیراز است به عنوان دیگر سخنران این مراسم در ابتدا با اشاره به اهمیت معرفت در اسلام به ذکر آیاتی از قرآن کریم پرداخت که در آن مسلمانان به اندیشیدن و معرفت آموزی تشویق شده‌اند.

وی در ادامه با پرثمر خواندن بیست و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از برگزارکنندگان و بازدیدکنندگان نمایشگاه قدردانی کرد.

جمیل اویسی سپس با اشاره به علاقه مردم پاکستان به شاهنامه فردوسی گفت: زمانی که دانشجوی دانشگاه شیراز بودم به پدرم گفتم چه هدیه‌ای برای او از ایران ببرم و او گفت شاهنامه. مردم پاکستان به دلیل ویژگیهای وطن‌دوستانه شاهنامه علاقه زیادی نسبت بدان دارند.

وی در ادامه عشق به پهلوانان و قهرمانان را از دیگر پیامهای جهانی شاهنامه خواند و از امام خمینی (ره) به عنوان یک قهرمان جهانی یاد کرد.

استفاده فردوسی از زبان عامه در سرودن شاهنامه

جمیل اویسی با بیان اینکه استفاده از زبان عمومی در سرودن شاهنامه از دیگر نقاط قوت شاهنامه است، تصریح کرد: این استفاده از زبان عمومی موجب شده است تا شاهنامه برای عامه مردم همه فهم باشد اما فردوسی به گونه‌ای از زبان عامه استفاده کرده است که ساختار زبان اثر آسیب نبیند.

یاسر موحد فرد دبیرکل بنیاد فردوسی در ادامه نشست پیام دکتر جلال خالقی مطلق عضو هیئت امنای بنیاد فردوسی و استاد دانشگاه هامبورگ را به این نشست قرائت کرد.

خالقی مطلق در این پیام آورده است: شاهنامه یک کتاب نیست بلکه یک کتابخانه است. اگر بپرسند از شاهنامه چه می‌توان آموخت، پاسخ من این است که بی اغراق از هر برگ شاهنامه می‌توان نکته‌ای آموخت. از شاهنامه تاریخ و فرهنگ باستان را آموخته‌اند. از شاهنامه آداب و رسوم و آئینهای نیاکان ما را آموخته‌اند، از شاهنامه ادبیات باستان ما را آموخته‌اند. از شاهنامه شاعری آموخته‌اند. از شاهنامه اخلاق نیکو آموخته‌اند. از شاهنامه کشورداری را آموخته‌اند، از شاهنامه هویت تاریخی، فرهنگی و ملی آموخته‌اند و از شاهنامه زبان فارسی را آموخته‌اند.

وی در ادامه گفته‌ است: امروزه اهمیت زبان فارسی در کنار اهمیت هویت تاریخی، فرهنگی و ملی مهمترین آموزه این کتاب است و این آموزه‌ها از همدیگر جدا نیستند. در تاریخ اسلامی ما پیش از فردوسی چندین رویداد برای برقراری و گسترش زبان فارسی انجام گرفت به ویژه آنچه در زمان فرمانروایی صفاریان و سامانیان رخ داد. اما نهادینگی زبان فارسی به دست فردوسی همیشگی شد و از آن زمان تا زمان صفویه که ایران مانند بقچه‌ چهل تکه‌ای به فرمانروایی‌های گوناگون تقسیم شده بود میهن اصلی ایرانیان زبان فارسی بود، تا باز ایران یکپارچگی باستانی خود را نه بدان گستردگی بازیافت و پس از آن نیز زبان فارسی هم چنان زبان رسمی ایران باقی ماند.

خالقی مطلق در پایان تصریح کرده است: در ایران زبانهای محلی گوناگونی رایج‌اند که همراه با دیگر آداب و سنن محلی فرهنگ ایران را پرمایه و رنگین می‌کنند. این زبانهای محلی را باید دوست داشت و پاس داشت ولی از سوی دیگر، گویندگان این زبانها نیز باید مرز خود را بشناسند و کارکرد هر یک از دو زبان محلی و ملی را به درستی بدانند، همه ملت ایران باید زبان فارسی را که بزرگترین شاخصه فرهنگ و ملیت و بزرگترین نگاهبان یکپارچگی ماست و بر پایه فرهنگ پرمایه خود در شمار زبانهای مهم جهان است، همچون جان خود گرامی بداریم.

در ادامه مراسم عبدالکریم تمنا شاعر افغانستانی مقیم ایران شعر بلندی را در وصف فرهنگ ایران و عظمت شاهنامه قرائت کرد.

محمد رجبی رئیس موسسه فرهنگی اکو نیز در ادامه نشست گفت: اگر امپراطوری ایرانی قبل از اسلام توسعه یافت،  توسعه امپراطوری ایران نیز بعد از اسلام  بود و یکی از عمده‌ترین دلایل این نفوذ پایدار به اعتراف همگان شاهنامه است.

 وطن پرستی فردوسی را با ناسیونالیسم غربی اشتباه نگیریم
وی افزود: وطن دوستی فردوسی را نباید با ایده ناسیونالیسم که محصول ایدئولوژی غرب است اشتباه گرفت، یکی از عوامل جهانی شدن شاهنامه این است که نگاهش انسانی، جهانی و فرا تاریخی است .اغلب اسطوره‌های شاهنامه از مادری غیر ایرانی زاده‌شده‌اند. این امر به این دلیل است که او می‌خواهد وحدت انسانی را برتر از اختلافات نژادی نشان دهد.

در پایان این نشست اسماعیل قادرپناه بخشهایی از شاهنامه را برای حاضران قرائت کرد.

شاهنامه فردوسی نامه فرهنگ و منش ایرانی است

مشهدخبرگزاری مهر:حکیم ابوالقاسم فردوسی حماسه سرای بزرگ ایرانی با خلق شاهنامه، نامه فرهنگ و منش ایرانی را به جهان نشان داد که تاثیر آن مردم دنیا به ویژه اعراب را متاثر کرده است.

به گزارش خبرنگار مهر در مشهد، حکیم ابوالقاسم فردوسی در سال 329 هجری در طبران طوس به دنیا آمد، پدرش از دهقانان طوس بود و از نظر مادی دارای ثروت و موقعیت قابل توجهی بود.

وی در جوانی با درآمدی که از املاک پدرش داشته به کسی محتاج نبود اما اندک اندک آن اموال را از دست داده و به تهیدستی گرفتار شده است.

فردوسی در سال 370 یا 371 به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز کرد و نزدیک به 30 سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف شاهنامه کار کرد.

سلطان محمود که به مدایح و اشعار ستایش آمیز شاعران بیش از تاریخ و داستانهای پهلوانی علاقه داشت، قدر سخن فردوسی را ندانست و او را چنانکه شایسته اش بود تشویق نکرد.

 

فردوسی از این بی اعتنایی سلطان محمود بر آشفت و چندین بیت در هجو سلطان محمود گفت و سپس از ترس مجازات او غزنین را ترک کرد و چندی در شهرهایی چون هرات، ری و طبرستان متواری بود و از شهری به شهر دیگر می رفت تا آنکه سرانجام در زادگاه خود، طوس درگذشت.

شاهنامه نه فقط بزرگترین و پرمایه ترین مجموعه شعر است که از عهد سامانی و غزنوی به یادگار مانده است بلکه مهمترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران قدیم و خزانه لغت  و گنجینه ادبـیات فارسی است.

شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستی اند.
بسی  رنج بردم در این سال سی                          عجم زنده کردم بدین پارسی
نمیرم از این پس که من زنده ام                            که تخم سخن را پراکنده ام

چهره ماندگار فرهنگ و ادب پارسی در خصوص پیشینه شهر در خراسان به مهر گفت: خراسان خاستگاه ادب حماسی است شعر خراسان، شعر حماسه است و همه ایرانیان وامدار خراسان هستند.

دکتر سیدجلال الدین کزازی به مناسب 25 اردیبهشت بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی در خصوص شاهنامه فردوسی گفت: شاهنامه فردوسی از بیتهایی سرشار است که پیکره سترگ و توانمند شعر خراسان را نشان می‌ دهد.

وی افزود: در نگاهی گسترده دادشناسی یا قانون ‌مداری یکی از زمینه‌هایی است که در شاهنامه بازتاب دارد چون شاهنامه، نامه فرهنگ و منش ایرانی است و به این شیوه نیز می ‌توان شاهنامه را برای پژوهش برگزید.

استاد سابق دانشگاه علامه طباطبایی گفت: آنچه فردوسی در شاهنامه انجام داده است بخش شعری و واژه آن است.

دانشیار دانشگاه فردوسی نیز در خصوص شاعر حماسه خراسانی گفت: شاهنامه یکی از شاهکارهای ادبیات حماسی جهان به شمار می‌رود.

دکتر مهدخت پورخالقی چترودی در خصوص حماسه جهانی فردوسی در حوزه‌ پژوهشهای عرب افزود: شاهنامه یکی از شاهکارهای ادبیات حماسی جهان به شمار می‌رود که به دلیل جایگاه والای خود مورد توجه بسیاری از پژوهندگان و نویسندگان کشورهای عربی قرار گرفته و از جایگاه بلندی در ادبیات عرب برخوردار است.

وی افزود: در این میان نباید تلاشهای "عبد الوهّاب عزّام" را در انتشار تصحیح شاهنامه ترجمه‌ بنداری از یاد برد‌ و ادبای ایرانی نیز از طریق پژوهشهای خود درباره‌ شاهنامه به زبان عربی‌، در این امر مهم نقش داشته اند.  

 

دانشیار دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد گفت: جایگاه شاهنامه در ادبیات عرب را از حجم فراوان کتابها و مقالاتی که در مورد شاهنامه به زبان عربی نوشته شده است، می‌توان دریافت.

دکتر پورخالقی یادآور شد: از جمله عواملی که باعث شد ادبای عرب از شاهنامه‌ فردوسی تاثیر پذیرند‌، یادواره‌ هزاره‌ فردوسی است.

وی افزود: اولین کتاب در زمینه شاهنامه شناسی و شاهنامه پژوهی ترجمه البنداری است.

پور خالقی ادامه داد: ظاهرا شاهنامه‌ شفاهی دیگری به نثر‌، قبل از ترجمه بنداری وجود داشته که موالی ایرانی در عصر عباسی آن را به وجود آورده‌اند، این شاهنامه برای بالیدن به نژاد ایرانی، افتخارات و قهرمانی آنها و برانگیختن غرور ملی و حافظه‌ جمعی در میان ملت فارس از طریق روایت وقایع تاریخی و افسانه ‌ای، به ویژه میان موالی به کار می‌ رفت‌.

این نویسنده و پژوهشگر افزود: دکتر عبدالوهّاب عزّام مصحح شاهنامه البنداری نخستین کسی است که زمینه‌ی پژوهش درباره‌ شاهنامه را پس از قرنها فراموشی، فراهم کرد و پس از آن پژوهشهای اعراب درباره‌ شاهنامه از سرگرفته شد.

وی خاطرنشان کرد: تاثیر شاهنامه در نثر و شعر عرب آشکار است و این امر را می توان در قصایدی که به زبان عربی درباره‌ فردوسی سروده شده و یا در داستانهایی که به تقلید از داستانهای شاهنامه نوشته شده است، به وضوح دریافت. 

پور خالقی ادامه داد: خلیل مطران از جمله شاعرانی که از داستانهای شاهنامه تاثیر پذیرفته ‌است و در نثر عربی نیز داستانی به نام زال وجود دارد که تا حدود زیادی شبیه به داستان زال در شاهنامه است.

وی خاطرنشان کرد: در حال حاضر فعالیت و نشاط در این زمینه از سوی علاقمندان به ادب به ویژه توسط دانشجویان خارجی که در ایران تحصیل می ‌کنند، از سر گرفته شده است‌.

شهر طوس به خود می بالد که مردی را در سینه خود جای داده که زحمت زنده نگه داشتن زبان و ادب پارسی را طی سی سال به جان خریده است و اکنون هر سال خیل عظیمی از مشتاقان شعر پارسی از داخل و خارج کشور به آرامگاه وی می آیند و یاد این شاعر گرانقدر را گرامی می دارند.

شاهنامه آیینه تمام‌نمای فرهنگ ایران است

فریدون جنیدی، شاهنامه‌پژوه، به مناسبت ۲۵ اردیبهشت روز جهانی فردوسی درباره شاهنامه گفت: شاهنامه آیینه تمام‌نمای فرهنگ، تاریخ و زندگی نیاکان ما است و از هر سو ره به گنجینه‌های بزرگ فرهنگ باستانی ایران می‌برد.

جنیدی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) با بیان این مطلب افزود: پژوهندگان ایرانی باید با کسب آگاهی‌های شایسته در این زمینه شاهنامه را بخوانند و راز و رمز‌ها و شگفتی‌های نهان‌ آن را به ویژه دربخش نخست دریابند.
وی ادامه داد: به عنوان مثال در بخش نخستین شاهنامه، سخن از «اندازه» به میان آمده که پیش از آن در هیچ تاریخ ایرانی و جهانی اسمی از آن شنیده نشده است.
جنیدی درباره این واژه به‌کاررفته توضیح داد: این کلمه در بیتی(به تنگ و به گل چون که دیوار کرد/ به خشت از برش هندسی کار کرد) که در آن سخن از ساخت نخستین خانه‌های خشتی بوده، آمده است.
وی در ادامه تاکید کرد: ابوریحان می‌گوید «هندسه» واژه‌ای است که از کلمه «اندازه» فارسی ساخته شده است و اگر دقت کنیم می‌بینیم خود کلمه «اندازه» در زبان فارسی معنای مشخصی ندارد؛ اما در زبان پهلوی کلمه «هنداچک» این مفهوم را دارد و در زبان کهن‌تر که زبان اوستایی و رهآاورد فرهنگ نیکان ما و مادر همه زبان‌های آریایی جهان است، کلمه «هن چک» به معنی «بر روی هم روان کردن» همان معنی کلمه «اندازه» را می‌دهد.
این پژوهشگر افزود: از همین روست که باید گنجینه‌های فرهنگی ایران باستان را به دقت مطالعه کنیم تا بتوانیم رمز و راز نهفته در آنها را بیابیم.
وی در ادامه به مثال دیگری اشاره کرد و گفت: در بیتی دیگر از شاهنامه(به انگشت خود هر زمانی سرشک/ بیانداختی پیش گویا پزشک) واژه «گویا پزشک» معادل است با اصطلاح «گفتار درمانی» و شخصی که به این شیوه درمان می‌کند.
جنیدی در توضیح بیش‌تر ادامه داد: در زبان اوستا، ۳۰۰۰ سال پیش واژه «مانتره بئیشه زه» به معنی شخصی که با اندیشه و گفتار درد و رنج بیمار را از بین می‌برد به‌کار گرفته شده است که در زمان حال به گفتاردرمانی از آن یاد می‌شود.
وی توضیح داد: «مانتره»، «بئیشه» به معنای درد و رنج و «زه» به معنای زدن است که ترکیب این معانی معادل با پزشک گفتار درمان‌گر می‌شود.
این شاهنامه پژوه در ادامه افزود: با توجه به اینکه گفتاردرمانی در اروپا تنها نزدیک به ۵۰ سال قدمت دارد، این امر نشان‌دهند زندگی نیاکان ما در گستره بزرگی از فرهنگ و دانش است.
وی درپایان یادآور شد:شاهنامه آسمان ستاره بارانی است که به هرگوشه آن بنگرید شگفتی‌های بسیار خواهید دید.