پـــــــور تــــــوس

سال ۱۳۸۸،سال فردوسی بزرگ

پـــــــور تــــــوس

سال ۱۳۸۸،سال فردوسی بزرگ

«شاهنامه» زبان اقوام ایرانی را به یکدیگر پیوند زده است

فتح‌الله مجتبایی، نخستین سخنران بخش علمی همایش بین‌المللی «هزارمین سال سرایش شاهنامه فردوسی» از «شاهنامه» به عنوان اثری یاد کرد که قدرت خودباوری و خودشناسی را در نهاد ما قوت بخشیده و زبان اقوام ایرانی را به یکدیگر پیوند زده است.به گزارش (ایبنا)، همایش بین‌المللی «هزارمین سال سرایش شاهنامه فردوسی» به کوشش معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه آزاد اسلامی صبح امروز (2 آذر) از ساعت 9 صبح در سالن همایش‌های مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی با حضور استادان و شاهنامه‌پژوهان ایرانی و غیر ایرانی آغاز شد.
در نخستین بخش علمی این همایش، فتح‌الله مجتبایی، محمدرضا راشدمحصل و آنا کراسنوولسکا به عنوان اعضای هیات رییسه حضور داشتند. در این بخش سه سخنرانی علمی پیرامون موضوعات «سه حماسه بزرگ در سه زبان: هومر، ویرژیل، فردوسی»، «اسطوره آسمان‌پیمایی کیکاووس» و «شاهنامه و ادبیات فارسی میانه» به ترتیب از سوی فتح‌الله مجتبایی، ابوالقاسم اسماعیل‌پور و کارلو چرتی، از ایتالیا ارایه شد.
نقش حماسه‌های بزرگ در تکوین ملت‌ها 
مجتبایی در ارایه مقاله «سه حماسه بزرگ در سه زبان: هومر، ویرژیل، فردوسی» با تاکید بر تاثیر حماسه‌های بزرگ در تکوین و تشکیل ملیت‌ها بزرگ گفت: حماسه‌های ایلیاد و ادیسه در تمدن یونان، انه‌اید در تمدن رم و شاهنامه در تمدن ایران نقش داشته‌اند. برهمین اساس می‌توانیم بگوییم ملت‌های بزرگ همگی دارای حماسه‌های بزرگ هستند.
وی ادامه داد: همچنین حماسه‌های بزرگ از رویدادهای بزرگ پدید آمده‌اند. وجه مشترک تمامی این حماسه‌ها، شکل گرفتن آن‌ها در آغاز تحول‌های اجتماعی و نهظت‌های ملی‌ است. برهمین اساس سه حماسه یاد شده در نوع خود بی‌نظیر هستند. بنابراین این آثار از منظر کیفیت و ارزش‌های ادبی از ماندگارترین آثار این حوزه و از نظرگاه فرهنگی و تاریخی، شایسته تقدیر هستند.
مجتبایی افزود: این سه حماسه به سه زبان شایسته جهان سروده شده‌اند، که در تکوین بشر امروز سهم به‌سزایی داشته‌اند و آن‌را حیات و قوت بخشیده‌اند.
وی به زبان این سه حماسه اشاره و تشریح کرد: گفته می‌شود تمدن امروز غرب بر ویرانه‌های رم و آتن ساخته شده است، اما تمدن رم زاده زبان لاتینی و تمدن آتن زاده شده در دامان زبان یونانی ا‌ست. تمدن و فرهنگ ایران در دوران اسلامی نیز با زبان پارسی زنده نگه داشته شده و گسترش یافته است.
این پژوهشگر با تاکید بر قدرت یافتن زبان فارسی در «شاهنامه» افزود: رستم در «شاهنامه» و سه شخصیت اصلی دو حماسه دیگر دربرگیرنده خصلت‌های انسانی چون مردانگی، دلاوری، شجاعت و میهن‌دوستی هستند و تمامی این ویژگی‌ها در این سه چهره به تصویر کشیده شده است.
وی در بخش دیگر از صحبت‌هایش به چگونگی شکل‌گیری حماسه هومر اشاره و در ادامه از ویرژیل به عنوان بزرگ‌ترین پیرو هومر یاد کرد که تاریخ شهر رم را به زبان یونانی سروده و یکی از شاهکارهای بزرگ ادبی- تاریخی را آفریده است.
مجتبایی گفت: گذر از هومر و ویرژیل به فردوسی چندان دشوار نیست. همچنان که حماسه‌های آن دو در تحکیم و قدرت ملت‌های آن‌ها نقش داشته‌اند، «شاهنامه» نیز در تحکیم قومیت مردم ایران‌زمین و تثبیت زبان فارسی به عنوان زبان اقوام ایرانی موثر بوده است.
وی ادامه داد: «شاهنامه» در به هم پیوستن زبان اقوام ایرانی در طول اعصار سهم به‌سزایی داشته است. این اثر با بود و نبود ما سروکار دارد. تاریخ ما را زنده و پیوند ما را با گذشته استوار کرده، از سوی دیگر قدرت خودباوری و خودشناسی را در نهاد ما قوت بخشیده است.
وی درباره دیگر ویژگی این اثر کهن اظهار کرد: برخلاف دیگر منظومه‌های حماسی، شاهنامه یک داستان طولانی واحد نیست، بلکه ترکیبی از داستان‌های گوناگون است. در این تنوع یک رشته نامرئی تمامی وقایع را به یکدیگر پیوند می‌دهد و تمامی منظومه از آفرینش جهان آغاز و به مرگ یزدگرد سوم پایان می‌یابد.
مجتبایی یادآور شد: بر همین اساس اغلب اقوام ایرانی پاره‌ای از روایات خود را در شاهنامه باز می‌یابند. فردوسی شاهنامه را 400 سال پس از حمله اعراب به ایران سرود، در آن دوران اغلب شعر سرودن به زبان عربی را نوعی هنر و فضیلت می‌دانستند.
وی در پایان افزود: بنابراین سخن‌سرایی به زبان پارسی پاک و سره از واژه‌های تازی بر خلاف قبول و پسند زمان بود. برهمین اساس سرایش منظومه حماسی بدین‌گونه شهامت می‌خواست و فردوسی آن شهامت لازم را دارا بود. 
روایت‌هایی متفاوت از یک داستان
در ادامه ابوالقاسم اسماعیل‌پور پیرامون موضوع «اسطوره آسمان‌پیمایی کیکاووس» سخن گفت.
وی از کیکاووس به عنوان یکی از شخصیت‌های مهم شاهنامه یاد کرد که ویژگی‌ها و ابعاد شخصیتی مهمی دارد و گفت: در مقاله‌ای که ارایه می‌کنم، قصد دارم به ویژگی شخصیتی کیکاووس، یعنی پرواز آسمانی او بپردازم.
برهمین اساس در ابتدا اسماعیل‌پور چکیده‌ای از داستان پرواز آسمانی کیکاووس را ارایه کرد.
وی گفت: هرچند در اوستا فروهرِ کیکاووس در ردیف شهریاران و شاه‌زادگان کیانی ستوده می‌شود و او صاحب فره کیانی‌ است، اما از سفر آسمانی او در اوستای موجود خبری نیست.
این پژوهش‌گر ادامه داد: پیشینه اسطوره آسمان‌پیمایی کیکاووس به دوران هند و ایرانی (هزاره دوم پس از میلاد) می‌رسد. اما به روایت شاهنامه دیو دژخیم باعث فریب کیکاووس می‌شود و به روایت دینکرد نهم، دیو خشم این وظیفه را برعهده دارد. بنابراین تفاوت‌هایی در روایت شاهنامه و متون پهلوی دیده می‌شود. 
وی در پایان به متون تاریخی-اسلامی اشاره و تصریح کرد: در این متون نیز کیکاووس با نمرود مقایسه شده است. زین‌الاخبار گردیزی، روایت طبری یا تاریخ بلعمی نمونه‌هایی از این متون هستند. آخرین سخنران این بخش کارلو چرتی از کشور ایتالیا بود، که پیرامون موضوع «شاهنامه و ادبیات فارسی میانه» صحبت کرد. وی در این بخش مقاله خود را به زبان انگلیسی ارایه کرد.
همایش بین‌المللی «هزارمین سال سرایش شاهنامه فردوسی» از دوم تا چهارم آذر در سالن مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی برپاست.

بازنوشت داستان‌های شاهنامه منتشر می‌شود

میرجلال‌الدین کزازی، پژوهشگر، از به پایان رسیدن بازنوشت «داستان‌های شاهنامه» خبر داد. وی همچنین در نظر دارد بررسی و گزارش غزل‌های حافظ براساس دو دیدگاه زیباشناسی و باورشناسی را ادامه دهد و در قالب دیگر مجلدهای «سه‌گانه حافظ پژوهی» به چاپ برساند.کزازی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: بازنوشت «داستان‌های شاهنامه» به پایان رسیده است و این اثر را چند روز پیش برای چاپ به انتشارات سیمین و زرین سپرده‌ام. احتمال دارد این اثر در دو مجلد به چاپ برسد؛ چراکه دستنویس آن حدود هزار و 700 برگ شده است.

وی درباره شیوه کارش در این اثر توضیح داد: بازنوشت تمامی داستان‌های «شاهنامه»، این نامه نامور، در این اثر آمده و تنها بخش‌هایی که ساختار داستانی نداشته‌اند، کنار گذاشته شده است. برای نمونه بخش‌های مرتبط با بزم‌های بزرگمهر با نوشین‌روان و فرزانگان که دراز دامان است در این بازنوشت نیامده است.

این پژوهشگر افزود: در این بازنوشت پیکره داستان‌ها به صورت کلی پاسداشته شده‌اند. در حقیقت در این اثر «شاهنامه» را به‌گونه‌ای فشرده اما با زبانی هم‌ساز و هماهنگ با زبان «شاهنامه» نوشته‌ام.

وی درباره نسخه‌ای که در این بازنویسی به‌کار گرفته است اظهار کرد: این بازنوشت را براساس مجموعه 9 جلدی «نامه باستان» که ویرایش و گزارش بیت به بیت «شاهنامه» است و پیش‌تر از من به چاپ رسیده است، انجام داده‌ام. همچنین هر جا که شایسته دیده‌ام از بیت‌های شاهنامه نیز در این بازنوشت بهره گرفته‌ام.

کزازی ادامه داد: البته چندان تفاوتی نداشت که از کدام نسخه «شاهنامه» استفاده کنم؛ چراکه با پیکره اصلی داستان‌ها سروکار داشته‌ام.

وی توضیح داد: این روزها چند کار دیگر نیز در دست انجام دارم. یکی از آن‌ها پی‌گرفت سه‌گانه حافظ شناسی است که در مجلدهای دیگری به چاپ می‌رسد. در هر مجلد ۲۰ غزل از ابتدای دیوان گزینش و بر طبق دو دیدگاه زیبا‌شناسی و باورشناسی بررسی و گزارش شده‌اند. به عبارت دیگر تاکنون 60 غزل بر اساس این روند بررسی شده‌اند.

کزازی گفت: این احتمال وجود دارد که هر چه کار پیش‌تر می‌رود، آهنگ‌ کار تندتر شود و در هر مجلد غزل‌های بیشتری بررسی و ارایه شوند.

وی در ادامه به برگردان شاهکارهای کلاسیک در ادب اروپایی اشاره و تشریح کرد: پیش‌تر از این گونه چند کتاب چون «افسانه‌های دگردیسی اوید»، «شهسوار ارابه» اثر کرتین دوترویدر و «درباره طبیعت» نوشته لوکرس با ترجمه من منتشر شده‌اند. از همین مجموعه «زندگی در بهروزی و کوتاهی زندگی» اثر سنک را به پارسی برگردانده‌ام. این اثر منتظر اخذ مجوز انتشار است.

این پژوهشگر در پایان افزود: این دو نوشته سنک (سنکا) همچون دیگر آثار او ساختاری فلسفی و فرزانه‌وار دارند. همچنین در نظر دارم دفتر شعری از هُراس، شاعر رومی، را با عنوان احتمالی «چامه‌ها» به پارسی برگردانم.

روایت شاهنامه از زبان راوی دشت توس

کتاب «داستان کیخسرو، از زبان راوی دشت توس» فراهم آمده محسن میهن‌دوست، بازگویی و نثرگردانی بخشی از شاهنامه فردوسی از زبان یکی از نقالان دشت توس به نام میرزا حسن است.ه گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، میهن‌دوست در پژوهش‌های میدانی با نقالی به نام میرزا حسن آشنا می‌شود و یکی از داستان‌های شاهنامه را از زبان این نقال دشت توس می‌شنود و سالیان بعد به گونه کتابی که اکنون به نام «داستان کیخسرو» در دسترس پژوهندگان قرار گرفته ، منتشر کرده است.
نقالی، سنتی دیرپا و ریشه دار در فرهنگ ایرانی است. میرزا حسن نیز یکی از نقالان گمنامی است که روایتگر داستانی از شاهنامه شده است. روایت او تفاوتی با شاهنامه ندارد و از افزوده‌هایی که معمولا در نقل نقالان شاهنامه دیده می‌شود، به دور است. میهن‌دوست می‌نویسد که میرزا حسن «شاهنامه را می‌شناخت و کدخدا و اداره کننده عطاری کوچکی بود که در درگاه و ورودی روستا قرار داشت» (ص 11).
بازنویسی گفتار این نقال گمنام، که اکنون چشم از جهان فرو بسته است، کاری شایسته و درخور توجه است و در حوزه فرهنگ عامه قرار می‌گیرد؛ هر چند میهن‌دوست اشاره نمی‌کند که تا کجا پای‌بند و وفادار به شیوه نقالی میرزا حسن بوده است و گفتار او را، به ضرورت‌های نوشتاری، چه اندازه تغییر داده است.
داستان کتاب و روایت نقال از آنجایی آغاز می‌شود که کیخسرو به دنیا می‌آید، خبر کشته شدن سیاوش به ایرانیان می‌رسد و آنها نبردهای کین‌خواهانه را آغاز می‌کنند. پیشاپیش سپاه ایران رستم است اما نبرد را فرزند او، فرامرز، آغاز می‌کند. ماجرا ادامه می‌یابد تا هنگامی که گودرز، سروش را به خواب می‌بیند و نشان کیخسرو را می‌یابد و آنگاه فرزند خود گیو را به جستجوی او می‌فرستد و گیو پس از هفت سال، کیخسرو را می‌یابد و او را به ایران می‌آورد.
ماجرای بر تخت‌نشینی کیخسرو، خود همراه با فراز و فرودهایی است. توس، فرزند نوذر، با کیخسرو مخالفت می‌کند و فریبرز، پسر کیکاووس، را شایسته‌تر از او می‌داند. اما پس از آزمونی دشوار، کیخسرو شایستگی خود را نشان می‌دهد و بر تخت شاهی می‌نشیند و بی درنگ نبردهای کین خواهانه ایران و توران را آغاز می‌کند.
نخستین ماجرا، نبرد توس با فرود است که در نتیجه بی خردی و خشم توس، سرانجام تلخ و ناگواری می‌یابد. کشته شدن بسیاری از فرزندان گودرز، نبرد با کاموس‌کشانی و خاقان چین و هنرنمایی بی مانند رستم در آن نبرد، در ادامه می‌آید و با شکست آنان ماجرای کتاب و نقالی میرزا حسن نیز به پایان می‌رسد.
میهن‌دوست دو نوشته به آغاز و پایان کتاب افزوده است. در نوشته آغازین که عنوان «درنگ» بدان داده است، با تکیه بر منابع اسطوره‌شناختی، درباره بخش‌بندی جهان به دست فریدون سخن به میان می‌آورد.
سپس از دلبستگی سودابه به سیاوش و گذشتن سیاوش از کوه آتش یاد می‌کند و دیدگاه اسطوره‌شناسان و شاهنامه‌پژوهان را درباره همانندی داستان سیاوش با اسطوره‌های دیگر را برمی‌شمارد و می‌نویسد که برخی اسطوره سیاوش را برگرفته از داستان «دموزی» بین‌النهرین می‌دانند و گروهی آن را با ایزدان ایرانی می‌سنجند و شماری نیز نشانه‌هایی از توتم اسب و آیین‌های کهن را در این داستان جستجو می‌کنند. 
میهن‌دوست سپس از شخصیت والا و فر کیانی کیخسرو آگاهی‌هایی به‌دست می‌دهد و در ادامه به معرفی کوتاه میرزا حسن، نقال شاهنامه، می‌پردازد و از شاهنامه‌ای یاد می‌کند که متعلق به او بود. در پایان نیز شیوه کار خود در این کتاب و اهمیت کار نقالی میرزا حسن را توضیح می‌دهد.
گفتار پایانی «افزوده‌های پژوهشگر» عنوان گرفته است و درباره چهره حماسی و اسطوره ای کیخسرو است. نویسنده تاکید بر چهره آرمانی کیخسرو دارد و بخش‌هایی از «زامیاد یشت» (نوزدهمین یشت اوستا که در بزرگداشت و ستایش «فَـرِ کیانی» سروده شده) را نقل می‌کند تا تصویر و شناختی بهتر از کیخسرو به دست داده باشد.
پارسایی و پرهیزگاری کیخسرو نیز نکته دیگری است که میهن‌دوست به بازگویی و توجه به آن می‌پردازد و به نکته‌های باریک بینانه‌تری اشاره می‌کند که در ضمن ماجرای کیخسرو در شاهنامه آمده است. تاملی درباره شخصیت رستم در شاهنامه، بخش دیگری از نوشته پایانی میهن‌دوست است. از اشاره دیگر او نیز چنین برمی‌آید که نویسنده در سال‌های 1351 تا 1354 نقالی میرزا حسن را شنیده و اکنون به گردآوری آنچه او از شاهنامه روایت می‌کرد، پرداخته است.
میرزا حسن، نقال شاهنامه، در لابه‌لای روایت خود، بیت‌هایی را از شاهنامه نقل کرده است. میهن‌دوست آن بیت‌ها را هم آورده و با چاپ مسکو شاهنامه سنجیده است و اختلافات را در پایان صفحات کتاب، ضبط کرده است. میهن‌دوست پیش از این نیز بخش دیگری از روایت میرزا حسن را در کتاب «گفتاری از سیاووش شاهنامه» (1379) منتشر کرده است.

ایران درودی

درست 75 سال و یک ماه پیش در چنین روزی بانوی هنرمند مشهدی ایران درودی گام به هستی نهاد.

ایران دَرّودی نقاش برجسته معاصر ایران و جهان که به عقیده برخی پیرو مکتب فراواقع‌گرایی )سورئالیسم) است. او همچنین کارگردان، نویسنده، منتقد هنری و استاد دانشگاه رشته تاریخ هنر است.

ایران درودی از برجسته‌ترین و بزرگترین چهرهای معاصر هنر نقاشی ِ ایران و جهان است. او در ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در مشهد به دنیا آمد. خانواده پدری، نسل در نسل از بازرگانان صاحب نام خراسان بودند و خانواده مادری از بازرگانان قفقاز که در اوایل انقلاب روسیه به ایران مهاجرت کرده بودند. وی در سال ۱۹۵۴ برای تحصیل در رشته نقاشی در دانشکده بوزار در پاریس به تحصیل مشغول می‌شود و در سالهای ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۸ به یادگیری هنر در آموزشگاه‌ها و دانشکده‌های گوناگون پرداخت: مدرسه هنرهای زیبای پاریس (بوزار)، مدرسه لوور پاریس، دانشکده سلطنتی بروکسل (ویترای)، انیسیتوی آر. سی. آی نیویورک (رشته تهیه و کارگردانی برنامه‌های تلویزیون).

درودی همچنین کارگردان و تهیه‌کننده چند فیلم مستند و کوتاه برای تلویزیون بوده‌است. درودی در ۱۹۷۰ به درخواست دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به تدریس تاریخ هنر در این دانشگاه پرداخت.

تحصیلات:

 دانشکده عالی هنرهای زیبای پاریس (بوزار) رشته نقاشی

مدرسه لوور پاریس، رشته تاریخ هنر.

دانشکده‌ سلطنتی بروکسل، رشته ویترای

انستیتو آر.سی. آ. نیویورک، رشته تهیه و کارگردانی سینما و برنامه‌های تلویزیونی

۵۲نمایشگاه انفرادی در ایران،‌ آمریکا، بلژیک، فرانسه، سوییس، ژاپن، مکزیک، ایتالیا.

بیش از ۱۲۰ نمایشگاه گروهی در ایران، فرانسه، بلژیک، سوییس، امریکا، مکزیک،

 ژاپن، استرالیا، موناکو، ،آلمان و امارات متحده عربی،

 انتشار مجموعه‌ نقاشی‌های ایران درودی. ۱۳۵۲ و ۱۳۵۵

در فاصله دو نقطه...! (زندگی نامه نقاش) نشرنی- چاپ ششم ۱۳۸۵

چشم شنوا (مجموعه نقاشی‌ها)- ۱۳۸۳

کارگردانی فیلم ۵۵ دقیقه‌ای؛ بی‌ینال ونیز

 «در خانه پدری، از آن‌جایی که نامادری پدرم روس و یکی از زن عموهایم آلمانی بود، رسم و رسوم و تشریفات اعیاد مسیحی اجرا می‌شد؛ ولی خانواده مادری پاپبند رسوم ایرانی، تمام اعیاد و سوگواری‌های اسلامی را با تشریفات کامل برگزار می‌کردند...پدربزرگ قفقازی که به ایرانی الاصل بودن‌اش می‌بالید با لهجه غلیظ ترکی برای من و خواهرم اشعار سعدی و حافظ را می‌خواند و قصه رستم و افراسیاب نقل می‌کرد حال آن‌‌که خانواده پدری با فخر و تکبر از گوته و تولستوی و چخوف یاد می‌کردند. حضور من در این خانواده که به چهار زبان مختلف صحبت می‌کردند، زمینه مستعد برای تاثیرپذیری‌ام از فرهنگ‌های متفاوت را فراهم آورد…پدر و مادرم، هیچگاه برای فرزند پسر یا دختر تفاوتی قایل نبودند. هنگامی که خواستم به مدرسه بوزار در پاریس بروم، کسی در خانواده مخالفتی نکرد. فراموش نکنیم که این مربوط به سال‌های ۱۳۳۳ است. آن زمان طرز تفکر خانواده‌ها این گونه نبود که دختر جوانی را برای تحصیل آن هم در رشته نقاشی به خارج بفرستند. خانواده من آزادمنشانه به ما پروبال می‌دادند. پدرم تحمل عجیبی داشت که حتماً انشاهای مدرسه را برایش بخوانم. داشتن جرات و اعتماد بنفس را او در من ایجاد کرد.»

ادامه مطلب ...

گرجی‌ها حماسه‌سرایی را از شاهنامه فردوسی وام گرفته‌اند

رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در همایش «میراث گرجی‌ها در خارج» گفت: الگوگیری در زبان و ادبیات گرجی و حماسه‌سرایی در کتاب «مرد پلنگ پوش به تاسی» از شاهنامه فردوسی ایران است و همچنین ترجمه اشعار خیام، جامی، رودکی، مولوی، حافظ و سعدی حکایت از اشتراکات روحی و فرهنگی دو ملت دارد.ه گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، دکتر اسحق صلاحی در همایش «میراث گرجی‌ها در خارج» به بیان موقعیت کشور گرجستان، ویژگی‌های فرهنگی گرجی‌ها، رابطه فرهنگی ایران و گرجستان و تعاملات بین دو کشور پرداخت و افزود: موقعیت ژئوپولتیکی و استراتژیکی سبب شده تا گرجستان چهار راه تلاقی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها و کانون توجهات در منطقه باشد.
وی گفت: ملت گرجستان ثابت کردند در طول تاریخ یک انتخاب‌گر و گزینش‌گر خوب هستند چرا که در گرجستان فرهنگ‌های مختلفی حاکم بود اما مردم گرجی به بهترین آن روی خوش نشان دادند. 
صلاحی اظهار کرد: امروز تنوع نژادی و مذهبی به عنوان ثروت تاریخی فرهنگی و اجتماعی گرجستان تلقی می‌شود و موضوع فرهنگی نیز در کنار آن به عاملی برای موفقیت گرجستان امروز تبدیل شده است.
رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی کشورمان در بخش دیگری از سخنان خود به رابطه فرهنگی میان ایران و گرجستان اشاره کرد و افزود: حدود 500 سال است که برخی ایرانی‌های گرجی تبار در فارس، مازندران و اصفهان و در کنار ملت ایران زندگی صمیمانه‌ای دارند که نشان از غنای فرهنگی دو ملت است .
وی افزود: وجود بیش از 3000 لغت فارسی در زبان گرجی و توسعه ادبیات فارسی و ایجاد کرسی ایران شناسی در دانشگاهای گرجستان از علاقه و اهمیت مسوولان گرجی به تعامل فرهنگی با ایران و ملت ایران است.
صلاحی گفت: تعداد نسخ خطی فارسی موجود در موسسه ملی نسخ خطی گرجستان در مقام دوم پس از کتاب‌های خطی گرجی است که این موضوع نیز از عمیق بودن ارتباطات فرهنگی دو کشور از زمان گذشته تا کنون حکایت دارد.
وی خاطر نشان کرد: قدردانی متقابل ایران از گرجی خوش آوازه‌ای همچون الله‌وردی خان و فرزند دلاورش امام قلی‌خان فرماندار و فرمانده نظامی فارس و مبارز میدان جهاد با اشغال‌گران پرتغالی در جنوب ایران، نشان از یک رابطه دو طرفه دارد و امروز شما در شهر قشم و در بزرگترین جزیره خلیج فارس مجسمه و یادمانی از امام قلی‌خان را نظاره‌گرید.
تعاملات فرهنگی میان ایران و گرجستان بخش دیگری از صحبت‌های  صلاحی در همایش میراث گرجی‌ها در خارج بود که در آن به پیوندها و مشترکات میان ایران و گرجستان اشاره شد.
صلاحی در این باره گفت: این پیوندها به گونه‌ای است که امروزه شاهد امضا تفاهم‌نامه‌های همکاری میان کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران و موسسه نسخ خطی کتابخانه و آرشیو ملی گرجستان هستیم البته باید این را نیز اشاره کرد که پیش از این نیز تعداد زیادی از گرجی‌ها برای آموزش به ایران آمده بودند.
رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران در پایان از «بویو»، مدیر موسسه نسخ خطی گرجستان دعوت کرد تا با تعامل بیشتر با سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران افرادی را برای آموزش دیدن به ایران بفرستند.